دوبیتیها
فایز
»
ترانههای فایز بر اساس نسخهای دیگر
»
دوبیتیها
شمارهٔ ۱ : مزن شانه به زلف پرشکن را
شمارهٔ ۲ : عجب دارم از آن زلف چلیپا
شمارهٔ ۳ : بهار آمد گلستان شد مُطَرّا
شمارهٔ ۴ : بتا آهسته تر بردار پا را
شمارهٔ ۵ : اگر خواهی بسوزانی جهان را
شمارهٔ ۶ : به رخ جا داده ای زلف سیه را
شمارهٔ ۷ : مرا خُلدِ بَرین دی بودیام جا
شمارهٔ ۸ : به دست آن بت طاووس زیبا
شمارهٔ ۹ : به زیر پرده آن روی دل آرا
شمارهٔ ۱۰ : بگو آن قاصد نیکو لقا را
شمارهٔ ۱۱ : خوش آن ملک و خوش آن دلبر خوش آن جا
شمارهٔ ۱۲ : سوار خِنگِ خوش رفتارم امشب
شمارهٔ ۱۳ : دلم در نزد جانانست امشب
شمارهٔ ۱۴ : نسیم روح پرور دارد امشب
شمارهٔ ۱۵ : سحرگه زورق سیمین مهتاب
شمارهٔ ۱۶ : بگو با دلبر ترسایی امشب
شمارهٔ ۱۷ : صنم تا کی دل ما را کنی آب
شمارهٔ ۱۸ : خروس عرش بی غوغاست امشب
شمارهٔ ۱۹ : تو که ای دل مکان در کوی یار است
شمارهٔ ۲۰ : نگارا شربت از لبهات بفرست
شمارهٔ ۲۱ : سر زلف تو جانا لام و میم است
شمارهٔ ۲۲ : مرا این زندگی از بوی یار است
شمارهٔ ۲۳ : بتا بر طَرْفِ مِعجَر کن نقابت
شمارهٔ ۲۴ : اسیرم کرده چشم مستت ای دوست
شمارهٔ ۲۵ : رخ تو کعبه و محراب ابروت
شمارهٔ ۲۶ : دل من همچو رستم در عتابست
شمارهٔ ۲۷ : گهی دل مَسکنش در کنج لبهات
شمارهٔ ۲۸ : اگر دانی که فردا محشری نیست
شمارهٔ ۲۹ : رخ تو آتش و زلف تو دود است
شمارهٔ ۳۰ : اگر از رخ براندازی نقابت
شمارهٔ ۳۱ : کنم مدح خم اَبروت یا روت
شمارهٔ ۳۲ : رخت تا در نظر می آرم ای دوست
شمارهٔ ۳۳ : هر آن کس عاشق است از دور پیداست
شمارهٔ ۳۴ : دلا امشب نه وقت قال و قیل است
شمارهٔ ۳۵ : خداوندا جوانیم بسر رفت
شمارهٔ ۳۶ : جهان رفت و جوانی و چمن رفت
شمارهٔ ۳۷ : سر و زلف سیاهت شام یلداست
شمارهٔ ۳۸ : نه پر دارم که پروازم به کویت
شمارهٔ ۳۹ : به دارالملک تن دل پادشاهست
شمارهٔ ۴۰ : هنوزم بوی زلفش در مشام است
شمارهٔ ۴۱ : برفت آن یار و از ما مهر برداشت
شمارهٔ ۴۲ : دل آگه چه محتاج برید است
شمارهٔ ۴۳ : مرا در پیش راهی پر زبیم است
شمارهٔ ۴۴ : نه از دل می رود بیرون خیالت
شمارهٔ ۴۵ : گرت با ما نگارا میل سوداست
شمارهٔ ۴۶ : به رویش زلف اندر پیچ و تابست
شمارهٔ ۴۷ : دلم از دست خوبان چاک چاکست
شمارهٔ ۴۸ : ز من ببرید جانان باز پیوست
شمارهٔ ۴۹ : نه هر بالانشینی ماهتابست
شمارهٔ ۵۰ : نه چشم است آن که چشمانش ندیده ست
شمارهٔ ۵۱ : ز هم بگسسته ای بند نقابت
شمارهٔ ۵۲ : سرم پر شور شیدای تو کافیست
شمارهٔ ۵۳ : سخن آهسته تر گو دلبر این جاست
شمارهٔ ۵۴ : بهشت است این زمین یا کوی یار است
شمارهٔ ۵۵ : نه قامت، تازه سرو جویبار است
شمارهٔ ۵۶ : اگر از روی تو مهجورم ای دوست
