رباعیات
حزین لاهیجی
»
رباعیات
شمارهٔ ۱ : شد صید خم زلف رسایی دل ما
شمارهٔ ۲ : ای چشم و چراغ دل غم دیدهٔ ما
شمارهٔ ۳ : لعلت به فسون نبرد از دل تب و تاب
شمارهٔ ۴ : کردی دلم از حسن گلوسوز کباب
شمارهٔ ۵ : در دیدهٔ هر که شق کند پردهٔ خواب
شمارهٔ ۶ : ای مطرب عاشقان نوای تو کجاست؟
شمارهٔ ۷ : سرمایه دهر، خاک بیزی ست،که هست
شمارهٔ ۸ : در کار زمانه هر که بیکارتر است
شمارهٔ ۹ : هر چند که ما رهرو و دنیا راه است
شمارهٔ ۱۰ : اوضاع زمانه لایق دیدن نیست
شمارهٔ ۱۱ : نوبت ز کیان به ماکیان افتاده ست
شمارهٔ ۱۲ : در محفل آسمان سُها و خور هست
شمارهٔ ۱۳ : خویی مه و مهر را به دلداری نیست
شمارهٔ ۱۴ : دانم که به جز خدای قهّاری نیست
شمارهٔ ۱۵ : آن را که نصیب از خرد ادراک است
شمارهٔ ۱۶ : خورشید، علم به کوهساران زد و رفت
شمارهٔ ۱۷ : هر چند که خصمی سپهر از جهل است
شمارهٔ ۱۸ : از عمر عزیز رفته افزون از شصت
شمارهٔ ۱۹ : دل گم شده است، سینه پردازی هست
شمارهٔ ۲۰ : از دیده به دیده، ناوک اندازی هست
شمارهٔ ۲۱ : امّید گداست، تا در بازی هست
شمارهٔ ۲۲ : داغی که بکاود سر پرشور کجاست؟
شمارهٔ ۲۳ : صد وادی بیکرانه درگوشه ی ماست
شمارهٔ ۲۴ : ای شاخ امید، برگ و بار تو کجاست؟
شمارهٔ ۲۵ : آلوده ی کام دل مشو، کام آن است
شمارهٔ ۲۶ : آن غنچه که نشکفد به گلشن لب ماست
شمارهٔ ۲۷ : از داغ فراق سینه ام جوشان است
شمارهٔ ۲۸ : ازگریهٔ من دیدهٔ اختر شور است
شمارهٔ ۲۹ : عشق است سلیمان و دل انگشتر اوست
شمارهٔ ۳۰ : هر چند سپهر فکرم اختربار است
شمارهٔ ۳۱ : ای ساقی عاشقان، می ناب کجاست؟
شمارهٔ ۳۲ : عهدیست که آشنا و بیگانه یکیست
شمارهٔ ۳۳ : ساقی، قدحی که دور گلزار گذشت
شمارهٔ ۳۴ : عشق است که درد من و درمان من است
شمارهٔ ۳۵ : افسانهٔ عشق، راز پنهان من است
شمارهٔ ۳۶ : یار است که در ظلمت امکان شمع است
شمارهٔ ۳۷ : این کوچهٔ عمر، وحشت افزا راهی ست
شمارهٔ ۳۸ : غمنامهٔ ما خواند و جوابی ننوشت
شمارهٔ ۳۹ : افسوس که درد عشق و درمان هم نیست
شمارهٔ ۴۰ : هستی بزمی ست، انجمن سازی هست
شمارهٔ ۴۱ : یار آینه حسن دلارای خود است
شمارهٔ ۴۲ : آن را که رسوم عشقبازی اصل است
شمارهٔ ۴۳ : داغم به دل از دو گوهر نایاب است
