رباعیات
جهان ملک خاتون
»
دیوان اشعار
»
رباعیات
شمارهٔ ۱ : در دیده خیال تست ما را همه جا
شمارهٔ ۲ : اسرار تو در سینه نهانست مرا
شمارهٔ ۳ : یارب تو روا مدار دل تنگ مرا
شمارهٔ ۴ : من روی تو را سمن نگویم حاشا
شمارهٔ ۵ : تا کی کشم انتظار رویت صنما
شمارهٔ ۶ : ای سرو قد تو رُسته در دیده ما
شمارهٔ ۷ : عشّاق به درگهت اسیرند بیا
شمارهٔ ۸ : عمریست که تا از تو جداییم بیا
شمارهٔ ۹ : خواهم شبکی روی تو اندر مهتاب
شمارهٔ ۱۰ : یارب به درت شب نیازست امشب
شمارهٔ ۱۱ : بر ما در عیش و ناز بازست امشب
شمارهٔ ۱۲ : گلروی من از غرور در ورد آویخت
شمارهٔ ۱۳ : برخیز و به باغ آی که گل در جوش است
شمارهٔ ۱۴ : امروز به بستان چو گل اندر جوش است
شمارهٔ ۱۵ : ای دل گل روی یار دیدن چه خوش است
شمارهٔ ۱۶ : رفتم به چمن که گل به جوش آمده است
شمارهٔ ۱۷ : صبحی به چمن سوسن آزاد بخاست
شمارهٔ ۱۸ : از روشنی روی تو مه در کم و کاست
شمارهٔ ۱۹ : مسکین دل من که بوته تیر بلاست
شمارهٔ ۲۰ : چرخ از حسد رایِ بلندم پستست
شمارهٔ ۲۱ : دل دیده به دولت وصالت بستهست
شمارهٔ ۲۲ : تدبیر و صواب از دل خوش باید جست
شمارهٔ ۲۳ : جان دادهام و به نزد جانان هیچست
شمارهٔ ۲۴ : اندر خور همّتم جهانی هیچست
شمارهٔ ۲۵ : بی یاد تو گر دمی زنم بر باد ست
شمارهٔ ۲۶ : ما را غم عشق تو به جان آوردهست
شمارهٔ ۲۷ : تا روی چو گل به بوستان آوردهست
شمارهٔ ۲۸ : هستم من سرگشته به عشقت سرمست
شمارهٔ ۲۹ : مستیم چو چشم مست شهلای تو مست
شمارهٔ ۳۰ : سرو چمن از عُجب برآورده دو دست
شمارهٔ ۳۱ : در دیده دلم خیال رویش میبست
شمارهٔ ۳۲ : نقّاش ازل چه لطفها فرمودهست
شمارهٔ ۳۳ : از درد بمردیم دوایی بفرست
شمارهٔ ۳۴ : چون چشم تو نرگسی ندیدم سرمست
شمارهٔ ۳۵ : نقش رخ خوب تو خیال انگیزست
شمارهٔ ۳۶ : از جور زمانه بر دلم بار بسیست
شمارهٔ ۳۷ : ای دل ستم از یار جفاپیشه بسیست
شمارهٔ ۳۸ : در زلف کجت خسته دلی بسته دلست
شمارهٔ ۳۹ : از شام سر زلف تو صبحم شام است
شمارهٔ ۴۰ : ما را ز جهان وصل نگاری کام است
شمارهٔ ۴۱ : بیچاره دلم که بود از عشق تو مست
شمارهٔ ۴۲ : دوران فلک نگر که چون گردانست
شمارهٔ ۴۳ : گل گفت چو من گلی کجا در چمنست
شمارهٔ ۴۴ : زیبا رخ تو ماه درفشان منست
