برگردان به زبان ساده
با ما سخن ز نیک و بد کار میکنی
ما را گمان مردم هشیار میکنی
هوش مصنوعی: تو با ما درباره خوبیها و بدیها صحبت میکنی، اما ما را طوری میپنداری که مردم باهوش دربارهمان فکر میکنند.
من با تو قالب تهیم سوی من ببین
از شرم اگر تو روی به دیوار میکنی
هوش مصنوعی: من و تو در یک شکل و قالب قرار داریم، حالا به من نگاه کن و ببین که چطور به خاطر شرم و خجالت اگر تو رویت را به دیوار میکنی، من هم تحت تأثیر قرار میگیرم.
تنها نه دل ز من به نگاهی گرفتهای
در شهر ازین معامله بسیار میکنی
هوش مصنوعی: فقط دل من نیست که با یک نگاه تو گرفتار شده، در این شهر خیلیها از این نوع معامله و سحر وجود دارند.
من از فریب دانه نیفتادهام به دام
تو سنگ میزنی و گرفتار میکنی
هوش مصنوعی: من فریب نمیخورم و به دام تو نمیافتم، اما تو با نیرنگهایت سعی میکنی مرا به بند بکشی.
شاید پسندت افتد با دوستان وفا
گاهی نکردهای تو و انکار میکنی
هوش مصنوعی: شاید تو هم مثل دوستانت گاهی بدعهدی کردهای و این را انکار میکنی.
تو آب جویباری و ما عکس شاخسار
ما ایستادهایم و تو رفتار میکنی
هوش مصنوعی: تو مانند آب جویباری هستی و ما همچون سایههایی از درختان در کنار تو ایستادهایم و تو در حال حرکت و تغییر هستی.
ما همچو عکس توتی لببسته از بیان
تو در قفای آینه گفتار میکنی
هوش مصنوعی: ما مانند عکسی از تو، ساکت و بدون کلام، در پشت آینهای که سخن میگوید، احساسات و افکار تو را منتقل میکنیم.
تا کی ز عشق روی نکویان سخن نشاط
ما را به درد خویش گرفتار میکنی
هوش مصنوعی: چقدر باید از عشق زیباییها صحبت کنیم، در حالی که این کار فقط باعث درد و رنج ما میشود؟