شمارهٔ ۴۴ : از حرف وداع، دیده جیحون شد و رفت
شمارهٔ ۴۵ : بی ضامن و رهن، وام می باید، نیست
شمارهٔ ۴۶ : هند است و جهان به کام می باید اوا نیست
شمارهٔ ۴۷ : در هند اگر کسی نرنجد از راست
شمارهٔ ۴۸ : دل خوش نکند نالهٔ زاری که مراست
شمارهٔ ۴۹ : دیدیم، سواد هند حیرت زار است
شمارهٔ ۵۰ : در زیر فلک نالهٔ ما بی اثر است
شمارهٔ ۵۱ : دردانهٔ دریای حقیقت درد است
شمارهٔ ۵۲ : ای سینه بنال، ناله کار من و توست
شمارهٔ ۵۳ : ساقی، رگ ابر آبداری برخاست
شمارهٔ ۵۴ : ای تیره شب فراق، پایان وقت است
شمارهٔ ۵۵ : با ما زاهد، خیال خامت عبث است
شمارهٔ ۵۶ : دردا که دری نسفته می باید رفت
شمارهٔ ۵۷ : ما را لب لعل فام می باید، نیست
شمارهٔ ۵۸ : از روی تو شمع سان نگاهم همه سوخت
شمارهٔ ۵۹ : از صومعه تا میکده، پر راهی نیست
شمارهٔ ۶۰ : از خصمی مردمان مرا حال نکوست
شمارهٔ ۶۱ : آن دیده، که بازاری عشاقش خوست
شمارهٔ ۶۲ : دیوانه دلم، یارِِ دل آسایی نیست
شمارهٔ ۶۳ : مردی که میان دردمندان فرد است
شمارهٔ ۶۴ : دلبر بسیار و دل نگهدار کم است
شمارهٔ ۶۵ : دانی که به من در غمت آیا چه گذشت؟
شمارهٔ ۶۶ : دوران به نشاط و غم صلایی زد و رفت
شمارهٔ ۶۷ : دیشب طربی بر دل غمناکم ریخت
شمارهٔ ۶۸ : بسته ست زبانم و بیان در سیر است
شمارهٔ ۶۹ : از حوصلهٔ صبر، غمت بیرون است
شمارهٔ ۷۰ : هرحند که حسن و عشق، مستور به است
شمارهٔ ۷۱ : گر خاک شوی، در ره دلدار خوش است
شمارهٔ ۷۲ : دم سردی زاهدان کافورمزاج
شمارهٔ ۷۳ : اندوه جهان و شادمانی همه هیچ
شمارهٔ ۷۴ : بلبل سر کرد ناله هنگام صبوح
شمارهٔ ۷۵ : در دهر دنی که هست شیرینش تلخ
شمارهٔ ۷۶ : با تنگدلی حوصلهٔ ماست فراخ
شمارهٔ ۷۷ : ابنای زمانه، لولیان آیینند
شمارهٔ ۷۸ : گر طالع پست، نارساییها کرد
شمارهٔ ۷۹ : خورشید رخ تو تا دل افروز نشد
شمارهٔ ۸۰ : اکسیر محبت رخ ما کاهی کرد
شمارهٔ ۸۱ : در هجر تو ناله سینه فرسایی کرد
شمارهٔ ۸۲ : شاخ گل من نظر به خاری نکند
شمارهٔ ۸۳ : دل در غم عشق، کامرانی نکند
شمارهٔ ۸۴ : پیوسته دی و تموز دم سردی کرد
شمارهٔ ۸۵ : یک چند دل از پی تمنا گردید
شمارهٔ ۸۶ : تا بر لب عاشق می گلگون ناید
شمارهٔ ۸۷ : آمد به برم یار و چه زیبا آمد!
