برگردان به زبان ساده
زشست شهسواری ناوکی تعویذ پر دارم
کجا اندیشه از آهنگ صیاد دگر دارم
هوش مصنوعی: من از دست این جنگجوی شجاع، در دستی دارویی دارم که باعث میشود فکر نکنم به آواز صیادی دیگر.
به تیری چون ز پا افکندیم از خاک بردارم
که صیاد دگر در راه و زخمی کارگر دارم
هوش مصنوعی: من تیر را به سمتی انداختم که بر زمین بیفتد، اما اکنون از زمین برمیدارم زیرا در مسیرم شکارچی دیگری حضور دارد و من زخمهای خود را دارم که باید به آنها رسیدگی کنم.
کشیدم آهی و زخم دگر زد بر سر زخمم
به آه خویشتن زین بیشتر چشم اثر دارم
هوش مصنوعی: من آهی کشیدم و زخم جدیدی بر زخمهای قبلیام نمایان شد. با این حال، از آثاری که در چشمانم وجود دارد، بیشتر از اینها دارم.
اگر چون سایه افتادم به خاک ره عجب نبود
فروزان آفتابی از جمالش در نظر دارم
هوش مصنوعی: اگر من مانند سایهای بر زمین بیفتم، جای تعجب نیست؛ چرا که همیشه در نظر من، نوری درخشان از زیبایی او وجود دارد.
ملامتگو چرا باید زبان بیهوده بگشاید
نه او از وی خبردار نه من از خود خبر دارم
هوش مصنوعی: انتقاد نکن، چرا که نباید بیهوده صحبت کرد؛ نه او از حال من باخبر است و نه من از حال خودم آگاه.
خموشی چون نشان آگهی آمد از آن نالم
که گر خاموش بنشینم ز رازم پرده بردارم
هوش مصنوعی: اگر سکوت کنم، نشاندهندهی آگاهیام است و من از این ناله میکنم که اگر بیصوت بنشینم، رازهایم فاش خواهند شد.
ز اسرار جهان بیهوده میجستم خبر عمری
ندانستم که خود را باید از خود بیخبر دارم
هوش مصنوعی: من برای کشف رازهای جهان تلاش میکردم، اما هرگز نفهمیدم که باید خودم را از خودم بیخبر نگهدارم.
همین بهتر که خاموشم چرا بیهوده بخروشم
اگر دارم فغانی از جفای دادگر دارم
هوش مصنوعی: بهتر است که ساکت بمانم، چرا که اگر بخواهم سخن بگویم، بیفایده است. چون ناراحتی و شکایتی که از ناحقّی دارم، تنها دردِ دل من است.
ز نقش پای من اشکم نشان نگذاشت در راهش
به راه او چه منتها نشاط از چشم تر دارم
هوش مصنوعی: اشکهای من بر زمین به جا نگذاشت، چون در مسیر او به چنان خوشحالیای رسیدم که حالا چشمهای ترم را نشان میدهد.