برگردان به زبان ساده
دل دگر با که سپارم که تو در جان منی
جان دگر با که فشانم که تو جانان منی
هوش مصنوعی: دل را به چه کسی بسپارم وقتی تو در وجود من حضور داری؟ و جانم را به چه کسی تقدیم کنم وقتی تو محبوب من هستی؟
هنری نیست جز اینم ز چه پنهان سازم
گو همه خلق بدانند تو جانان منی
هوش مصنوعی: من هیچ هنری جز این ندارم که چرا آن را پنهان کنم؛ بگذار همه بدانند که تو محبوب منی.
گفتمت مهر و در این گفته چه جای نظر است
تو بدین طلعت افروخته برهان منی
هوش مصنوعی: به تو گفتم که عشق و محبت در این موضوع چه جای تأمل دارد، تو با این چهره درخشان و زیبا، خود دلیلی هستی برای من.
زخمی ای خواجه گرت با من مسکین رحمی ست
دردی ای دوست اگر از پی درمان منی
هوش مصنوعی: ای خواجه، اگر بر من مسکین رحم کنی و زخمی را متوجه شوی، دوست عزیز! اگر به دنبال درمان درد من هستی، لطفاً به من کمک کن.
چه غم از دوش و چه اندیشه ز فردا دارم
تویی آغاز من و باز تو پایان منی
هوش مصنوعی: چه غمی از بار زندگی بر دوش خود دارم و چه فکری درباره فردا میکنم. تو در آغاز وجود من هستی و در انتها نیز تو هستی.
خط او سرزده یا سرزده ای از خط او
روزکی چند شد ای دل که بفرمان منی
هوش مصنوعی: کسی به جان من وارد شده است که خطش مرا به شدت تحت تاثیر قرار داده. ای دل، چند روزی است که تو به دلم فرمان میدهی و من تحت سلطه توام.
گفتم ای دست بدامانش رسی روزی و شد
جیب جان چاک و تو در چاک گریبان منی
هوش مصنوعی: گفتم روزی به او میرسی و به خاطرش مشکلاتی که در زندگی داشتی، از بین میرود، اما تو هم اکنون درگیر مسائلی هستی که مانع از این دیدار میشود.
گفتم ای پا گذری بر سر راهش آخر
عمر از دست شد و باز بدامان منی
هوش مصنوعی: گفتم ای کسی که بیخبر و ناآگاه از مسیر زندگیام میگذری، در پایان عمرم به ناچار از زندگیام دور شدم و دوباره به من نزدیک میشوی.
گفتمش با سر زلف تو رسد دست نشاط
گفت زنهار همین بس که پریشان منی
هوش مصنوعی: به او گفتم که آیا دست شادابی و خوشی به موهای زیبا و مجنونی تو میرسد؟ او پاسخ داد که مراقب باش، همین که تو اینطور پریشان هستی، کافی است.