شمارهٔ ۸۸ : عالی گهران و خوش عیاران رفتند
شمارهٔ ۸۹ : گفتم که به یاد یار خواهی آمد
شمارهٔ ۹۰ : یا رب چه شود گرکرمت یار افتد؟
شمارهٔ ۹۱ : آن بی خردی که شوم چون زاغ افتد
شمارهٔ ۹۲ : نزدیک بود ز لب هوا بردارد
شمارهٔ ۹۳ : دهرم به شکنج انزوا می دارد
شمارهٔ ۹۴ : گفتم ز غمت غنچهٔ دل وا نشود
شمارهٔ ۹۵ : نظّارهٔ زشت، دیده را میل کشید
شمارهٔ ۹۶ : باطل کیشان بر اهل حق چیر شدند
شمارهٔ ۹۷ : الفاظ و معانی از کلامم نو شد
شمارهٔ ۹۸ : ای آنکه غم تو عیش جاوید بود
شمارهٔ ۹۹ : آنان که به سودای تو داغ افروزند
شمارهٔ ۱۰۰ : تا چند زمانه فتنه اندوز شود؟
شمارهٔ ۱۰۱ : عاقل تحصیل علم بیجا چه کند؟
شمارهٔ ۱۰۲ : تیغم به زبون کشی چو مانوس نبود
شمارهٔ ۱۰۳ : دنیا طلب دنی، به دنیا ارزد
شمارهٔ ۱۰۴ : از عکس رخ تو، گلستان پیدا شد
شمارهٔ ۱۰۵ : در راه طلب، ناله هواخواهی کرد
شمارهٔ ۱۰۶ : با کعبه چه کار اگر معاشی ندهند؟
شمارهٔ ۱۰۷ : بربندی اگر به خون کمر را چه شود؟
شمارهٔ ۱۰۸ : در ماتم تو چرا جگر خون نشود؟
شمارهٔ ۱۰۹ : در عشق، رگ جان گرفتار برند
شمارهٔ ۱۱۰ : این شور نه آن لعل شکرریز فکند
شمارهٔ ۱۱۱ : در ماتم تو شیون دلهاست بلند
شمارهٔ ۱۱۲ : در ماتم تو، ملک و ملک شیون کرد
شمارهٔ ۱۱۳ : دل می بری و خبر نداری که چه شد
شمارهٔ ۱۱۴ : دل در غم هجر، بی قراری ها کرد
شمارهٔ ۱۱۵ : اول نگه تو فتنه انگیز نبود
شمارهٔ ۱۱۶ : آنجا که رسوم ما و من برخیزد
شمارهٔ ۱۱۷ : هر جلوه که آن نرگس عیار کند
شمارهٔ ۱۱۸ : سامانی و ثروتی نشد جمع، چه شد؟
شمارهٔ ۱۱۹ : شاهنشهی خلق جهان نتوان کرد
شمارهٔ ۱۲۰ : ابر آمد و سینه را به کهسار نهاد
شمارهٔ ۱۲۱ : خنگ تو به کوهِ عالی ارکان ماند
شمارهٔ ۱۲۲ : بلبل به نوای آشنا می نازد
شمارهٔ ۱۲۳ : بر پای بت، از نیاز پیشانی زد
شمارهٔ ۱۲۴ : از گوشهٔ عزلتم جدا نتوان کرد
شمارهٔ ۱۲۵ : غیر از کف خالی که ز ما بر جا ماند
شمارهٔ ۱۲۶ : بر تیره شب من که دل و جان گرید
شمارهٔ ۱۲۷ : عالی گهران، بنده نژادان منند
شمارهٔ ۱۲۸ : در دهر، به مستعار آلوده مگرد
شمارهٔ ۱۲۹ : گر نوح و دعای غرق، این دم می شد
شمارهٔ ۱۳۰ : هرگه سخنی برلب اظهار رسد
شمارهٔ ۱۳۱ : افسرده دمان عهد ما، رشک یخند
