بخش اول
نورعلیشاه
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
بخش اول
شمارهٔ ۱ : ای نام خوشت جوهرِ شمشیرِ زبانها
شمارهٔ ۲ : ای چراغِ ماهِ تابان هر شب از کوی شما
شمارهٔ ۳ : دوش آمد ببر آن ساقی مهوش ما را
شمارهٔ ۴ : نه تنها خال هندویش رباید کفر و دین ما را
شمارهٔ ۵ : بیا ساقی بیار آن جام می را
شمارهٔ ۶ : گر دسترسی نبود بر دامن گلشنها
شمارهٔ ۷ : بینم چو خرامان بره آن سرو روان را
شمارهٔ ۸ : خوش درآمد سحری مهوشی از در ما را
شمارهٔ ۹ : جائی ار نیست دلا سوی مناجات مرا
شمارهٔ ۱۰ : تا گل وصلت بدامان دسترس باشد مرا
شمارهٔ ۱۱ : دل کند در سینه تنگی داد میباید مرا
شمارهٔ ۱۲ : از دل و جان خلوتی بایار میباید مرا
شمارهٔ ۱۳ : تا زند سینه ز صهبای غمت جوش مرا
شمارهٔ ۱۴ : پر گل از گلزار وصلش گشته تا دامن مرا
شمارهٔ ۱۵ : کردم چه از لا رخ سوی الا
شمارهٔ ۱۶ : سروم دهد چه جلوه بشوخی خرام را
شمارهٔ ۱۷ : صبحست ساقی خیز و ده آن ساغر دوشینه را
شمارهٔ ۱۸ : دلا ز چنگ برآمد فغان به محفلها
شمارهٔ ۱۹ : تا مهر روی یار برآمد ز بام ما
شمارهٔ ۲۰ : نسیم گلشن کوی تو صبحدم ما را
شمارهٔ ۲۱ : ای حسن تو از چهره خوبان همه پیدا
شمارهٔ ۲۲ : ای گشته ز تو سر نهان جمله هویدا
شمارهٔ ۲۳ : صبح شد ساقی بیا بگشا در میخانه را
شمارهٔ ۲۴ : ای زاب و رنگ عارضت شادابی گلزارها
شمارهٔ ۲۵ : در خرابات مغان تا که مقامست مرا
شمارهٔ ۲۶ : ای از رخ تو روشن انوار دوست ما را
شمارهٔ ۲۷ : ای رخت مهر سپهر انما
شمارهٔ ۲۸ : بحر بی انتهاست سید ما
شمارهٔ ۲۹ : بیرون نکنی تا ز سر این کبر و منی را
شمارهٔ ۳۰ : سالها در خود سفر کردیم ما
شمارهٔ ۳۱ : تا گمان پاو سر کردیم ما
شمارهٔ ۳۲ : باز ساز عشق سر کردیم ما
شمارهٔ ۳۳ : بزم عشق است و همه شیشه و جامست اینجا
شمارهٔ ۳۴ : خوش نور خدائیست عیان در نظر ما
شمارهٔ ۳۵ : نقش بند طلسم اسما ما
شمارهٔ ۳۶ : نفسی بی جمال دلبر ما
شمارهٔ ۳۷ : دلبر ما نشسته بر در ما
شمارهٔ ۳۸ : فکر اگر ای سیمتن داری بتذخیر طلا
شمارهٔ ۳۹ : مست صهبای وحدتم امشب
شمارهٔ ۴۰ : بسکه کرد آه وفغان در حسرت گل عندلیب
شمارهٔ ۴۱ : این عرق باشد برویش یا گلاب
شمارهٔ ۴۲ : صبحدم آن آفتاب مه نقاب
شمارهٔ ۴۳ : صبح روشن گشته و مه در نقاب
شمارهٔ ۴۴ : عین ما آبست و ما در وی حباب
شمارهٔ ۴۵ : تن رها کن همچو ما جانی طلب
شمارهٔ ۴۶ : تا شدم حلقه بگوش در سلطان غریب
شمارهٔ ۴۷ : تا بکی دم زنی ای شیخ باکراه غریب
شمارهٔ ۴۸ : بگذر از صومعه و خانه خمار طلب
شمارهٔ ۴۹ : آب حیوان طلبی از در میخانه طلب
شمارهٔ ۵۰ : زهی سلطان بحر و بر علی بن ابیطالب
