برگردان به زبان ساده
صبح است و گشادند در دیر مغان را
پیمانه نهادند به کف مغبچگان را
هوش مصنوعی: صبح شده و درِ میخانهها را باز کردهاند. جامها را در دست مینوشیدگان گذاشتهاند.
ساقی بده آن رطل گران تا به رخ بخت
ریزیم و ز سر بازنهد خواب گران را
هوش مصنوعی: ای ساقی، آن ظرف سنگین را به من بده تا بخت خود را به بهترین شکل تجربه کنیم و خواب عمیق و بیفکر را از سر بزنیم.
وانگاه به جامی دو دگر پاک بشوییم
از روی دل غمزده گرد دو جهان را
هوش مصنوعی: سپس ما با یک جام دیگر، غم و اندوه را از دل پاک کنیم و از دو جهان را برگردانیم.
سر مست خرامیم به باغی که در آنجا
بر دامن گل دست ندادند خزان را
هوش مصنوعی: در باغی که در آن، پاییز نتوانسته بر گلها دست بزند، ما خوشحال و سرمست به آرامی قدم میزنیم.
گلزار ولای شه لولاک محمد
کز نکهتی آراست زمین را و زمان را
هوش مصنوعی: باغ و زمین و زمان به زیبایی و عطر محمد زیبا شده است. زیبایی او همچون گلی در گلزار، جهان را آراسته و مملو از خوشبوئی کرده است.
صد شکر خدا را که نمردیم و بدیدیم
خالی بجز از وی دل و دست و سر و جان را
هوش مصنوعی: خدا را شکر میکنم که هنوز زندهایم و توانستهایم چیزی جز خدا را در دل و دست و سر و جان خود مشاهده نکنیم.
ای شوخ رها کن دل سرگشتهٔ ما را
کانسان که تو دیدیش نبینی دگر آن را
هوش مصنوعی: ای شوخ، دل پریشان ما را رها کن، چون کسی که تو را دیده، دیگر آن دل را نخواهد دید.
از جمع دگر بود پریشان دل و یکچند
میبرد ندانسته به زلف تو گمان را
هوش مصنوعی: دلهای دیگران آشفته و پریشان است و مدتی میگذرد که بدون اینکه آگاه باشند، به زیبایی و زلف تو گمان میبرند.
خستند دل و جرم به ابروی تو بستند
دادند به دست تو پس از تیر کمان را
هوش مصنوعی: دلها خستهاند و گناهها با تو مرتبط شده است. پس از آنکه تیر و کمان را در دستان تو قرار دادند، این مسئولیت به تو سپرده شده است.
بگشا نظر ای شاهد دنیا سوی آنان
کاندر طلبت بسته شب و روز میان را
هوش مصنوعی: ای زیبا، نظر خود را به سوی آنانی باز کن که شب و روز در جستجوی تو هستند.
مهر تو نخواهیم و ز کین تو نکاهیم
ز آتش نه زیان است و نه سود آب روان را
هوش مصنوعی: عشق و محبت تو را ترک نخواهیم کرد و از آتش کینه و نفرت انتقام نمیگیریم. این آتش نه به ما ضرری میزند و نه سودی برای ما دارد، مانند آب روان که تنها به جریان خود ادامه میدهد.
چیزی که بدان شاد توان بود ندیدیم
دیدیم سراسر همه اسباب جهان را
هوش مصنوعی: ما هیچ چیز را که باعث شادی ما شود، ندیدهایم. همه چیزهایی که در جهان وجود دارد را دیدهایم.
کار من و تو راست نیاید دگر ای دهر
بگذار کزین ورطه بجوییم کران را
هوش مصنوعی: کار من و تو دیگر به درستی پیش نمیرود ای روزگار، پس بگذار از این وضعیت دشوار راهی برای نجات پیدا کنیم.
گر بند دلم بندگی شاه نبودی
بر هم زدمی سلسلهٔ کون و مکان را
هوش مصنوعی: اگر در دل من عشق به شاه و بزرگی نبود، با یک حرکت میتوانستم نظم و نظام جهان را برهم زنم.
شاهی که از او شادروان خسرو لولاک
آن خواجه که او علت غائیست جهان را
هوش مصنوعی: شاهی که او منشاء خوشحالی و شادابی است، همانند خسرو لولاک، که دلیل زیبایی و روشنی جهان به شمار میآید.
نور احد است احمد و شه سایهٔ ایزد
بربند نشاط از همه جز دوست زبان را
هوش مصنوعی: نور یگانگی، احمد است و سایهی خدا بر آدمی، شراکت در شادی را از همه جز دوست به زبان میآورد.