شمارهٔ ۵۷ : تو خوبی او ز خوبی بی نیاز است
شمارهٔ ۵۸ : تو که هیچت ز حال ما خبر نیست
شمارهٔ ۵۹ : مرا یاران وصیت این چنین است
شمارهٔ ۶۰ : به لب خال سیاهت جایگاهست
شمارهٔ ۶۱ : دگر از نو نوای نی بلند است
شمارهٔ ۶۲ : برو قاصد که در رفتن ثوابست
شمارهٔ ۶۳ : دلم را تیر مژگانت شکار است
شمارهٔ ۶۴ : نه هر سرچشمه ای آب زلالست
شمارهٔ ۶۵ : بتا از کجرویهایت شکایت
شمارهٔ ۶۶ : مبر نام جدایی ترسم ای دوست
شمارهٔ ۶۷ : خبر از دل ندارم نیست یا هست
شمارهٔ ۶۸ : به چشمان تو دل دادم امانت
شمارهٔ ۶۹ : شب ابر است و دنیا تیره تار است
شمارهٔ ۷۰ : خدنگ مه جبینان دلنشین است
شمارهٔ ۷۱ : چرا خواهی که من آیم به غربت
شمارهٔ ۷۲ : به تیرم زد کمان افکند در پشت
شمارهٔ ۷۳ : انیس من به جز آه سحر نیست
شمارهٔ ۷۴ : بیا جانا که دنیا را وفا نیست
شمارهٔ ۷۵ : دلا دیدی که دلبر عهد بشکست
شمارهٔ ۷۶ : به گلشن تا ز گل نام و نشانست
شمارهٔ ۷۷ : بتا عشقت به جانم آتش افروخت
شمارهٔ ۷۸ : ندانم چون کنم دل بی قرار است
شمارهٔ ۷۹ : رخ تو دلبرا مانند ماهست
شمارهٔ ۸۰ : ندارم راحتی جز زجر و زحمت
شمارهٔ ۸۱ : اگر دوران دهد بر بادم ای دوست
شمارهٔ ۸۲ : عرق بر چهره ات گل یا گلابست
شمارهٔ ۸۳ : اگر در عهد، ابروت منکر ماست
شمارهٔ ۸۴ : نه هر ویروانه دل ماوای عشقست
شمارهٔ ۸۵ : به قربان خم زلف سیاهت
شمارهٔ ۸۶ : به گل سنبل فروهشته که گیسوست
شمارهٔ ۸۷ : چه مقصود است از این جانا بگو راست
شمارهٔ ۸۸ : در این عالم غمم از حد فزونست
شمارهٔ ۸۹ : من از چشم تو می ترسم که مست است
شمارهٔ ۹۰ : دلم در گوشه چشمش مکین است
شمارهٔ ۹۱ : بتا مثل تو اندر شهر چین نیست
شمارهٔ ۹۲ : به دوشش گیسوان خوش دلپسند است
شمارهٔ ۹۳ : نه هر رخشنده کوکب آفتابست
شمارهٔ ۹۴ : نه هر آهوی دشت آهوی چین است
شمارهٔ ۹۵ : بت زورق نشینم در امان باد
شمارهٔ ۹۶ : بت نامهربان دیدی چها کرد
شمارهٔ ۹۷ : سحر شبنم چو بر گیسویش افتاد
شمارهٔ ۹۸ : بشارت باد ای دل دلبر آمد
شمارهٔ ۹۹ : نه قاصد نه پیام دلبر آمد
شمارهٔ ۱۰۰ : زمن گشتی جدا ای سرو آزاد
شمارهٔ ۱۰۱ : بیا تا برگ گل نارفته بر باد
شمارهٔ ۱۰۲ : مرا تا دل به تن تسلیم کردند
شمارهٔ ۱۰۳ : بتی کز ناز پا بر دل گذارد
شمارهٔ ۱۰۴ : به جز من هر که با دلبر نشیند
شمارهٔ ۱۰۵ : اگر صد تیر ناز از دلبر آید
شمارهٔ ۱۰۶ : جوانی هست چون گنجی خداداد
شمارهٔ ۱۰۷ : کسی کهآگه ز حال ما نباشد
شمارهٔ ۱۰۸ : خیالت گر نبودی دل چه میکرد
شمارهٔ ۱۰۹ : سحر چون زهره از مشرق برآمد
شمارهٔ ۱۱۰ : سحرگاهان به گلشن انجمن بود
شمارهٔ ۱۱۱ : حصار دوست گر ز آهن بر آرند
شمارهٔ ۱۱۲ : بتم سرپنجه با لوح و قلم زد
شمارهٔ ۱۱۳ : بهار آمد زمین فیروزه گون شد