شمارهٔ ۴۵ : ای دوست دل از دست فراقت خونست
شمارهٔ ۴۶ : ما را دل و دیده در فراقت خونست
شمارهٔ ۴۷ : خالی به میان ابروان دارد دوست
شمارهٔ ۴۸ : از بس که بیازرد دل دشمن و دوست
شمارهٔ ۴۹ : فریاد ز جور دشمن و فرقت دوست
شمارهٔ ۵۰ : بر ذکر تو دایماً زبانم جاریست
شمارهٔ ۵۱ : این گردش گردون که چو لعبتبازیست
شمارهٔ ۵۲ : ایام بهار و گل و خرّم روزیست
شمارهٔ ۵۳ : تا یک سر موی در تو هستی باقیست
شمارهٔ ۵۴ : دردیست به دل که هیچ بهبودش نیست
شمارهٔ ۵۵ : رنجور غم عشق تو بهبودش نیست
شمارهٔ ۵۶ : بی روی تو ای نگار آرامم نیست
شمارهٔ ۵۷ : مشکل که به درد عشق درمانم نیست
شمارهٔ ۵۸ : تا بر درت ای دوست مرا باری نیست
شمارهٔ ۵۹ : هرگز دل من ز غم دمی خالی نیست
شمارهٔ ۶۰ : بیداد فلک بر دلم از حد بگذشت
شمارهٔ ۶۱ : چشمم به کرشمه دوش با جانان گفت
شمارهٔ ۶۲ : در بندگیت طاقم و با درد تو جفت
شمارهٔ ۶۳ : دردیست مرا نهان نمییارم گفت
شمارهٔ ۶۴ : در دیده خیال روی تو جا بگرفت
شمارهٔ ۶۵ : مرغ دل من هوای یاری نگرفت
شمارهٔ ۶۶ : هرگز دل من بی تو قراری نگرفت
شمارهٔ ۶۷ : یارب نظری کن به جهان از کرمت
شمارهٔ ۶۸ : شب تا به سحر میان خونم ز غمت
شمارهٔ ۶۹ : زین بیش روا مدار بر من ستمت
شمارهٔ ۷۰ : جز وصل تواَم هیچ نمیباید هیچ
شمارهٔ ۷۱ : درد دل من لعل تو درمانش باد
شمارهٔ ۷۲ : بر خاطرت از خاک رهی گرد مباد
شمارهٔ ۷۳ : ما را غم عشق روی تو رای افتاد
شمارهٔ ۷۴ : دیدم صنمی به قد، چو سروِ آزاد
شمارهٔ ۷۵ : آن کیست که او از لب جانان طلبد
شمارهٔ ۷۶ : مسکین دل من چو وصل جانان طلبد
شمارهٔ ۷۷ : یک بوسه دلم ز لعل جانان طلبد
شمارهٔ ۷۸ : با درد تو دل چگونه درمان طلبد
شمارهٔ ۷۹ : بربود دل از من صنمی سیمین خد
شمارهٔ ۸۰ : دل بس نکند ز دوست تا سر دارد
شمارهٔ ۸۱ : سرو قد تو هزار دستان دارد
شمارهٔ ۸۲ : زلفت چو بنفشه پیچ و تابی دارد
شمارهٔ ۸۳ : لعل لبت ای دوست زلالی دارد
شمارهٔ ۸۴ : ابروی کجت شکل هلالی دارد
شمارهٔ ۸۵ : دل با سر زلفین تو حالی دارد
شمارهٔ ۸۶ : مرغ دل سرگشته هوایی دارد
شمارهٔ ۸۷ : رخ را ز من خسته نهان میدارد
شمارهٔ ۸۸ : در هجر خودم نعره زنان میدارد
شمارهٔ ۸۹ : ما را غم هجرت نگران میدارد
