برگردان به زبان ساده
این شهد نمیرسد بکامی
این صید نمی فتد بدامی
هوش مصنوعی: این شیرینی به کسی نمیرسد و این شکار نیز به دام نمیافتد.
سد جو برهش ز دیده بستم
این سرو نمیکند خرامی
هوش مصنوعی: من بر راه بیرون رفتن این سرو، که در نگاه من است، سد و مانع ایجاد کردهام؛ این سرو دیگر نمیتواند به آرامی حرکت کند.
دستم رسد ار بچین زلفش
سد صبح بر آورم ز شامی
هوش مصنوعی: اگر بتوانم زلف او را بچینم، صبح را مانند شب در آورم.
ما را که بهیچ میفروشند
ای خواجه نمیخری غلامی
هوش مصنوعی: ما را که به هیچ چیزی نمیفروشند، ای آقا، تو نمیتوانی ما را به عنوان خدمتگزار بخری.
باز آن رخ آتشین بر افروز
یک شعله چه میکند بخامی
هوش مصنوعی: بار دیگر آن چهره آتشین را برافراز! یک شعله چه تأثیری در خاموشی دارد؟
دارم ز تو چشم یک نگه باز
من مست نمیشوم ز جامی
هوش مصنوعی: من از تو تنها به یک نگاه نیاز دارم و نیازی به شراب ندارم تا مست شوم.
بی عشق چه خاصیت دهد عقل
بی تیغ چه آید از نیامی
هوش مصنوعی: عشق ارزش و معنایی به عقل میبخشد و بدون عشق، عقل نمیتواند کارایی خاصی داشته باشد. همچنین، اگر تیری نباشد، از نیامی چیزی به دست نخواهد آمد، یعنی بدون انگیزه یا حرکتی، نتیجهای حاصل نمیشود.
بی عزم چه سود آورد حزم
بی شیر چه خیزد از کنامی
هوش مصنوعی: بدون اراده و عزم، احتیاط هیچ فایدهای ندارد و اگر شیر در کنارش نباشد، نمیتوان انتظار رفتار شجاعانهای داشت.
از خویش برون شو اول آنگاه
بگذار براه دوست گامی
هوش مصنوعی: اول از خودت خارج شو و خود را کنار بگذار، سپس قدم در راه دوست بگذار.
رسوای غمت نشاط و غم نیست
این ننگ نمیدهد بنامی
هوش مصنوعی: در اینجا به نظر میرسد که شخصی به شهرت بدی که به خاطر غمهایش به دست آورده، اشاره میکند. او میگوید که غم و شادی او باعث سرشکستگیاش نمیشود و این ننگ به او اعتبار نمیدهد. به طور کلی، میخواهد بگوید که مشکلاتش او را از اعتبار نمیاندازد.