شمارهٔ ۱۳۲ : از رهگذر دوست، صبایی نرسید
شمارهٔ ۱۳۳ : زان پیش که دی آفت بستان گردد
شمارهٔ ۱۳۴ : مشکل که دلم را نگهت شاد کند
شمارهٔ ۱۳۵ : دل، بندهٔ عشق است، کفیلی دارد
شمارهٔ ۱۳۶ : تا چند ز اشک بر رخم رنگ آید
شمارهٔ ۱۳۷ : عشق تو سواد دیده را جیحون کرد
شمارهٔ ۱۳۸ : وبرانهٔ هند،کز صفا پاک بود
شمارهٔ ۱۳۹ : کمتر به وصال، قرعهٔ کار افتد
شمارهٔ ۱۴۰ : گلگون سرشک، گرم جولانی کرد
شمارهٔ ۱۴۱ : بی پا و سران که هرزه گردی دارند
شمارهٔ ۱۴۲ : ابنای زمان دُرد و صفا را ندهند
شمارهٔ ۱۴۳ : حسنش، به می از حجاب بیرون آمد
شمارهٔ ۱۴۴ : گردد چو خراب تن، چه غم؟ جان باشد
شمارهٔ ۱۴۵ : جانان چو هوای جلوه ی ناز کند
شمارهٔ ۱۴۶ : حسن تو به یک جلوه گرفتارم کرد
شمارهٔ ۱۴۷ : کی بود که دل بستهٔ زنار نبود؟
شمارهٔ ۱۴۸ : زین پیش فلک چنین دل آزار نبود
شمارهٔ ۱۴۹ : خوش آن که پیام ارجعی گوش کند
شمارهٔ ۱۵۰ : مستان لقا چو ارجعی گوش کنند
شمارهٔ ۱۵۱ : با شعلهٔ آه، چشم گریان چه کند؟
شمارهٔ ۱۵۲ : بر لب قدحی بعد هلاکم بگذار
شمارهٔ ۱۵۳ : در هجر حزین، از غم جانکاه بمیر
شمارهٔ ۱۵۴ : ای دستخوش هزار سودا هشدار
شمارهٔ ۱۵۵ : با سرمه چو شد نرگس عیّار تو یار
شمارهٔ ۱۵۶ : گر جلوهٔ دوست می کند عاشق سیر
شمارهٔ ۱۵۷ : با داغ تو سال و ماه بردیم به سر
شمارهٔ ۱۵۸ : بس بوالعجب است زیر این چرخ اثیر
شمارهٔ ۱۵۹ : ساقی قدحی از می گلفام بیار
شمارهٔ ۱۶۰ : مطرب مگذار دم، نی و چنگ بیار
شمارهٔ ۱۶۱ : ای سوخته جان سپند، یاد تو به خیر
شمارهٔ ۱۶۲ : گر ترک کم و بیش کنی اولی تر
شمارهٔ ۱۶۳ : از خصمی روزگار بی مهر و تمیز
شمارهٔ ۱۶۴ : مردانه حزین از سر دنیا برخیز
شمارهٔ ۱۶۵ : خونم به کرشمه، ای جفاکیش مریز
شمارهٔ ۱۶۶ : در راه خطیری که نشیب است و فراز
شمارهٔ ۱۶۷ : از هند نجس، نجات می خواهم و بس
شمارهٔ ۱۶۸ : از ظلمت هندِ سفله انگیز مترس
شمارهٔ ۱۶۹ : بخرید یکی خواجه، غلامی به هوس
شمارهٔ ۱۷۰ - رباعی مستزاد : آنی که سر از سجدهٔ کوی تو نتافت
شمارهٔ ۱۷۱ : این خرقهٔ پر زرق و ردای سالوس
شمارهٔ ۱۷۲ : تا چند به چنگ غم پنهانی خویش
شمارهٔ ۱۷۳ : صوفی برخیز، باده صافیست بکش
شمارهٔ ۱۷۴ : ای عوج زمانه، قد چالاک بکش
شمارهٔ ۱۷۵ : ای صورت و معنی تو را پستی فرض
