برگردان به زبان ساده
یک بار نخواندند و نگفتند کجایی
تا چند توان رفتن تا خوانده بجایی
هوش مصنوعی: شخصی هرگز نپرسیدهاند که تو کجا هستی و چقدر میتوانی رفتن را ادامه دهی تا به نتیجهای برسید.
ترسم ز خرابی دل ای دوست که گویند
این خانه نبودست در آن خانه خدایی
هوش مصنوعی: میترسم که دل من خراب شود، ای دوست، چون ممکن است بگویند در این دل، جایی برای خدا نیست و او را در آن نیابند.
تا غیر شود شاد ز آزردگی من
دانسته زمن پرسی کازرده چرایی
هوش مصنوعی: برای اینکه دیگران از ناراحتی من خوشحال شوند، میدانم که از من میپرسند چرا ناراحت هستم.
بر هر که ستم رفت بباید کرمی کرد
شادم که بجز من نکند دوست جفایی
هوش مصنوعی: کسی که مورد ظلم و ستم قرار گرفته است، باید به او نیکوئی کند. خوشحالم که جز من، هیچ دوستی به کسی آسیب نمیزند.
سر گشته شتابان ز پیت تا بکی این خلق
بگذار بگوییم که در خانه ی مایی
هوش مصنوعی: سرگشته ای که در پی فرار یا خلاصی از وضعی نامطلوب است، به سرعت در حال حرکت به جایی است. این شخص شاید انتظار دارد که دیگران هم در خانه او باشند و به وضعیت پیش آمده بپردازند. در واقع، او تمایل دارد که با دیگران در ارتباط باشد و این احساس را به اشتراک بگذارد که همه در یک وضعیت مشابه قرار دارند.
این وادی عشق است نه جولانگه شاهان
اینجاست که بخشند شهی را بگدایی
هوش مصنوعی: این مکان مربوط به عشق است و نه جایی برای حکمرانی شاهان. در اینجا است که امکان داده شدن امتیازات و نعمتها به موجودات عادی و فروتن، همچون گدایان، وجود دارد.
هر کس بمراد دل خود شاد بچیزیست
ماییم و غم یار،خدایا تو گوایی
هوش مصنوعی: هر کسی که به خواسته و آرزوهایش برسد، خوشحال میشود و ما همچنان غم و اندوه یار را به دوش میکشیم، خدایا تو خود گواهی بر این حال ما.
ما را طمعی از تو جز این نیست که رویت
از دور ببینیم و بگوییم دعایی
هوش مصنوعی: ما فقط امید داریم که بتوانیم از دور چهرهات را ببینیم و برایت دعا کنیم.
چندان که ملولی ز نشاط او زتو خرسند
جز مهر خطایی نه و جز جور عطایی
هوش مصنوعی: هر اندازه که از شادی او ناراحت باشی، نمیتوانی از محبت و لطف او دلخور باشی، زیرا تنها خطاهای عشق است که میتواند در پرتو مهر او دیده شود و هیچ چیز جز نیکی و مهربانی از او به ما نمیرسد.