برگردان به زبان ساده
مگو مرگ است بی او زندگانی
که این ناکامی است آن کامرانی
هوش مصنوعی: نگو که زندگی بدون او مرگ است، زیرا این به معنای ناکامی است و خوشبختی در داشتن اوست.
لبم بست از شکایت عشق و آموخت
نگاهش را زبان بی زبانی
هوش مصنوعی: به خاطر عشق، دیگر چیزی از درد و شکایت نمیگویم و یاد گرفتم که با نگاههایم احساساتم را بیان کنم.
ز رشک خضر میمیرم که دانم
نمی بخشد جز آن لب زندگانی
هوش مصنوعی: از حسد به خضر (شخصیتی جاویدان) میمیرم، زیرا میدانم که او جز لب (و مفهوم) زندگی، به هیچ چیز دیگری عطا نمیکند.
غمش با ناتوانان سازگار است
توانایی مجو تا میتوانی
هوش مصنوعی: غم او با افراد ناتوان تناسب دارد؛ بنابراین، سعی نکن که توانایی خود را در این زمینه بیابی و تا میتوانی از این تلاش بپرهیز.
در آن گلشن چه دل بندم که باشد
پی گل چیدن آنجا باغبانی
هوش مصنوعی: در آن باغ زیبا، چه دلی به خوشی ببندم وقتی که باغبان در حال گل چیدن است.
جزای رنج یک نظاره بر شیخ
عجب نبود بهشت جاودانی
هوش مصنوعی: پاداش تحمل و سختی یک نگاه به بلندآیی و دانایی نمیتواند بهشتی ابدی باشد.
در این گلشن مرا داد الفت برق
فراق از زحمت هم آشیانی
هوش مصنوعی: در این باغ، محبت و دوستی من به خاطر فاصلهای که با همنشینهایم دارم، به من زحمت میدهد.
مرا پایان کار جان سپردن
تو را آغاز عهد دلستانی
هوش مصنوعی: وقتی من از این دنیا میروم، تو تازه وارد مرحله جدیدی از عشق و زیبایی خواهی شد.