شمارهٔ ۹۰ : ما را غم عشق تو زبون میدارد
شمارهٔ ۹۱ : رنگ رخ تو از رخ گل رنگ ببُرد
شمارهٔ ۹۲ : کس عهد وفا چنانکه پروانهٔ خُرد
شمارهٔ ۹۳ : در باغ شدم سحر که از غایت درد
شمارهٔ ۹۴ : ای روی من از فراق تو چون گل زرد
شمارهٔ ۹۵ : گل میرود و وداع گل باید کرد
شمارهٔ ۹۶ : گفتم که جهان مگر وفا خواهد کرد
شمارهٔ ۹۷ : گل رفت وداع گل ز جان باید کرد
شمارهٔ ۹۸ : ای سرو چمن چیده ز بالای تو درد
شمارهٔ ۹۹ : عشق تو که در جهان همه بازی کرد
شمارهٔ ۱۰۰ : دستارچه گر بوی تو را برگیرد
شمارهٔ ۱۰۱ : گفتم که دلم همچو تو یاری گیرد
شمارهٔ ۱۰۲ : در باغ بدیدم صنمی سیمین خد
شمارهٔ ۱۰۳ : چشمت به کرشمه خون دلها ریزد
شمارهٔ ۱۰۴ : دل تنگ مشو که جان به جانان برسد
شمارهٔ ۱۰۵ : این درد مرا مگر دوایی برسد
شمارهٔ ۱۰۶ : آن دوست که آرام دل ما باشد
شمارهٔ ۱۰۷ : تا آرزوی روی نگارم باشد
شمارهٔ ۱۰۸ : تا کی دلم از هجر تو پر خون باشد
شمارهٔ ۱۰۹ : بیچاره دلم زبون گردون باشد
شمارهٔ ۱۱۰ : چون چشم خوشت مست و خرابی باشد
شمارهٔ ۱۱۱ : با دل گفتم اگر مجالی باشد
شمارهٔ ۱۱۲ : چشمت به کرشمه بین که جان میبخشد
شمارهٔ ۱۱۳ : تا سرو قدش ز چشم ما پنهان شد
شمارهٔ ۱۱۴ : خورشید رخ تو را ز جان خواسته شد
شمارهٔ ۱۱۵ : چون ماه رخش تمام پیراسته شد
شمارهٔ ۱۱۶ : تا شاهد حسن گل به بازار آمد
شمارهٔ ۱۱۷ : از لطف خدا حسن تو آراستهاند
شمارهٔ ۱۱۸ : ای چرخ فلک به خیرگی دیده مبند
شمارهٔ ۱۱۹ : ای همّت من درخور بالات بلند
شمارهٔ ۱۲۰ : دل داد به دست باد پیغامی چند
شمارهٔ ۱۲۱ : مپسند که دل بی تو دهد جان مپسند
شمارهٔ ۱۲۲ : دل حلقه عشق دوست در گوش کند
شمارهٔ ۱۲۳ : دلبر چو نظر بر من مسکین افکند
شمارهٔ ۱۲۴ : حسن تو حسد بر مه و پروین افکند
شمارهٔ ۱۲۵ : فریاد ز دست جور این چرخ بلند
شمارهٔ ۱۲۶ : این درد مرا طبیب درمان نکند
شمارهٔ ۱۲۷ : چون قدّ تو سرو سرفرازی نکند
شمارهٔ ۱۲۸ : دل میل بجز تو سوی کس مینکند
شمارهٔ ۱۲۹ : با روی تو میل دل به رویی نکند
شمارهٔ ۱۳۰ : تا در دل من پیام تو خواهد بود
شمارهٔ ۱۳۱ : من دوش قضا یار و قدر پشتم بود
شمارهٔ ۱۳۲ : امشب مه ده چار بیاراسته بود
شمارهٔ ۱۳۳ : ای آنکه تو را نظیر و همتا نبود
