برگردان به زبان ساده
مردود خلق گشتم و گشتم پسند خویش
رستم ز بند غیر و فتادم به بند خویش
هوش مصنوعی: من از نظر مردم ناپسند شدم و فقط خودم را پسندیدم. از بند دیگران آزاد شدم، اما اکنون خودم در بند خودم گرفتار شدهام.
تا چند درد زهر بکامم زجام غیر
زین پس من و مذاق خوش از صاف قند خویش
هوش مصنوعی: دیگر چرا باید از زهر و تلخی دیگران در کام خود بچشم؟ از این پس تنها به طعم شیرین و لذتبخش زندگی خودم میپردازم.
ما را بتلخکامی خود ذوق دیگر است
چندین مدار پاس لب نوشخند خویش
هوش مصنوعی: ما به خاطر تلخی های زندگی، احساسات و ذوق های متفاوتی پیدا کرده ایم. بنابراین، زیبایی لبخندت را در نظر نداشته باش و نخواه که در آن را محدود ببینی.
توفان ز دیده آرم و بندم لب از سخن
تنگ آمدم ز دعوت نا سودمند خویش
هوش مصنوعی: چشمم پر از اشک است و دلم از گفتن باز مانده. از دعوتهایی که هیچ فایدهای ندارند، خسته و دلمرده شدهام.
در باغ جعد سنبل و در بزم زلف یار
هرجا بصورتی دگر آرد کمند خویش
هوش مصنوعی: در باغی که گلهای خوشبو و زیبا وجود دارند و در مجالس خاص، هرجا که زیبایی خاصی وجود داشته باشد، محبوب من همواره با جاذبه و زیبایی خود توجهها را به خود جلب میکند.
آخر عنان عشق سپردم بدست عقل
این عرصه ای نبود که تازم سمند خویش
هوش مصنوعی: در نهایت تصمیم گرفتم عشق را به دست عقل بسپارم، زیرا این میدان برای من جایی نبود که بتوانم با اسب خود به آن بروم.
خامی ز سر بنه که بخاک اوفتی نشاط
ای میوه خام باش بشاخ بلند خویش
هوش مصنوعی: از جوانی و خامی خود دست بردار، زیرا ممکن است با افتادن به زمین، شادابیات را از دست بدهی. ای میوهی نارس، سعی کن بر روی شاخهی بلند خود باقی بمانی.