برگردان به زبان ساده
گفتم از میکده یک چند سوی خانه شوم
مستی از سر نهم و عاقل و فرزانه شوم
هوش مصنوعی: گفتم که مدتی به میکده بروم و از آنجا مستی را تجربه کنم تا اینکه دیگر عاقل و دانا نمانم و در این حال، به حالتی دیگر بدل شوم.
حلقه زد بر در دل سلسلهٔ طرهٔ دوست
چه کنم قسمتم اینست که دیوانه شوم
هوش مصنوعی: دلی که به عشق دوست آمیخته شده، طوری درگیر و محو آن شده که تنها راهی که پیش رویش است، دیوانگی است. او احساس میکند که نمیتواند از این عشق رهایی یابد و نتیجهاش این میشود که به شدت مجنون این عشق میشود.
خمی از باده به کاشانه نهان ساختهام
گو دو روزی نتوانم که به میخانه شوم
هوش مصنوعی: من برای خودم از بادهای که در دل دارم، گوشهای در خانهام نگه داشتهام، زیرا اگر نشود دو روز به میخانه بروم، از همین مقدار خوشی در خانهام راضی خواهم بود.
رهنمایی کنمش تا به سر گنج مراد
دست دل گیرم و ویرانه به ویرانه شوم
هوش مصنوعی: مرا در مسیر درست هدایت کن تا به آرزوهایم برسم. قلبم را بغل میگیرم و در دل ویرانیها به دنبال آرامش میگردم.
زین پس از من طمع عقل مدارید که من
فرض تر دارم ازین کار که فرزانه شوم
هوش مصنوعی: از این به بعد انتظار نداشته باشید که من عاقل شوم؛ زیرا به این کار نظری جدیتر دارم.
از نشاط این چه توقع که غمین بنشیند
قدحی برکشم و سرخوش و مستانه شوم
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که چگونه میتوان از شادی و خوشی انتظار داشت در حالی که دل غمگین است. وقتی که جامی پر از شراب بردارم و با حالتی شاداب و مستانه به زندگی نگاه کنم.