برگردان به زبان ساده
دوشینه بر مراد دل آمد به سر شبم
ذکر خدا و شکر خداوند بر لبم
هوش مصنوعی: دیشب، دل به آرزویش رسید و در دل شب، نام خدا و شکرگزاری او بر زبانم جاری بود.
ساقی بریز باده بر آیین گریهام
مطرب بساز نغمه به آهنگ یاربم
هوش مصنوعی: ای ساقی، شراب را در پیمانهام بریز و بگذار که غمهایم را فراموش کنم. ای مطرب، با نغمهی دلنشینت، بزم شادی به راه بینداز و تمام غمهایم را با آوای خود بزدای.
یا رب تو آگهی تو که در سر نبود و نیست
هرگز هوای حشمت دنیا و منصبم
هوش مصنوعی: ای پروردگارا، تو میدانی که هیچ وقت در دل من، آرزوی ثروت و مقام دنیوی وجود نداشته و ندارد.
گفتم نهم به خاک دری سر وگرنه چیست
از احتمال کشمکش دهر مطلبم
هوش مصنوعی: به او گفتم که اگر به زمین بیفتم و در آنجا آرام بگیرم، چه چیز دیگری از زندگی باقی میماند که نیاز باشد با مشکلات دنیا دست و پنجه نرم کنم.
گفتم که ساغری کشم از صاف بندگی
دست زمانه خاک فشاند به مشربم
هوش مصنوعی: من گفتم که از شراب بندگی بیاورم، اما روزگار بر من خاک میپاشد و مرا از وصل معشوق دور میکند.
دیوانه را چه حاصلی از رای عاقلان
باید به عشق خواند حدیثی ز مذهبم
هوش مصنوعی: دیوانه چه نیازی به تفکر و اندیشه دارد؛ باید عشق را با داستانها و تعالیم خودم بیان کرد.
آخر برون ز خود قدمی مینهم نشاط
بر در ز خیل شاه ستادهست مرکبم
هوش مصنوعی: من از خودم بیرون میآیم و گامی برمیدارم، زیرا شادابی و نشاط در برابر دروازهی پادشاه، که بر سر مرکبش ایستاده است، به مشام میرسد.