برگردان به زبان ساده
بگذر ای ناصح فرزانه ز افسانهٔ ما
بگذارید به ما این دل دیوانهٔ ما
هوش مصنوعی: ای راهنمای خردمند، از داستان ما عبور کن و بگذار که ما خود به حال این دل دیوانهمان بپردازیم.
ما به دیوانگی افسانهٔ شهریم ولی
عاقلان نیک بخوابند ز افسانهٔ ما
هوش مصنوعی: ما در شهر خود دیوانهواری میکنیم، اما افراد عاقل بهتر است که به خواب خوش بروند و دلمشغولیهای ما را فراموش کنند.
ساغری از کف ساقی مگر آریم به دست
ورنه مستی ندهد دست ز پیمانهٔ ما
هوش مصنوعی: اگر نتوانیم ساغری از دست ساقی بگیریم، پس مستی به ما نخواهد رسید و نمیتوانیم از پیمانهٔ خود بهرهمند شویم.
واعظا با همه غوغای خردمندیها
نبری صرفه ز یک نالهٔ مستانهٔ ما
هوش مصنوعی: ای واعظ، با تمام بحثها و منطقهای عاقلانهات، از یک نالهٔ عاشقانهٔ ما صرفنظر نکن.
سیلی ای دیده روان ساز که ویران کندش
تا مگر درخور گنجی شود این خانهٔ ما
هوش مصنوعی: ای دیده، اشکی بریز که آنچنان ویران کند که شاید این خانهٔ ما مستحق گنج و ثروت شود.
سقف این کاخ زراندود حجاب فلک است
پرتو مهر بجویید ز ویرانهٔ ما
هوش مصنوعی: سقف این کاخ طلایی، پردهای است که آسمان را میپوشاند. نور خورشید را از ویرانهی ما جستجو کنید.
آنکه یک شب غمش از دل ننهد پای برون
کاش یک روز نهد پای به کاشانهٔ ما
هوش مصنوعی: کسی که یک شب هم نتواند غم خود را از دل بیرون کند، ای کاش روزی بیاید و به خانهٔ ما قدم بگذارد.
خردت راهبر کوچهٔ غمناکان است
خبری جو ز نشاط از در میخانهٔ ما
هوش مصنوعی: عقل و خردت میتواند تو را در مسیر غم و اندوه هدایت کند، اما خبری از خوشحالی و سرزندگی از محیط میخانه ما بپرس.