شمارهٔ ۱۱۴ : ره عشقست باید ز آن حذر کرد
شمارهٔ ۱۱۵ : به دل گفتم مکن این قدر فریاد
شمارهٔ ۱۱۶ : دگر شب شد که تا جانم بسوزد
شمارهٔ ۱۱۷ : دگر شب شد که دل بی تاب گردد
شمارهٔ ۱۱۸ : دل من حالت پروانه دارد
شمارهٔ ۱۱۹ : نخستین بار باید ترک جان کرد
شمارهٔ ۱۲۰ : که بر نخل امید من تبر زد؟
شمارهٔ ۱۲۱ : مهِ دَه چار پیشت مُضمَحِل شد
شمارهٔ ۱۲۲ : سحرگاهان که شبنم بر گل افتد
شمارهٔ ۱۲۳ : بهار آمد زمردسان زمین شد
شمارهٔ ۱۲۴ : شما که ساکنان کوی یارید
شمارهٔ ۱۲۵ : بتا زلف تو سر از سر کشان برد
شمارهٔ ۱۲۶ : خبر داری به من هجران چها کرد
شمارهٔ ۱۲۷ : دو زلف یار عنبر می تراود
شمارهٔ ۱۲۸ : نه یادم می کنی نه می روی یاد
شمارهٔ ۱۲۹ : دو چشمت چون به چشمانم نگه کرد
شمارهٔ ۱۳۰ : سحر، دل ناله های زار می کرد
شمارهٔ ۱۳۱ : دلم از فرقت روی تو خون شد
شمارهٔ ۱۳۲ : شب هجران مرا جان بر لب آورد
شمارهٔ ۱۳۳ : جوانی گر به نرخ جان فروشند
شمارهٔ ۱۳۴ : خروس عرش دیشب التجا کرد
شمارهٔ ۱۳۵ : بلند بالا، بلند قد و لبت قند
شمارهٔ ۱۳۶ : جوانی کاشکی بیع و شرا بود
شمارهٔ ۱۳۷ : خداوندا دلم از دین بری شد
شمارهٔ ۱۳۸ : مسلسل زلف عنبر بار دارد
شمارهٔ ۱۳۹ : دلم تاراج روی گلرخان شد
شمارهٔ ۱۴۰ : بهشت از روی تو بهتر نباشد
شمارهٔ ۱۴۱ : مرا هم ساق و هم زانو کند درد
شمارهٔ ۱۴۲ : صنم عشق تو همچون نار نمرود
شمارهٔ ۱۴۳ : بگو تا دلبر حورم بیاید
شمارهٔ ۱۴۴ : سهیل اندر یمن بلغار سوزد
شمارهٔ ۱۴۵ : به صعوه منصب بلبل ندادند
شمارهٔ ۱۴۶ : نه هر دل عشق جانان قابل افتد
شمارهٔ ۱۴۷ : وفا دخلی به محبوبی ندارد
شمارهٔ ۱۴۸ : اگر آهی کشم افلاک سوزد
شمارهٔ ۱۴۹ : بتا ختم رسل پیغمبری شد
شمارهٔ ۱۵۰ : دلم را جز تو کس دلبر نباشد
شمارهٔ ۱۵۱ : صبا دوشم ز جانان این خبر داد
شمارهٔ ۱۵۲ : رفیق ! از وصل جانانم مده یاد
شمارهٔ ۱۵۳ : سحر شد ناله بلبل نیامد
شمارهٔ ۱۵۴ : سحر سنبل دمید و لاله سر زد
شمارهٔ ۱۵۵ : عسل از معدن زنبور خیزد
شمارهٔ ۱۵۶ : پری رویان سلام از من رسانید
شمارهٔ ۱۵۷ : سحر دل خود به خود فریاد می کرد
شمارهٔ ۱۵۸ : سحر دل ناله های زار می کرد
شمارهٔ ۱۵۹ : فلک! از جور تو دل پر زخون بود
شمارهٔ ۱۶۰ : دل من همچو هدهد در سبا شد
شمارهٔ ۱۶۱ : سر و زلف تو آشوب جهان شد
شمارهٔ ۱۶۲ : مرا ز آنروز قصه مشکل افتاد
شمارهٔ ۱۶۳ : سهی سرو این قد و بالا ندارد
شمارهٔ ۱۶۴ : شب آمد تا شب وصل آردم یاد
شمارهٔ ۱۶۵ : دلا گر زار گریم بر تو شاید
شمارهٔ ۱۶۶ : مرا شب سیل آه از دل بر آید
شمارهٔ ۱۶۷ : ز آب و آتش و از خاک و از باد
شمارهٔ ۱۶۸ : بتا بیهوده منما گریه بسیار
شمارهٔ ۱۶۹ : خروس از هرزه خوانی دست بردار!
