برگردان به زبان ساده
زبان بر بند ای ناصح زپندم
اگر دستت رسد بگشای بندم
هوش مصنوعی: ای ناصح، زبانت را ببند؛ اگر به پند من دسترسی داری، دستانم را بلغزان و از بند رها کن.
کمان ابروی من بازو مرنجان
که من خود آهوی سردر کمندم
هوش مصنوعی: نگذار که کمان ابروی من آرزوهایت را به آشفتگی بکشد، زیرا من خود همچون آهویی هستم که در دام گرفتار شدهام.
من از بند تو هرگز سر نپیچم
اگر ریزند از هم بند بندم
هوش مصنوعی: من هرگز از دلبستگیام به تو دور نخواهم شد، حتی اگر تمام زنجیرهایم بشکنند و از هم جدا شوند.
اگر فضل است و بخشش تا بخواهی
فقیر و بینوا و مستمندم
هوش مصنوعی: من در حالتی هستم که اگر شما نعمتی یا بخششی بخواهید، من در وضعیتی نیازمند و بیچیز قرار دارم.
اگر عدل است و پرسش، تا شماری
گنهکارم، مپرس از چون و چندم
هوش مصنوعی: اگر قرار باشد که عدالت برقرار باشد و از اعمال ما سوال شود، من را به تعداد گناهکاران نسنج و از جزئیات کارهایم نپرس.
بهر گلشن که کردم عزم شاخی
رسید از خار گلبن سد گزندم
هوش مصنوعی: به خاطر باغی که به آن فکر کردم، برای محافظت از آن، شاخهای از خارهای گلها به دست آوردم تا از آسیب دور بمانم.
بهر صحرا که دیدم نیش خاری
دلیلی شد بیاد نوشخندم
هوش مصنوعی: هر بار که به دشت و صحرا نگاه میکنم، حضور یک خار در دلم یادآوری میشود که مرا به یاد لبخند شاداب و دلنشین خود میاندازد.
در این ره دست من گیرند روزی
سری امروز بر پایی فکندم
هوش مصنوعی: در این مسیر، یک روز دست من را خواهند گرفت؛ امروز سرم را بر پا نگه داشتهام و به جلو میروم.
باین سستی که میرانم در این دشت
نشاط افتد کجا صیدی به بندم
هوش مصنوعی: در این دشت با این حالتی که دارم، هرگز نمیتوانم خوشحالی و نشاطی به دست آورم و صید کنم.