برگردان به زبان ساده
نگه مست و چشم هشیارش
لب شیرین و تلخ گفتارش
هوش مصنوعی: نگاهِ دلربا و چشم بیدارش همراه با گفتار شیرین و تلخ اوست.
دیدم و دل بمهر او دادم
تا توانی بگو بیازارش
هوش مصنوعی: من عشق او را دیدم و دل خود را به او سپردم، هر زمان که بتوانی، دربارهاش صحبت کن.
رفت و پوشید چشم از نگهی
یا رب از چشم بد نگه دارش
هوش مصنوعی: او رفت و به خاطر نگرانی از چشم بد، از دیدن او چشم پوشید. ای خدا، او را از بدیها حفظ کن.
در دم آشفتگیست تا چه کند
زلف آشفته چشم بیمارش
هوش مصنوعی: در لحظهی حالی که همه چیز به هم ریخته است، باید ببینیم او با موهای به هم ریختهاش چه خواهد کرد، در حالی که چشمش نگران و بیمار است.
نیست ذوقی مرا زگل گویی
بلبلی یافت ره بگلزارش
هوش مصنوعی: در دل من شعفی از زیبایی گل و بلبل وجود ندارد، چرا که بلبل راهی به گلزارش نیافته است.
کس دل از ما نمیخرد تا چند
آرم از خانه سوی بازارش
هوش مصنوعی: هیچکس نیازی به دل ما ندارد، پس تا کی باید از خانهام به سوی بازار بروم؟
چون متاعی که عیب او داند
هم فروشنده هم خریدارش
هوش مصنوعی: به مانند کالایی که هم فروشنده و هم خریدار، نقص و عیب آن را میدانند.
راهب از دیرو عابد از مسجد
زاهد از غیر و عاشق از یارش
هوش مصنوعی: راهب از گذشته خودش در آستانهی معبد خود، عابد در مکان پرستشاش، زاهد از چیزهای غیر خدا دوری میکند و عاشق همواره به یاد محبوبش است.
همه در مانده و پریشانش
همه سر گشته و طلبکارش
هوش مصنوعی: همه به شدت نگران و آشفتهاند و همه به دنبال خواستههای او هستند.
ای خوشا وقت بنده ای کورا
نپسندد بجز خریدارش
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که مورد توجه هیچ کس جز کسی که او را خریده، قرار نگیرد.
آنکه از محرمان پادشه است
نشناسند گو ببازارش
هوش مصنوعی: کسی که از رازهای پادشاه باخبر است، اگر ناشناخته بماند، به او توجه نمیشود.
شد چو مقبول بند گیش نشاط
گو دو عالم کنند انکارش
هوش مصنوعی: وقتی که دلبر به محبت میرسد و مورد قبول قرار میگیرد، شادی و خوشحالی در دو جهان وجود دارد و هیچکس نمیتواند انکار کند.