شمارهٔ ۱۷۰ : شدم پیر و ندیدم روی دلدار
شمارهٔ ۱۷۱ : مسلسل حلقه حلقه زلف دلدار
شمارهٔ ۱۷۲ : به هنگام وداع آن لاله رخسار
شمارهٔ ۱۷۳ : به قصد کشتن این بی دل زار
شمارهٔ ۱۷۴ : خداوندا تو قهاری و جبار
شمارهٔ ۱۷۵ : دو گیسویت فتاده چون سیه مار
شمارهٔ ۱۷۶ : نیامد دلبر و من مردم آخر
شمارهٔ ۱۷۷ : سحرگه خوش بود رفتن سوی یار
شمارهٔ ۱۷۸ : کمند زلف گرد چهره یار
شمارهٔ ۱۷۹ : اگر آهی کشم از فرقت یار
شمارهٔ ۱۸۰ : تو پنداری که تا گشتی ز من دور
شمارهٔ ۱۸۱ : مریضی کز جدایی گشته بیمار
شمارهٔ ۱۸۲ : مهی از قبله آمد در شب تار
شمارهٔ ۱۸۳ : بتا اخگر به تابستان میاور
شمارهٔ ۱۸۴ : مرا شب تا سحر این چشم خونبار
شمارهٔ ۱۸۵ : خوشا برنایی و نیسان و آزار
شمارهٔ ۱۸۶ : سفر بر من دگر سخت است و دشوار
شمارهٔ ۱۸۷ : سحرگه ز آرزوی شوق دیدار
شمارهٔ ۱۸۸ : سحرگه بی خبر ای کاش دلبر
شمارهٔ ۱۸۹ : اگر دورم من از تو ای پریزاد
شمارهٔ ۱۹۰ : به زیر زلف مشکین عارض یار
شمارهٔ ۱۹۱ : سحر در خواب دیدم با دل زار
شمارهٔ ۱۹۲ : دلا از بی وفایان دست بردار
شمارهٔ ۱۹۳ : عجب دارم ز سرو قامت یار
شمارهٔ ۱۹۴ : گذشت ایام گل ای بلبل زار
شمارهٔ ۱۹۵ : سحرگه چون ز مشرق ماه خاور
شمارهٔ ۱۹۶ : گهی که یادم آمد صحبت یار
شمارهٔ ۱۹۷ : شدم پیر و ندیدم روی دلدار
شمارهٔ ۱۹۸ : به زیر پیرهن پستان دلبر
شمارهٔ ۱۹۹ : اگر صد پاره ام سازی به خنجر
شمارهٔ ۲۰۰ : سحر پرسیدم از گیسوی دلبر
شمارهٔ ۲۰۱ : نه از مژگان سیاهی خورده ای تیر
شمارهٔ ۲۰۲ : گرفتم آن که اقبالم شود یار
شمارهٔ ۲۰۳ : خدایم گر کند فردای محشر
شمارهٔ ۲۰۴ : ز تاثیر هوا خوی بر رخ یار
شمارهٔ ۲۰۵ : فراق روی تو ای لاله رخسار
شمارهٔ ۲۰۶ : سحرگاهان ز غم با باد شبگیر
شمارهٔ ۲۰۷ : لبت کوثر، قدت طوبی، رخت حور
شمارهٔ ۲۰۸ : دو گیسوی تو جانا لیله القدر
شمارهٔ ۲۰۹ : گهی که یادم آمد صحبت یار
شمارهٔ ۲۱۰ : به گردن هشته ای زلف چو زنجیر
شمارهٔ ۲۱۱ : بت نامهربان، یار ستمگر
شمارهٔ ۲۱۲ : مسلسل حلقه حلقه روی دلبر
شمارهٔ ۲۱۳ : به دل گفتم مرو در کوی دلبر
شمارهٔ ۲۱۴ : قدت طوبا، لبت کوثر، رخت حور
شمارهٔ ۲۱۵ : معنبر گیسوی مشکین دلبر
شمارهٔ ۲۱۶ : اگر خواهی جهان سازی مسخر
شمارهٔ ۲۱۷ : سحر چون ماه سر بر زد زخاور
شمارهٔ ۲۱۸ : زحسن رویت ای نادیده مهجور
شمارهٔ ۲۱۹ : دو نرگس مست و بی باک و ستمگر
شمارهٔ ۲۲۰ : شب دیجور و من مهجور وره دور
شمارهٔ ۲۲۱ : به هر جا بگذرد آن ماه رخسار