شمارهٔ ۱۷۶ : پنهان به سیه خانهٔ حرف است نقط
شمارهٔ ۱۷۷ : تا عشق فکند در دلم تاب چو شمع
شمارهٔ ۱۷۸ : آسوده تویی چو سرو و سوسن در باغ
شمارهٔ ۱۷۹ : چون عشق کشید تیغ هیجا ز غلاف
شمارهٔ ۱۸۰ : هرچند نوای آتشین دارد عشق
شمارهٔ ۱۸۱ : صوفی که بود اساس کارش بر زرق
شمارهٔ ۱۸۲ : چون لاله آتشین درین تیره مغاک
شمارهٔ ۱۸۳ : میزان حقیم و امتحان و لَکَ لک ؟
شمارهٔ ۱۸۴ : گر نیست مرا طالع فیروز چه باک؟
شمارهٔ ۱۸۵ : پختیم به کار خویش سودا، من و دل
شمارهٔ ۱۸۶ : تا عشق تو گشت از ازل روزی دل
شمارهٔ ۱۸۷ : اندوه چو بیش شد گرفتم کم دل
شمارهٔ ۱۸۸ : جمعیت خویش را پریشان کردم
شمارهٔ ۱۸۹ : از کام دل است بس که عریان دستم
شمارهٔ ۱۹۰ : آنم که به ملک نیستی سلطانم
شمارهٔ ۱۹۱ : آنم که ز ذوق نیستی دلشادم
شمارهٔ ۱۹۲ : رخ، تازه به اشک ارغوانی دارم
شمارهٔ ۱۹۳ : یک چند، دل از آز هراسان کردیم
شمارهٔ ۱۹۴ : بشتاب دلا برگ سفر ساز کنیم
شمارهٔ ۱۹۵ : بار خودی افکنم، سبکتاز روم
شمارهٔ ۱۹۶ : داغ غم آن نگار مهوش دارم
شمارهٔ ۱۹۷ : زیبا صنما ز بی قراران توایم
شمارهٔ ۱۹۸ : یارای زبان کو که ثنای تو کنیم؟
شمارهٔ ۱۹۹ : عشق تو کلیم طور سینای دلم
شمارهٔ ۲۰۰ : جان در سر زلف تابناکی کردم
شمارهٔ ۲۰۱ : حال دل آسوده دلان سوخت دلم
شمارهٔ ۲۰۲ : صوفی برخیز های و هوبی بزنیم
شمارهٔ ۲۰۳ : از ظلمت هستی خود آزاده منم
شمارهٔ ۲۰۴ : چون شمع بود داغ جنون تاج سرم
شمارهٔ ۲۰۵ : ای هوش به می داده، فدای تو شوم
شمارهٔ ۲۰۶ : چل سال کتاب جسم و جان را خواندیم
شمارهٔ ۲۰۷ : زهرم به قدح دهی که می نوش مکن
شمارهٔ ۲۰۸ : از گنج، به مار صلح نتوان کردن
شمارهٔ ۲۰۹ : مقدور نشد ز دامن افشانی من
شمارهٔ ۲۱۰ : تدبیر به کار من چه خواهد کردن؟
شمارهٔ ۲۱۱ : وبرانی عشق، باشد آباد شدن
شمارهٔ ۲۱۲ : ای بستهٔ آب و گل، چه خواهی کردن؟
شمارهٔ ۲۱۳ : معنی طلبی، بساط صورت ته کن
شمارهٔ ۲۱۴ : پیش کرمت دست تهی آوردم
شمارهٔ ۲۱۵ : گر قدر به روستا نمی دارندم
شمارهٔ ۲۱۶ : تا کی گل عیش در چمنها جویم؟
شمارهٔ ۲۱۷ : پرسید ز یار خود، یکی از یاران
شمارهٔ ۲۱۸ : ای رهرو عشق، کاهلی پیشه مکن
شمارهٔ ۲۱۹ : نه قصّهٔ سرسری، نه بازی ست سخن
