برگردان به زبان ساده
بیا از دور ساقی گیر جامی
که دور جم نمی ارزد بجامی
هوش مصنوعی: بیایید از دور، ای ساقی، جامی را به دست بگیریم که زندگی در دور و بر جم، به اندازه یک جام هم نمیارزد.
از این زلفش همی بینم بدان زلف
چو مرغی کافتد از دامی بدامی
هوش مصنوعی: از این موهایش میبینم که مانند پرندهای در دام افتاده است و به دام دیگری میافتد.
ببازاری فتادستم که ندهند
بجامی سنگی و ننگی بنامی
هوش مصنوعی: در بازار افتادهام و از ترس اینکه سنگی به جام من نزنند، موقعیت و شهرت خود را نمیتوانم حفظ کنم.
جهان یکسر بکام خویش دیدم
چو بنهادم برون از خویش گامی
هوش مصنوعی: من وقتی قدم از خودم بیرون گذاشتم، دیدم که دنیا به تمام خواستههایم پاسخ مثبت میدهد.
بر آتش دارمت هر لحظه ای دل
چو بیرون آرمت بینم که خامی
هوش مصنوعی: هر لحظه تو را در سوز و آتش نگه میدارم، زیرا اگر از دلم بیرون بروی، میبینم که هنوز ناپخته و ناآمادهای.
نشاط آخر فتاد از پا در این دشت
به تیرش رمته من غیر رامی
هوش مصنوعی: در این دشت، خوشحالی و شادابی از پا افتاده است و تنها تیرگی و ناراحتی باقی مانده که باعث دلزدگی و کسالت من شده است.