شمارهٔ ۲۲۲ : من از عهد جوانی تا شدم پیر
شمارهٔ ۲۲۳ : دل من در خم زلفت گره گیر
شمارهٔ ۲۲۴ : دل و شوق و خیال و میل هر چار
شمارهٔ ۲۲۵ : عجب دارم از این ابریشمین تار
شمارهٔ ۲۲۶ : غم دنیا خورم یا حسرت یار
شمارهٔ ۲۲۷ : تو را دل می دمد کاین سنبل تر
شمارهٔ ۲۲۸ : که والشمس الضحی روی تو ای یار
شمارهٔ ۲۲۹ : نگفتم جا مده بر چهره عنبر
شمارهٔ ۲۳۰ : شب ابر است و باران گهر بار
شمارهٔ ۲۳۱ : معاذالله دهم زآن زلف، یک تار
شمارهٔ ۲۳۲ : خودم این جا دلم در پیش دلبر
شمارهٔ ۲۳۳ : سحرگه از نوای مرغ گلزار
شمارهٔ ۲۳۴ : مکش سرمه به چشم ناز پرور
شمارهٔ ۲۳۵ : بتا! بیژن صفت در چه گرفتار
شمارهٔ ۲۳۶ : دلم در حلقه زلفش گره گیر
شمارهٔ ۲۳۷ : دو زلفانت فتاده چون سر مار
شمارهٔ ۲۳۸ : ذلیل و خوار و زارم کردی آخر
شمارهٔ ۲۳۹ : بدی زلف سیاهت لیله القدر
شمارهٔ ۲۴۰ : منه بر رخ دو گیسوی معنبر
شمارهٔ ۲۴۱ : شود فردا که منشیان تقدیر
شمارهٔ ۲۴۲ : صنم صورت منور کردی امروز
شمارهٔ ۲۴۳ : جهان را عنبر افشان کرده ای باز
شمارهٔ ۲۴۴ : به ایما گفت چشمش با من این راز
شمارهٔ ۲۴۵ : به گردن هشته این زلف دلاویز
شمارهٔ ۲۴۶ : دخیلا شانه بر زلفت میاویز
شمارهٔ ۲۴۷ : به تیر ناوک مژگان دل دوز
شمارهٔ ۲۴۸ : پی تعظیم قدر دلبر امروز
شمارهٔ ۲۴۹ : نگفتم دل از آن گیسو بپرهیز؟
شمارهٔ ۲۵۰ : دلا دلدارت آمد با خبر باش
شمارهٔ ۲۵۱ : گهی در خواب بینم قد و بالاش
شمارهٔ ۲۵۲ : سحر از شوق جانان مست و مدهوش
شمارهٔ ۲۵۳ : سحر! امشب دمی بر جای خود باش
شمارهٔ ۲۵۴ : دلا خون شو مکن افشای رازش
شمارهٔ ۲۵۵ : مسلسل حلقه حلقه زلف خوشبوش
شمارهٔ ۲۵۶ : فغان از امشب و یاد از شب دوش
شمارهٔ ۲۵۷ : شب عید است و هر کس با عزیزش
شمارهٔ ۲۵۸ : شدم غافل اسیر چشم مستش
شمارهٔ ۲۵۹ : نه از دل می رود بیرون خیالش
شمارهٔ ۲۶۰ : در آمد یار از رخ نور ساطع
شمارهٔ ۲۶۱ : زهجرت سینه و دامن کنم چاک
شمارهٔ ۲۶۲ : زره پوشیده ای با من کنی جنگ
شمارهٔ ۲۶۳ : زاسب افتادم و شد کار مشکل
شمارهٔ ۲۶۴ : تو که ملای قرآن خوانی ای دل
شمارهٔ ۲۶۵ : مرا تن زورق است و ناخدا دل
شمارهٔ ۲۶۶ : زما آن چشم و ابرو می برد دل
شمارهٔ ۲۶۷ : خوشا روزی تو گل بودی، مو بلبل
شمارهٔ ۲۶۸ : غراب عشق اندر بندر دل
شمارهٔ ۲۶۹ : سحرها در چمن با خواهش گل
شمارهٔ ۲۷۰ : عبث دادم به یار بی وفا دل
شمارهٔ ۲۷۱ : قدت گل، قامتت گل، کفش پا گل
شمارهٔ ۲۷۲ : اگر کاغذ نباشد پرده دل
شمارهٔ ۲۷۳ : به جز فکر وصال دلبر ای دل!
