برگردان به زبان ساده
پای سروی و گوشه ی چمنی
خوش بود خاصه سرو سیمتنی
هوش مصنوعی: نشستن کنار درخت سرو و در گوشهای از چمن لذتبخش است، بهویژه وقتی که سرو زیبا و رنگی باشد.
گل بدامان برند و گلرخ من
گلبنی را میان پیرهنی
هوش مصنوعی: گلها به دامان مینشینند و چهرهی زیبای من گلی دارد که در بین لباسش پنهان است.
انجمن در چمن کنند و مراست
چمنی در میان انجمنی
هوش مصنوعی: جمعی در باغ مشغول شادی و خوشگذرانیاند، اما من تنها در همان باغ، به تنهایی و بیخبر از آنها هستم.
راز خود گفتمش که میدانم
بر نیاید از آن دهن سخنی
هوش مصنوعی: به او گفتم که من راز خود را میدانم و از او چیزی نمیشنوم که بگوید یا بیان کند.
نرسد دست کس بدامن دوست
چاک ناکرده جیب پیرهنی
هوش مصنوعی: هیچکس به دوست نزدیک نمیشود، مگر اینکه خود را آماده کرده باشد و زحمتی کشیده باشد.
این طبیبان علاج کس نکنند
تا در او هست امید زیستنی
هوش مصنوعی: این پزشکان درمان کسی را انجام نمیدهند، مگر اینکه در او امیدی به زندگی وجود داشته باشد.
گفته بودم که نشکنم توبه
آوخ از دست زلف پرشکنی
هوش مصنوعی: من گفته بودم که عهد و پیمان خود را نمیشکنم، اما افسوس که زلف زیبا و فریبنده او مرا شکست.
باز امشب خراب و بیخود ومست
میبرندم برون زانجمنی
هوش مصنوعی: امشب دوباره در حالی که مست و سرگشتهام، مرا از جمع بیرون میبرند.
چون گنه با امید رحمت اوست
خوشتر است از ثواب همچو منی
هوش مصنوعی: گناه من در مقایسه با امیدی که به رحمت او دارم، برایم پسندیدهتر است از پاداشی که برای اعمال نیک به دست میآورم، همانند من که این احساس را دارم.
پا نهندت بسر نشاط آخر
خاک این راه و خاراین چمنی
هوش مصنوعی: به زودی به مرحله شادی و خوشی میرسی، حتی اگر در مسیر با مشکلات و سختیها روبرو شوی.