برگردان به زبان ساده
منم کاکنون به عالم غم ندارم
و گر دارم غم عالم ندارم
هوش مصنوعی: من الان در دنیا دیگر غم ندارم و اگر هم غمی داشته باشم، به من اهمیت ندارد.
ز قلاشی و رسوایی و مسنی
اساس شادمانی کم ندارم
هوش مصنوعی: بر اثر بینظمی و رسوایی و پیری، هیچ چیزی از شادیهای من کاسته نشده است.
گریبان من و دست رضایت
چرا دل شاد و جان خرم ندارم
هوش مصنوعی: چرا من نمیتوانم دل خوش و روح شاداب داشته باشم، در حالی که همزمان گلویم در دست رضایت است؟
اگر رحمی کنی زخمی دگر زن
که دیگر طاقت مرهم ندارم
هوش مصنوعی: اگر به من لطف کنی و به من محبت ورزی، ممکن است دلی را بشکنی که دیگر نتوانم درد آن را تحمل کنم.
اگر کامی دهی جامی دگر ده
که من سامان ملک جم ندارم
هوش مصنوعی: اگر به من کامی بدهی، یک جام دیگر هم به من بده؛ چرا که من دیگر از سلطنت جم خبری ندارم.
غم از شادی بزاید شادی از غم
چه غم دارم که غیر از غم ندارم
هوش مصنوعی: از اندوه، شادی به وجود میآید و از شادی نیز غم به دست میآید. بنابراین من چه غمی داشته باشم، وقتی که جز غم چیز دیگری ندارم؟
طمعها خام بود امید رستن
نشاط از زلف خم در خم ندارم
هوش مصنوعی: امیدهایم برای رسیدن به خوشی و شادمانی از زلفی که به دور خود پیچیده، بیفایده و خام بوده است.