شمارهٔ ۱۳۴ : بیچاره کسی که محرمش کس نبود
شمارهٔ ۱۳۵ : روزیت هوای من درویش نبود
شمارهٔ ۱۳۶ : فریاد ز دست جور این چرخ کبود
شمارهٔ ۱۳۷ : بیچاره کسی که از وطن دور شود
شمارهٔ ۱۳۸ : بر درد دلم طبیب ار آگاه شود
شمارهٔ ۱۳۹ : ای روی تو سرخ چون گل شفتالود
شمارهٔ ۱۴۰ : تا چرخ دگر روی به کار که نهد
شمارهٔ ۱۴۱ : از چرخ بجز جفا چه در بار آید
شمارهٔ ۱۴۲ : مشّاطه چو حسن دوست آراسته دید
شمارهٔ ۱۴۳ : بستان دلم همیشه نار آرد بار
شمارهٔ ۱۴۴ : زین بیش مرا خسته و دل ریش مدار
شمارهٔ ۱۴۵ : ای دوست مرا به کام دشمن مگذار
شمارهٔ ۱۴۶ : بلبل دیدم به باغ با ناله زار
شمارهٔ ۱۴۷ : شیراز خوش است خاصه در فصل بهار
شمارهٔ ۱۴۸ : آمد گه بلبل و گل و فصل بهار
شمارهٔ ۱۴۹ : ای حال دلم ز چرخ سرگردانتر
شمارهٔ ۱۵۰ : آن لعل لب تو می پرست اولیتر
شمارهٔ ۱۵۱ : دل بی تو چرا جهان ببیند آخر
شمارهٔ ۱۵۲ : بر روی تواَم خسته ولی بسته جگر
شمارهٔ ۱۵۳ : رنگ رخ تو گلست و لعل تو شکر
شمارهٔ ۱۵۴ : آن باد بهار بین که برخاست دگر
شمارهٔ ۱۵۵ : آن روی چو گل ببین چه رعناست دگر
شمارهٔ ۱۵۶ : سرگشته و شوریده دل ماست دگر
شمارهٔ ۱۵۷ : دل نیست دل تو سنگ خاراست مگر
شمارهٔ ۱۵۸ : از دام سر زلف شکاری کم گیر
شمارهٔ ۱۵۹ : از آتش دل چو شمع در سوز و گداز
شمارهٔ ۱۶۰ : ای دل بنشین و با غم یار بساز
شمارهٔ ۱۶۱ : ای سرو قد تو راست پرورده به ناز
شمارهٔ ۱۶۲ : ای دل به جهانت ار بود راز و نیاز
شمارهٔ ۱۶۳ : در دیده خیال تست ما را شب و روز
شمارهٔ ۱۶۴ : ای زلف تو بر رخ تو همچون شب و روز
شمارهٔ ۱۶۵ : در دیده خیال تست ما را شب و روز
شمارهٔ ۱۶۶ : دل بسته آن پسته دهانست هنوز
شمارهٔ ۱۶۷ : جانا دل من بر سر عهدست هنوز
شمارهٔ ۱۶۸ : ما را به رخ دوست نیازست هنوز
شمارهٔ ۱۶۹ : از من غم روزگار ای یار مپرس
شمارهٔ ۱۷۰ : ای چرخِ فلک چرا نسازی با کس
شمارهٔ ۱۷۱ : من دل به تو دادهام نکو میدارش
شمارهٔ ۱۷۲ : ای دل تو به درد یار هجران میکش
شمارهٔ ۱۷۳ : گل کیست به نزد عارض چون سمنش
شمارهٔ ۱۷۴ : گر لایق خدمتم ندانی بر خویش
شمارهٔ ۱۷۵ : ای دیده بختم شده گریان چون شمع
شمارهٔ ۱۷۶ : من سوخته در فراق یارم چون شمع
شمارهٔ ۱۷۷ : زردم ز فراق روی دلدار چو شمع