شمارهٔ ۲۷۴ : سحر با باغبانی گفت بلبل
شمارهٔ ۲۷۵ : بت گلروی سنبل موی خوشگل
شمارهٔ ۲۷۶ : همه مه صورتان در برج محمل
شمارهٔ ۲۷۷ : بلا شد حسن مه رویان خوشگل
شمارهٔ ۲۷۸ : مرا جان بر لب آمد از غم دل
شمارهٔ ۲۷۹ : بنال ای بلبل شوریده احوال
شمارهٔ ۲۸۰ : قمر طلعت پری پیکر نگارم
شمارهٔ ۲۸۱ : پس از قرنی به ارمن شد گذارم
شمارهٔ ۲۸۲ : سحرگه برگ گل تر شد ز شبنم
شمارهٔ ۲۸۳ : سراغ جان جانان از که پرسم
شمارهٔ ۲۸۴ : پری پیکر بت عیسا پرستم
شمارهٔ ۲۸۵ : ندانم از چه رو آشفته حالم
شمارهٔ ۲۸۶ : دگر شب شد که مشتاق حضورم
شمارهٔ ۲۸۷ : در این دنیا بسی اندوهناکم
شمارهٔ ۲۸۸ : بهشتی ای صنم دادی نشانم
شمارهٔ ۲۸۹ : نه افلاطون کند فکری به حالم
شمارهٔ ۲۹۰ : جوانی! رفتی و نایی به سویم
شمارهٔ ۲۹۱ : سه مه پیکر برون آمد به یک دم
شمارهٔ ۲۹۲ : بت لیلی و شم خورشید عالم
شمارهٔ ۲۹۳ : به شب نالم شب شبگیر نالم
شمارهٔ ۲۹۴ : چو آید فکر یار اندر ضمیرم
شمارهٔ ۲۹۵ : به راه دوست دست از جان کشیدم
شمارهٔ ۲۹۶ : بتا از دوریت حالی ندارم
شمارهٔ ۲۹۷ : خداوندا تو کردی لامکانم
شمارهٔ ۲۹۸ : مسلمانان گرفتار دلستم
شمارهٔ ۲۹۹ : خداوندا که در نزع روانم
شمارهٔ ۳۰۰ : مگر یار آمده بر پشت بامم
شمارهٔ ۳۰۱ : فراق لاله رویان ساخت کارم
شمارهٔ ۳۰۲ : چرا از دلبر حورا سرشتم
شمارهٔ ۳۰۳ : ندانم خواب یا بیدار بودم
شمارهٔ ۳۰۴ : نشد ز آمد شدن نَظّاره مفهوم
شمارهٔ ۳۰۵ : فغان کز کوی جانان دور ماندم
شمارهٔ ۳۰۶ : ندانم در چه حالم در کجایم
شمارهٔ ۳۰۷ : بتا کی دست در پستانت آرم
شمارهٔ ۳۰۸ : اگر جانان به هنگام تکلم
شمارهٔ ۳۰۹ : گهی که سرنهادم تا بخوابم
شمارهٔ ۳۱۰ : نه من امروز پابند تو هستم
شمارهٔ ۳۱۱ : به هنگام تبسم های جانان
شمارهٔ ۳۱۲ : رخ و زلف و لب و دندان جانان
شمارهٔ ۳۱۳ : اگر هنگام مردن دلبر من
شمارهٔ ۳۱۴ : خم ابروست یا شمشیر بهمن
شمارهٔ ۳۱۵ : ز گشت و پیچ این شلوار رنگین
شمارهٔ ۳۱۶ : خوش از جور و جفای مه جبینان
شمارهٔ ۳۱۷ : از این ره می روی رویت به من کن
شمارهٔ ۳۱۸ : لا نتوان به زلفش آرمیدن
شمارهٔ ۳۱۹ : خیالت آوَرَد بر من شبیخون
شمارهٔ ۳۲۰ : دلم از هجر تو شد دجله خون
شمارهٔ ۳۲۱ : سر راهم دو تا شد وای بر من
