برگردان به زبان ساده
این خیال خودپرستانند غافل کان جمال
تا به چشمی درنیاید برنیاید در خیال
هوش مصنوعی: این خیال، خیال کسانی است که در خود غرق شدهاند و غافل از این هستند که تا زمانی که آن زیبایی در چشم نمانده باشد، در خیال هم ظهور نمیکند.
عقل گوید رب ارنی عشق میگوید که هی!
کَیفَ اَعبُد؟ گاه من معبودم و گه ذوالجلال
هوش مصنوعی: عقل میگوید: «پروردگارم را به من نشان بده.» اما عشق جواب میدهد: «چگونه میتوانم عبادت کنم؟ زیرا در برخی مواقع من معبود هستم و در دیگر مواقع خداوند بزرگ.»
کَیفَ اَعبُد را شنیدی کوش تا بینی رُخَش
دیدهٔ ربّی اری گر هم طلب کن زان جمال
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم او را پرستش کنم؟ کوش تا چهرهاش را ببینی، چهرهای که اگرچه زیباییاش را جستجو کنی، حقیقت بارزتر از آن است که به چشم بیافتد.
یک خطاب آمد به عقل و عشق از دربار دوست
در صماخ این تجنب در سماع آن یقال
هوش مصنوعی: یک پیام از سوی دوست به عقل و عشق رسید که در آن از شنیدن یک نوع موسیقی خاص و مراقبت کردن نسبت به آن صحبت میشود.
عقل مینالد ز خویش و عشق مینالد ز دوست
این همیجوید وصال و او همیگوید محال
هوش مصنوعی: عقل به خاطر خودش دلتنگ است و عشق به خاطر محبوبش. عقل در جستجوی وصال و نزدیکی است، در حالی که محبوب میگوید این کار غیرممکن است.
من سیهبخت جهانم لیک در دوران شاه
همچو زلف دلسِتانم کز وی افزاید جمال
هوش مصنوعی: من در این جهان بدشانس هستم، اما در زمان پادشاه، مانند موی دلفریبانی هستم که از او زیبایی میگیرد.
جان ستاند جان دهد جزع سیه از یک نگاه
وان لب لعلی هنوز آسوده از رنج دلال
هوش مصنوعی: از یک نگاه، جان را میگیرد و جان را میبخشد، و جزع و سختی را نمیتوان به خاطر آن نگاه تحمل کرد، در حالی که آن لب زیبا هنوز از درد عشق بیخبر و آسوده است.
گر پریشان و سیهبختم همیبینی چه باک
زلف مشکین توام کز وی فزایی بر جمال
هوش مصنوعی: اگر من را پریشان و بدبخت ببینی، نگران نباش. موهای مشکی تو بر زیبایی من تأثیر میگذارد و آن را بیشتر میکند.