شمارهٔ ۱۷۸ : بر روی دلم نشسته بین گرد فراق
شمارهٔ ۱۷۹ : از دل نالم یا ز فلک یا ز فراق
شمارهٔ ۱۸۰ : ای لاله روی نوبهاری نازک
شمارهٔ ۱۸۱ : افتاده مرا دیده به یاری نازک
شمارهٔ ۱۸۲ : در باغ برهنه گشتی ای شاهد شنگ
شمارهٔ ۱۸۳ : گفتم که چو ابرویت که دیدهست هلال
شمارهٔ ۱۸۴ : پا بسته ابروت شدم همچو هلال
شمارهٔ ۱۸۵ : گل گفت به خنده صبحدم با بلبل
شمارهٔ ۱۸۶ : از عکس رخ تو گل و گلزار خجل
شمارهٔ ۱۸۷ : در صبح رخ دوست نیاز آرد دل
شمارهٔ ۱۸۸ : با غصّه روزگار میساز ای دل
شمارهٔ ۱۸۹ : تا کی به غم زمانه سازیم ای دل
شمارهٔ ۱۹۰ : هرچند که تو دشمن جانی ای دل
شمارهٔ ۱۹۱ : زنهار بکوش تا توانی ای دل
شمارهٔ ۱۹۲ : در صبحدمی که خوش سراید بلبل
شمارهٔ ۱۹۳ : ای جان و جهان کرده من اندر سر دل
شمارهٔ ۱۹۴ : وقتست که باغ را به بار آید گل
شمارهٔ ۱۹۵ : بلبل که تو از جان شدهای ناظر گل
شمارهٔ ۱۹۶ : وقتست که بر سرم کنی باران گل
شمارهٔ ۱۹۷ : دلدار ز شوق رفت در گلشن گل
شمارهٔ ۱۹۸ : آمد گه آن که خوش بود دامن گل
شمارهٔ ۱۹۹ : ای بر رخ زیبات شده مجنون گل
شمارهٔ ۲۰۰ : تخت چمن جهان که آراست چو گل
شمارهٔ ۲۰۱ : در صبح صبا چمن بیاراست ز گل
شمارهٔ ۲۰۲ : در پای گل و سرو دلم کرد مُقام
شمارهٔ ۲۰۳ : در باغ رخ تو گل به بار است مدام
شمارهٔ ۲۰۴ : رخسار تو چون دمشق و زلف تو چو شام
شمارهٔ ۲۰۵ : دل را به سر زلف تو آویختهام
شمارهٔ ۲۰۶ : چون شمع به هجران رخت سوختهام
شمارهٔ ۲۰۷ : بیمارم و کس نیست که آبی دهدم
شمارهٔ ۲۰۸ : بر یاد لبت شبی به روز آوردم
شمارهٔ ۲۰۹ : از روی چو خورشید تو مهجور شدم
شمارهٔ ۲۱۰ : بس زهر که از دست غمت نوشیدم
شمارهٔ ۲۱۱ : ای بر دل و جان ز هجر او صد بارم
شمارهٔ ۲۱۲ : شبهای دراز بیشتر بیدارم
شمارهٔ ۲۱۳ : امروز هوای باغ و بستان دارم
شمارهٔ ۲۱۴ : با دل گفتم که با تو رازی دارم
شمارهٔ ۲۱۵ : دل گفت برو سوی گلستان ارم
شمارهٔ ۲۱۶ : خورشید رخا من به کمند تو درم
شمارهٔ ۲۱۷ : تا کی غم این جهان فرسوده خورم
شمارهٔ ۲۱۸ : یارب گنهم تو عفو گردان به کرم
شمارهٔ ۲۱۹ : گرمیِ برش به ناز خَوش خَوش گیرم
شمارهٔ ۲۲۰ : گفتم که هوای یار سرکش گیرم
شمارهٔ ۲۲۱ : من پیش دو چشم نیمه مستت میرم