شمارهٔ ۳۲۲ : شده خاموش شمع محفل من
شمارهٔ ۳۲۳ : اجل دانی کی آیی بر سر من؟
شمارهٔ ۳۲۴ : خیال کشتن من داشت جانان
شمارهٔ ۳۲۵ : مرو ای جان شیرین از بر من
شمارهٔ ۳۲۶ : لبت شکر شکن مژگان صف اشکن
شمارهٔ ۳۲۷ : مُکَّحَل چشم مست کافرش بین
شمارهٔ ۳۲۸ : بلندی سیر عالم می کنم من
شمارهٔ ۳۲۹ : سحر از بس که نالیدم ز هجران
شمارهٔ ۳۳۰ : نه هر چشمی ز جسمی می برد جان
شمارهٔ ۳۳۱ : مرا یک دل بود مطلب هزاران
شمارهٔ ۳۳۲ : به سیر باغ رفتم باختم من
شمارهٔ ۳۳۳ : تو بر من بگذری چون برق رخشان
شمارهٔ ۳۳۴ : پس از ببریدن و پیوند جانان
شمارهٔ ۳۳۵ : مه بالا نشین پایین نظر کن
شمارهٔ ۳۳۶ : دلم ایکاش بیرون می شد از تن
شمارهٔ ۳۳۷ : مکش شانه به این زلفان پرچین
شمارهٔ ۳۳۸ : دگر طعن رقیب و جور دشمن
شمارهٔ ۳۳۹ : جفا از تو بتا! خون خوردن از من
شمارهٔ ۳۴۰ : به گردن زلف یا زنجیرش است این
شمارهٔ ۳۴۱ : رخ و زلف و لب و دندان جانان
شمارهٔ ۳۴۲ : بیا جانا دمی ترک جفا کن
شمارهٔ ۳۴۳ : سحر دلبر چو آمد بر سر من
شمارهٔ ۳۴۴ : پس از مرگم بگو با گلعذاران
شمارهٔ ۳۴۵ : که گفته چشم شهلا سرمه سا کن؟
شمارهٔ ۳۴۶ : مده یادم ز روز وصل جانان
شمارهٔ ۳۴۷ : بهای این لب و دندان جانان
شمارهٔ ۳۴۸ : شدم رسوای عالم بهر جانان
شمارهٔ ۳۴۹ : به دل تخم تمنا کاشتم من
شمارهٔ ۳۵۰ : دلا دیدی جدایی زیستی تو
شمارهٔ ۳۵۱ : مسلسل زلف عنبرسا مکن تو
شمارهٔ ۳۵۲ : دل از من چشم شهلا دلبر از تو
شمارهٔ ۳۵۳ : نگفتم جا مده بر چهره گیسو
شمارهٔ ۳۵۴ : دلا تا چند در آزارام از تو
شمارهٔ ۳۵۵ : دو گیسو را به دوش انداختی تو
شمارهٔ ۳۵۶ : نسیم! امشب عجب دفع غمی تو
شمارهٔ ۳۵۷ : خوش الحان مرغکی وقت سحرگاه
شمارهٔ ۳۵۸ : به زیر زلف برق گوشواره
شمارهٔ ۳۵۹ : دلم از بس که دنبال تو گشته
شمارهٔ ۳۶۰ : به مژگان خاک روبم زین گذرگاه
شمارهٔ ۳۶۱ : مرو دنبال آهوی رمیده
شمارهٔ ۳۶۲ : بر ابر ماه تابانم نشسته
شمارهٔ ۳۶۳ : به هر محفل که آن دلبر نشسته
شمارهٔ ۳۶۴ : بتا عشقت مرا واله نموده
شمارهٔ ۳۶۵ : مکحل چشم شورانگیز کرده
شمارهٔ ۳۶۶ : که گفتت زلف بر رخ جابه جا نه
شمارهٔ ۳۶۷ : کسی که آن پری رخسار دیده
شمارهٔ ۳۶۸ : به عارض طره سنبل فکنده
