برگردان به زبان ساده
نوید لطف همی میرسد نهفته بگوشم
چه مژده ها که همی میدهد زغیب سروشم
هوش مصنوعی: به گوش من خوشحالی و پیامهای خوب میرسد که از جایی پنهان به من خبر میدهد، چه بشارتها که از دور برایم میآید.
مجال نطق نمیداد دوش بانگ سروشم
گمان انجمن این کز غمی ملول و خموشم
هوش مصنوعی: دیشب اجازه صحبت کردن نداشتم، صدای سرویس مرا متوجه جمعیتی کرد که به خاطر غمی غمگین و ساکت شده بودم.
چرا خموش نباشم میان جمع که هر سو
خیال اوست بچشمم حدیث اوست بگوشم
هوش مصنوعی: چرا باید در میان جمع ساکت بمانم، در حالی که هر طرف که نگاه میکنم، تصور او در چشمهایم است و داستان او در گوشهایم شنیده میشود؟
نبود اثر زمن و کوششم که داد زجودش
مرا وجود کنون هم روا بود که نکوشم
هوش مصنوعی: من به تأثیر زمان و تلاش خود پی نبردم و از بخشش او وجود یافتهام. اکنون هم درست است که دیگر تلاشی نکنم.
هر آنچه دوست پسندد خلاف آن نپسندم
اگر بر آتش سوزان نشاندم نخروشم
هوش مصنوعی: هر چیزی که مورد پسند دوست باشد، اگر مخالف آن باشد، برایم مهم نیست. حتی اگر مجبور شوم آن را بر آتش سوزان بگذارم، از آن منصرف نخواهم شد.
وجود من همه چشمیست بر وجود تو حیران
زبیم مدعیان گو که دیده از تو بپوشم
هوش مصنوعی: من وجودم را تماماً معطوف به نگاه به وجود تو کردهام و از حیرت در برابر تو شگفتزدهام. به آن کسانی که ادعای حقیقت دارند بگو که من نمیتوانم از دیدن تو چشم بپوشم.
عجب مدار بپوشم نشاط اگر غم عشقش
تمام سوخته ام با هزار شعله نجوشم
هوش مصنوعی: شگفتا که اگر خوشحالیام را پنهان کنم، باز هم نمیتوانم عشق او را فراموش کنم. گرچه قلبم به شدت سوخته است، اما نمیتوانم با هزار شعله همدردی کنم.