شمارهٔ ۲۲۲ : پروانه صفت پیش تو در پروازم
شمارهٔ ۲۲۳ : میسوزم و با عشق رُخت میسازم
شمارهٔ ۲۲۴ : بر آتش عشق تو کبابی ارزم
شمارهٔ ۲۲۵ : چون شمع ز سر تا به قدم میسوزم
شمارهٔ ۲۲۶ : یارب ز گل رخت به خاری برسم
شمارهٔ ۲۲۷ : آن دوست که دیدنش بیاراید چشم
شمارهٔ ۲۲۸ : ای عشق رخت برده مرا خواب از چشم
شمارهٔ ۲۲۹ : تا روی چو ماه تو نهانست ز چشم
شمارهٔ ۲۳۰ : رخسار تواَم ماه تمامست به چشم
شمارهٔ ۲۳۱ : چشمش به کرشمه گفت جان میبخشم
شمارهٔ ۲۳۲ : بنگر به گل دو رنگ ای ماه عجم
شمارهٔ ۲۳۳ : در آتش روی دوست بگداخت دلم
شمارهٔ ۲۳۴ : در عشق رخت ز من رمیدهست دلم
شمارهٔ ۲۳۵ : از دست غمت به جان رسیدهست دلم
شمارهٔ ۲۳۶ : از دست غم تو تا توانست دلم
شمارهٔ ۲۳۷ : زین بیش بتا مجوی آزار دلم
شمارهٔ ۲۳۸ : بگرفت غمت باز گریبان دلم
شمارهٔ ۲۳۹ : جز لعل لب تو نیست درمان دلم
شمارهٔ ۲۴۰ : چشم خوش تو ربود یکباره دلم
شمارهٔ ۲۴۱ : بر روی مه تو کرد نظاره دلم
شمارهٔ ۲۴۲ : در دست جفای توست همواره دلم
شمارهٔ ۲۴۳ : در هجر رخت شمع صفت گریانم
شمارهٔ ۲۴۴ : گر من ز غمت جامه دل چاک زنم
شمارهٔ ۲۴۵ : چون من قد و بالای تو را یاد کنم
شمارهٔ ۲۴۶ : با درد تو ای نگار درمان چه کنم
شمارهٔ ۲۴۷ : گفتم که دگر چشم به دلبر نکنم
شمارهٔ ۲۴۸ : شب نیست که من یاد تو از جان نکنم
شمارهٔ ۲۴۹ : میآیی و لطف و کرمت میبینم
شمارهٔ ۲۵۰ : ابروی تو پیوسته به خم میبینم
شمارهٔ ۲۵۱ : تا چند ز هجر تو زبون بنشینم
شمارهٔ ۲۵۲ : تا دیده شد از شب وصالت محروم
شمارهٔ ۲۵۳ : ما دیده به زلف سرکشت دربستیم
شمارهٔ ۲۵۴ : از رنگ رخ تو گل به رنگ آوردیم
شمارهٔ ۲۵۵ : دایم به خم زلف بتان در بندیم
شمارهٔ ۲۵۶ : ما داد دل دوست ازین پس ندهیم
شمارهٔ ۲۵۷ : پیوسته ز گردش فلک مینرهیم
شمارهٔ ۲۵۸ : تا چند کنی به عالمم سرگردان
شمارهٔ ۲۵۹ : در هجر رخت دلم ملولست ز جان
شمارهٔ ۲۶۰ : با زنده دلان نشین و صاحب نفسان
شمارهٔ ۲۶۱ : ای با غم روی تست دلشاد جهان
شمارهٔ ۲۶۲ : زنهار که دل منه تو بر حال جهان
شمارهٔ ۲۶۳ : آن کس که بجز تو کس ندارد به جهان
شمارهٔ ۲۶۴ : ذوقی دگرست وقت گل می خَوردن
شمارهٔ ۲۶۵ : ای دل دم عشق یار زین بیش مزن
شمارهٔ ۲۶۶ : ای چشمه چشم ما به چشمت روشن
