برگردان به زبان ساده
هر نفس مجلس ما دوش معطر میشد
تا کجا ذکری از آن زلف معنبر میشد
هوش مصنوعی: هر لحظهای که در مجلس ما گذشت، عطری خوش به فضا پراکنده میشد و تا چه اندازهای میتوانستیم به یاد آن زلف زیبا فکر کنیم.
پرتو ماه ز روی تو حکایت میکرد
ظلمت شب به سر زلف تو رهبر میشد
هوش مصنوعی: نور ماه از چهرهات داستانی را روایت میکند و تاریکی شب به خاطر گیسوانت راهنمایی میشود.
شرح الطاف تو آرایش مجلس میداد
ذکر اوصاف تو پیرایهٔ دفتر میشد
هوش مصنوعی: محبتها و مهربانیهای تو باعث زیبایی مجالس میشود و توصیفهای تو مانند تزیینی برای نوشتهها و دفاتر میگردد.
هر نفس شوق من از یاد تو افزون میگشت
هر زمان صبر من از روی تو کمتر میشد
هوش مصنوعی: هر لحظه که از یاد تو میگذشت، اشتیاق من بیشتر میشد و هر بار که به تو فکر میکردم، تحمل من کمتر میشد.
من همی ذکر تو میگفتم و سد بار فزون
میشنیدم که در افلاک مکرر میشد
هوش مصنوعی: من دائم در حال یادآوری نام تو بودم و هر بار از آن بیشتر و بیشتر میشنیدم، گویا در آسمانها نیز این یادآوری تکرار میشد.
دری از روضهٔ فردوس به مجلس بگشود
یا خیال تو در اندیشه مصور میشد
هوش مصنوعی: در رویا یا آرزوی تو، دروازهای از بهشت به سوی مجلس باز شد.
از دعای شه و از ذکر تو میدید فروغ
بزم و روشن افق از خسرو و خاور میشد
هوش مصنوعی: دعای شاه و یاد تو، نور و روشنی مجلس را درخشان میکرد و افق را از خسرو (شاه) و خاور (شرق) روشن میساخت.