شمارهٔ ۲۲۰ : آن راحت جان و دل شیدایی من
شمارهٔ ۲۲۱ : ای دیدهٔ زار من چه خواهی کردن؟
شمارهٔ ۲۲۲ : صوفی، اگرت هوای کشف است و یقین
شمارهٔ ۲۲۳ : یاران عزیز و نور بینایی من
شمارهٔ ۲۲۴ : حق ظاهر و خلق در حجاب افزودن
شمارهٔ ۲۲۵ : آمد سحر آن نگار خونین جگران
شمارهٔ ۲۲۶ : ای گل تو به بویی دل خود شاد مکن
شمارهٔ ۲۲۷ : ای بخت نژند در سیاهی بی تو
شمارهٔ ۲۲۸ : ای خاک وفا رفته به باد از دل تو
شمارهٔ ۲۲۹ : ای در دل هر قطره تمنّا از تو
شمارهٔ ۲۳۰ : ای دُرّ یتیم، دیده دریا از تو
شمارهٔ ۲۳۱ : ای عاشق محزون، دل ناشاد تو کو؟
شمارهٔ ۲۳۲ : سرّ غم عشق را، ز بیگانه مجو
شمارهٔ ۲۳۳ : غفلت زده ام، خاطر آگاهم ده
شمارهٔ ۲۳۴ : ای صیت بزرگی به جهان افکنده
شمارهٔ ۲۳۵ : ای بندهٔ دهرِ دون نواز گنده
شمارهٔ ۲۳۶ : تا چند حزین اسیر ماتم شدهای؟
شمارهٔ ۲۳۷ : جانا چه بود که خاطری شاد کنی
شمارهٔ ۲۳۸ : تا ناله، درفش کاویانی نکنی
شمارهٔ ۲۳۹ : آشفتهٔ دور روزگارم ساقی
شمارهٔ ۲۴۰ : رفتند ز بزم، میگساران ساقی
شمارهٔ ۲۴۱ : بشکن قدح سپهر دون ای ساقی
شمارهٔ ۲۴۲ : صحراست ز سبزه، سبزفام ای ساقی
شمارهٔ ۲۴۳ : ای درد، ز مرگ فکر درمان نکنی
شمارهٔ ۲۴۴ : ای دل، ره و رسم عاشقان نگذاری
شمارهٔ ۲۴۵ : ای ناله، خلاف دردکیشان نکنی
شمارهٔ ۲۴۶ : ای دوست چراغ چشم بیدار تویی
شمارهٔ ۲۴۷ : شوق ار به دیارت نرساند نرسی
شمارهٔ ۲۴۸ : هم درد و دوای دل افگار تویی
شمارهٔ ۲۴۹ : ای خامه بسی نکته سرایی کردی
شمارهٔ ۲۵۰ : چون باد صبا، سبک عنانی نکنی
شمارهٔ ۲۵۱ : آلودهٔ زهد کرده ام دامانی
شمارهٔ ۲۵۲ : زاهد، از عشق، دین به افسون نبری
شمارهٔ ۲۵۳ : تا چهره ز اشک ارغوانی نکنی
شمارهٔ ۲۵۴ : امروز دل است، زیر بار عجبی
شمارهٔ ۲۵۵ : از می، لب غنچه گشت گلگون ساقی
شمارهٔ ۲۵۶ : ای آنکه به لافگاه دعوی چستی
شمارهٔ ۲۵۷ : خاموش حزین که گفتنی ها گفتی
شمارهٔ ۲۵۸ : در کعبه حزین ، امیر اسلام شوی
شمارهٔ ۲۵۹ : آنی که به قد ز سرو آزاده تری
شمارهٔ ۲۶۰ : ای آنکه بنفشه زیب نسرین داری
شمارهٔ ۲۶۱ : مهری به لب خود زن اگر مرد مهی
شمارهٔ ۲۶۲ : هر دم ز تو عمر می کَنَد بیخ و بنی
شمارهٔ ۲۶۳ : سرتاسر آفاق، حزین گردیدی
شمارهٔ ۲۶۴ : از عشق فتاده ام به منزلگاهی