برگردان به زبان ساده
ما را که جام نبود رنجیم کی ز سنگی
آن کس که نام دارد گو رنجه شو ز ننگی
هوش مصنوعی: ما که از نوشیدن شراب محرومیم، چرا باید از سنگ دلان ناراحت باشیم؟ اگر کسی نامی دارد، باید از شرمندگی و ننگش رنج ببرد.
ز ابنای دهر ما را غیر از ستم طمع نیست
دیوانهایم و سرخوش از کودکان به سنگی
هوش مصنوعی: در میان مردم زمانه ما، چیزی جز ستم و طمع وجود ندارد. ما مانند دیوانگان، خوشحال و شاداب از بازیها و شیطنتهای کودکان هستیم که با سنگ به یکدیگر میزنند.
در بوستان چو مزکوم در گلستان چو اعمی
ماندیم روزگاری فارغ ز بو و رنگی
هوش مصنوعی: در باغ، مانند گیاهی که در آنجا رشد میکند و به رنگ و بوی گلها توجهی ندارد، ما هم روزگاری در جایی بیخبر از زیباییها و لذتها ماندهایم.
از ره فتادگانیم تا صبح سر بر آرد
ای آسمان شتابی ای کاروان درنگی
هوش مصنوعی: ما تا صبح در انتظار کسانی هستیم که از مسیر خود منحرف شدهاند. ای آسمان، اندکی شتاب کن و ای کاروان، لحظهای توقف کن.
صید توام من ای شوخ از این و آن چه خواهی
هرسو به امتحانی ضایع مکن خدنگی
هوش مصنوعی: ای چلبی، تو مرا به هر سو میکشی، پس از این امتحانها دست بردار و کاری نکن که شکارم را از دست بدهم.
زین پس نشاط یک چند آسوده میتوان بود
کس را بمانه صلحی ما را به کس نه جنگی
هوش مصنوعی: از این پس میتوان با خیالی آسوده از خوشیهای زندگی بهرهمند شد؛ چرا که ما هیچگونه جنگ و درگیری با کسی نداریم و فقط به صلح فکر میکنیم.