شمارهٔ ۲۶۷ : ای دیده به دیدار جمالت روشن
شمارهٔ ۲۶۸ : ای شخص ضعیف دیده را گریان کن
شمارهٔ ۲۶۹ : جانا به شب وصال پیکار مکن
شمارهٔ ۲۷۰ : با روی چو ماه و قد چون سرو چمن
شمارهٔ ۲۷۱ : ببرید ز من نگار مسکین دل من
شمارهٔ ۲۷۲ : درمانده به کار خویش مسکین دل من
شمارهٔ ۲۷۳ : در عشق تو مبتلاست باز این دل من
شمارهٔ ۲۷۴ : چشمت که کرشمه میکند با دل من
شمارهٔ ۲۷۵ : تا کی بود از غمت بلا بر دل من
شمارهٔ ۲۷۶ : حل مینشود به عشق تو مشکل من
شمارهٔ ۲۷۷ : انصاف ندارد این بت دلبر من
شمارهٔ ۲۷۸ : از غمزه مست دوست در خوابم من
شمارهٔ ۲۷۹ : زنهار ز جور چرخ وارونه دون
شمارهٔ ۲۸۰ : ای بر دل من عشق تو هر لحظه فزون
شمارهٔ ۲۸۱ : با خصم بگو چند کنی مکر و فسون
شمارهٔ ۲۸۲ : ای گشته دلم ز دست هجران پر خون
شمارهٔ ۲۸۳ : گفتم چه کنی دوای دل گفتا به
شمارهٔ ۲۸۴ : از شرم رخ تو گل ز کار افتاده
شمارهٔ ۲۸۵ : گل با رخ دوست بی نسق افتاده
شمارهٔ ۲۸۶ : از جور فلک خون به دلم افتاده
شمارهٔ ۲۸۷ : مسکین دل من دور ز جان افتاده
شمارهٔ ۲۸۸ : ای پیش قدت سرو سهی پست شده
شمارهٔ ۲۸۹ : بیداد به من ز حد بشد دادم ده
شمارهٔ ۲۹۰ : یارب تو مرا نخست ایمانم ده
شمارهٔ ۲۹۱ : ای نوش لبت دلم به نیش افکنده
شمارهٔ ۲۹۲ : لعلت نمکی در دل ریش افکنده
شمارهٔ ۲۹۳ : از تهمت خصم نیستم آسوده
شمارهٔ ۲۹۴ : دستارچه از غم جهان آسوده
شمارهٔ ۲۹۵ : ای بی رخ دوست رفته خواب از دیده
شمارهٔ ۲۹۶ : بیچاره دلم کرد فغان از دیده
شمارهٔ ۲۹۷ : دل دست جفا به سر زنان از دیده
شمارهٔ ۲۹۸ : ای کرده روان فرات خون از دیده
شمارهٔ ۲۹۹ : آه از دل بیقرار و آه از دیده
شمارهٔ ۳۰۰ : تا گشت بتا رخت نهان از دیده
شمارهٔ ۳۰۱ : در هجر تواَم دجله روان از دیده
شمارهٔ ۳۰۲ : اشکم شده از درد روان از دیده
شمارهٔ ۳۰۳ : ای بی رخ تو چو لالهزارم دیده
شمارهٔ ۳۰۴ : بیچاره دلم ز هجر تو غم دیده
شمارهٔ ۳۰۵ : خون گشت مرا از غم هجران دیده
شمارهٔ ۳۰۶ : ما بنده ز جانیم و تو فرمان میده
شمارهٔ ۳۰۷ : یارب تو مرا دولت بینایی ده
شمارهٔ ۳۰۸ : در عشق تو در هر دهنم افسانه
شمارهٔ ۳۰۹ : پیش رخ چون شمع تواَم پروانه
شمارهٔ ۳۱۰ : تا چند بتا گذر کنم بر در تو
شمارهٔ ۳۱۱ : جانا به کمال حسن مغرور مشو