شمارهٔ ۳۶۹ : غمت در دل چنان ماوا گرفته
شمارهٔ ۳۷۰ : به زلفت مرغ دل ماوا گرفته
شمارهٔ ۳۷۱ : سر و روی تو تا غبغب رسیده
شمارهٔ ۳۷۲ : غم و غصه تن و جانم گرفته
شمارهٔ ۳۷۳ : پری رویان به ما کردند نظاره
شمارهٔ ۳۷۴ : نسیم! آهسته آهسته سحرگاه
شمارهٔ ۳۷۵ : نمی بینم ز مردم آشنایی
شمارهٔ ۳۷۶ : بتا در گوش، گوش آویز داری
شمارهٔ ۳۷۷ : ندانم ای غزالم از چه دشتی؟
شمارهٔ ۳۷۸ : به قامت مظهر سرو رسایی
شمارهٔ ۳۷۹ : خروس امشب بداده هرزه خوانی
شمارهٔ ۳۸۰ : تو آتش رخ دلم پروانه کردی
شمارهٔ ۳۸۱ : بیا جانا که مردم از جدایی
شمارهٔ ۳۸۲ : خداوندا گل ناز آفریدی
شمارهٔ ۳۸۳ : صباحی دلبر گیسو بلندی
شمارهٔ ۳۸۴ : چه بد کردم که مهر از من بریدی
شمارهٔ ۳۸۵ : در اول مستم از پیمانه کردی
شمارهٔ ۳۸۶ : به بالا بنگری مهتاب بینی
شمارهٔ ۳۸۷ : صنم سرخیل ترسازادگانی
شمارهٔ ۳۸۸ : نسیم! عنبر شمیمی از کجایی؟
شمارهٔ ۳۸۹ : به گیتی هر چه کردم جستجویی
شمارهٔ ۳۹۰ : اگر ماهی به زیر ابر تا کی؟
شمارهٔ ۳۹۱ : خدایا زلف و گردن آفریدی
شمارهٔ ۳۹۲ : دو چشمان تو دارد میل یاری
شمارهٔ ۳۹۳ : نه از من سر بزد دلبر خطایی
شمارهٔ ۳۹۴ : بیا کز حد گذشت ایام دوری
شمارهٔ ۳۹۵ : ز پیشم رفتی ای عهد جوانی
شمارهٔ ۳۹۶ : خداوندا تو رحمان و رحیمی
شمارهٔ ۳۹۷ : ذلیل و زار و بیمارم نمودی
شمارهٔ ۳۹۸ : سیه زلفان به رخ ماوا نمودی
شمارهٔ ۳۹۹ : بتا! گر زنده بودی فتنه بودی
شمارهٔ ۴۰۰ : به دل بردن تو جانا! خوش دلیری
شمارهٔ ۴۰۱ : دو چشمان گفت ابرو فتنه جویی
شمارهٔ ۴۰۲ : پس از مرگم نخواهم های هایی
شمارهٔ ۴۰۳ : بیا تا گویمت شرح جدایی
شمارهٔ ۴۰۴ : مرا جان بر لب آمد از جدایی
شمارهٔ ۴۰۵ : دلا! امشب نه بر جای خودستی
شمارهٔ ۴۰۶ : ز دستم رفتی ای حور بهشتی
شمارهٔ ۴۰۷ : الا ای آسمان از من چه دیدی؟
شمارهٔ ۴۰۸ : چنان زارم که از فرط نزاری
شمارهٔ ۴۰۹ : شب مهتاب و حوت و برج ماهی
شمارهٔ ۴۱۰ : خداوندا تو یاری کن تو یاری
شمارهٔ ۴۱۱ : ندانم آفتابی یا که ماهی
شمارهٔ ۴۱۲ : نکردم در وفاداری قصوری
شمارهٔ ۴۱۳ : نه خسرو خواهم و نه خسروانی
شمارهٔ ۴۱۴ : پس از پیری و ضعف و ناتوانی
شمارهٔ ۴۱۵ : به ظاهر گر زچشمانم جدایی