برگردان به زبان ساده
راز ما خلوتیان بر سر بازار افتاد
پرده بگشا ز در خانه که دیوار افتاد
هوش مصنوعی: راز و رموز ما که در خفا و دور از چشم مردم بود، اکنون به سطح آمده و همهجا پخش شده است. حالا وقت آن است که پردهها را کنار بزنیم و از درون خانه بیرون بیاییم، زیرا دیگر هیچ مانعی وجود ندارد.
یار در خلوت ما بود بسد پرده نهان
پرده برداشت چواز خانه ببازار افتاد
هوش مصنوعی: دوست ما در تنهاییمان حضور داشت و به طور مخفیانه گاهی خود را نشان میداد. اما وقتی که از خانه بیرون آمد، به یکباره همه چیز آشکار شد و پردهها کنار رفت.
آن خرامیدن دلجوی نگر بر لب جوی
سرو آن روز بدیدش که ز رفتار افتاد
هوش مصنوعی: به تماشای دلربایی که در کنار جوی قرار دارد، نگاه کن. آن روز او را دید که به آرامی از رفتارش کاسته شده بود.
غم ایام و لیالی ندهد راه بدل
هر که را کار بدان طره و رخسار افتاد
هوش مصنوعی: غم روزها و شبها بر دل کسانی تأثیری نخواهد گذاشت که درگیر زیبایی و جذابیت چهره معشوقشان شدهاند.
دیده دور از تو نیا سوددمی، خواب چسان
آید اکنون که بدیدار تواش کار افتاد
هوش مصنوعی: چشمم که از تو دور باشد، هیچ فایدهای ندارد. حالا که به دیدار تو رسیدم، خواب چگونه میتواند به سراغم بیاید؟
در خورشکر توام نیست بیانی چه زیان
که زبانم بلقای تو زگفتار افتاد
هوش مصنوعی: در شیرینی تو بیتوام، کلامی نمیتوانم بگویم، چه زیان که زبانم از گفتن درباره تو قاصر شده است.
دام تزویر چه سازد دگر امروز نشاط
سبحه ای داشت که در خانه ی خمار افتاد
هوش مصنوعی: دام فریب چه کارها میکند؛ امروز حال خوشی داشت و مانند تسبیحی بود که ناگهان در خانه یکی از میفروشان افتاد.