شمارهٔ ۳۱۲ : از عمر عزیز حاصلم چیست بگو
شمارهٔ ۳۱۳ : یا هو یا هو یا الهی هو هو
شمارهٔ ۳۱۴ : با عید وصال خویش آخر باز آی
شمارهٔ ۳۱۵ : روزی دو سه شد که بنده ننواختهای
شمارهٔ ۳۱۶ : چون شمع منم سوخته ساختهای
شمارهٔ ۳۱۷ : چون شمع منم سوخته ساختهای
شمارهٔ ۳۱۸ : شمع رخ خود در دلم افروختهای
شمارهٔ ۳۱۹ : در خاک درت آب رخم ریختهای
شمارهٔ ۳۲۰ : دلدار نمیدهد مرا کام شبی
شمارهٔ ۳۲۱ : ای نام تو بر زبان جانم جاری
شمارهٔ ۳۲۲ : تا چند مرا بی سر و سامان داری
شمارهٔ ۳۲۳ : محروم مگر از کرمم نگذاری
شمارهٔ ۳۲۴ : هر روز به شیوهای و لطفی دگری
شمارهٔ ۳۲۵ : یارب تو گشا بر من بیچاره دری
شمارهٔ ۳۲۶ : گویند که دوش شحنگان تتری
شمارهٔ ۳۲۷ : بیچاره دل از فلک جفا بُرده بسی
شمارهٔ ۳۲۸ : سرگردانم چو گوی در دست کسی
شمارهٔ ۳۲۹ : یاد تو ز دل دور نباشد نفسی
شمارهٔ ۳۳۰ : افتاده مرا با سر زلفت هوسی
شمارهٔ ۳۳۱ : ما ها همه شیرینی و لطف و نمکی
شمارهٔ ۳۳۲ : کردیم بسی جام لبالب خالی
شمارهٔ ۳۳۳ : لیلی لیلی ز دست دل واویلی
شمارهٔ ۳۳۴ : تا کرد دلم به عشق رویت میلی
شمارهٔ ۳۳۵ : تا دید جمال تو به چشمم لیلی
شمارهٔ ۳۳۶ : روزی ز دری گذشتم اندر خیلی
شمارهٔ ۳۳۷ : مجنون نفسی بزد که لیلی لیلی
شمارهٔ ۳۳۸ : رنجور غم عشق تواَم تا دانی
شمارهٔ ۳۳۹ : دادم به تو دل من ز سر نادانی
شمارهٔ ۳۴۰ : چون لاله نزار خون جگر تا دانی
شمارهٔ ۳۴۱ : دل چند کشد به عشق سرگردانی
شمارهٔ ۳۴۲ : ای داده مرا به عشق سرگردانی
شمارهٔ ۳۴۳ : تا چند دلا ناله و فریاد کنی
شمارهٔ ۳۴۴ : تا چند دلم را به غمی رام کنی
شمارهٔ ۳۴۵ : ای دوست چه شد چه شد که یادم نکنی
شمارهٔ ۳۴۶ : دارم به امید یار خندان دهنی
شمارهٔ ۳۴۷ : ای مایه درمان نفسی ننشینی
شمارهٔ ۳۴۸ : آمد به مشامم از سر زلف تو بوی
شمارهٔ ۳۴۹ : تا چند به کوی دوست سرگشته شوی
شمارهٔ ۳۵۰ : ای دل تو به او تا نرسی هیچ مگوی
شمارهٔ ۳۵۱ : گفتم بر ما خرام ای سرو سهی
شمارهٔ ۳۵۲ : مانند فلک نیست جهان فرسایی
شمارهٔ ۳۵۳ : ای آنکه به مجرمی تو میبخشایی
شمارهٔ ۳۵۴ : چون رای بلند تو نباشد رایی
شمارهٔ ۳۵۵ : دل بستدی از من که کنی دارایی
شمارهٔ ۳۵۶ : از کلبه احزان چو برون فرمایی