برگردان به زبان ساده
در همه کون و مکان نیست جز اینم هوسی
که مگر بی هوسی زیست توانم نفسی
هوش مصنوعی: در هر مکان و زمانی چیزی جز این آرزو وجود ندارد؛ مگر اینکه بیهیچ آرزویی بتوانم نفس بکشم.
شعلهها سر زدهام از دل و جان طور صفت
موسیای نیست دریغا که بجوید قبسی
هوش مصنوعی: من از عمق دل و جانم شعلههایی به وجود آوردهام، ولی دریغ که مانند موسی (نبی) شعلهای یافت نمیشود که مرا روشنی بخشد.
بسته این گمشدگان دیده و گوش، ارنه به راه
کاروانیست نمودار و نواخوان جرسی
هوش مصنوعی: این افراد گم شده، چشمان و گوشهایشان بسته است وگرنه راه کاروان به وضوح دیده میشود و صدای خوشی در فضا پیچیده است.
راز رندان خرابات مپرسید ز ما
به کسی راز مگویید که گوید به کسی
هوش مصنوعی: از ما دربارهٔ اسرار و رازهای دلسوختگان و خراباتیها نپرسید؛ زیرا به کسی که رازها را میگوید، نمیتوان اعتماد کرد.
ما نگفتیم حدیثی که توان گفت و شنید
لیک در خلق ز ما گفت و شنید است بسی
هوش مصنوعی: ما چیزی نگفتیم که قدرت بیان و شنیدنش را داشته باشیم، اما مردم از ما بسیار گفتند و شنیدند.
چشمهها نغز و چمن سبز و من آن مرغ که داشت
چشم و دل بر اثر دانه و آب قفسی
هوش مصنوعی: چشمههای زیبا و چمنهای سرسبز وجود دارند و من مانند پرندهای هستم که چشم و دلش به دنبال دانه و آب است و در قفسی گرفتار شدهام.
من در این دام و تمنای رهایی هیهات
تا ابد صید تو جز قید ندارد هوسی
هوش مصنوعی: من در این دام و انتظار آزادی، هرگز نمیتوانم از تو فرار کنم. تا ابد در این قید، تنها آرزوی من تو هستی و هیچ چیز دیگری نیست.
رشته مگذار ز کف لیک خدا را بگذار
که به مرغان همآواز بر آرم نفسی
هوش مصنوعی: دست از کار مفید بر نمیدار، اما به خدا اجازه بده که با پرندگان مشابه خودم هم صدا شوم و نفسی تازه کنم.
گر پناهی دهدم دوست عجب نیست نشاط
ناگزیر است می از دردی و گلشن ز خسی
هوش مصنوعی: اگر به دوستم پناهی بدهم، تعجبی ندارد؛ چرا که سرزندگی و شادی از دردی که دارم و همچنین از گلشن و زیبایی دور و اطرافم، خود به خود میآمد.