شمارهٔ ۵۱ : دل حریم حضور جانانست
شمارهٔ ۵۲ : ز من مپرس دلت از چه روی خونینست
شمارهٔ ۵۳ : دوش در بزم جنان ساقی جان سرشارو مست
شمارهٔ ۵۴ : هرکه درد فراق یارش نیست
شمارهٔ ۵۵ : عشق بیجور و جفائی هست نیست
شمارهٔ ۵۶ : گلعذارا چون تو یاری هست نیست
شمارهٔ ۵۷ : در جهان چون یار من یاری کجاست
شمارهٔ ۵۸ : همچو آن دلدار دلداری کجاست
شمارهٔ ۵۹ : بزم جان را جز تو جانانی کجاست
شمارهٔ ۶۰ : شمعی از حسن تو هر جا که برافروخته است
شمارهٔ ۶۱ : در مصطب تجرید مرا تا که مقامست
شمارهٔ ۶۲ : عشق آمد در دلم منزل گرفت
شمارهٔ ۶۳ : ساقی جان پرده ز جان برگرفت
شمارهٔ ۶۴ : ای گشته صفاتت بجهان آیینه ذات
شمارهٔ ۶۵ : می فراوانست لیکن جام نیست
شمارهٔ ۶۶ : ما را که بجز بر رخ خوبت نظری نیست
شمارهٔ ۶۷ : دل را که ز مهر رخت آرام گهی نیست
شمارهٔ ۶۸ : اکنون که چمن بساط آراست
شمارهٔ ۶۹ : در آینه تا که عکس پیداست
شمارهٔ ۷۰ : روشن از نور رخش تا چشم ماست
شمارهٔ ۷۱ : دراین منزل چه جای کاروانست
شمارهٔ ۷۲ : اینکه ویران شده از سیل فنا خانه ماست
شمارهٔ ۷۳ : در خرابات مغان مأوای ماست
شمارهٔ ۷۴ : مرآت جمال حق دل ماست
شمارهٔ ۷۵ : جای جانان در حریم جان ماست
شمارهٔ ۷۶ : چشمه حیوان و کوثر جرعه از جام ماست
شمارهٔ ۷۷ : یوسف مصر دلم از چه ز کنعان بگذشت
شمارهٔ ۷۸ : یارب این ساغر پرجوش ز خمخانه کیست
شمارهٔ ۷۹ : این گل گلشن دل یا رخ دلدار منست
شمارهٔ ۸۰ : ای خوشا وقتیکه وقت ما خوش است
شمارهٔ ۸۱ : ما عاشقان مستیم افتاده در خرابات
شمارهٔ ۸۲ : ای صفاتت سربسر روپوش ذات
شمارهٔ ۸۳ : ای لبت سرچشمه آب حیات
شمارهٔ ۸۴ : ای صفاتت شده آئینه ذات
شمارهٔ ۸۵ : گر نیازی بهر یار دلربا میبایدت
شمارهٔ ۸۶ : راست گویم قد دلجوی تو بیچیزی نیست
شمارهٔ ۸۷ : گرچه گستاخیست هر دم آمدن بر در گهت
شمارهٔ ۸۸ : کوی دلدار بهشت است چمن نتوان گفت
شمارهٔ ۸۹ : دوش رندی بخرابات مرا فاش بگفت
شمارهٔ ۹۰ : بسته باشد تا بکی میخانه را در الغیاث
شمارهٔ ۹۱ : روزگاری صرف شد در کلبه احزان عبث
شمارهٔ ۹۲ : زهی گرفته جمالت ز ماه تابان باج
شمارهٔ ۹۳ : دوشم بسحر ساقی پر کرد قدحی از راح
شمارهٔ ۹۴ : ساقس بقدح چه میکنی راح
شمارهٔ ۹۵ : لب شیرین تو که هست ملیح
شمارهٔ ۹۶ : مرو مرو ببرش این چنین دلا گستاخ
شمارهٔ ۹۷ : دوش از غمکده هجر نجاتم دادند
شمارهٔ ۹۸ : دوش در مصطب جان باده ذاتم دادند
شمارهٔ ۹۹ : بدل این نکته از جان می تراود
شمارهٔ ۱۰۰ : روی تو چو ماه انور آمد
شمارهٔ ۱۰۱ : مرا گر پای تا سر تن بسوزد
شمارهٔ ۱۰۲ : روی او بی نقاب خوش باشد
شمارهٔ ۱۰۳ : لب گلبرگ تو کش جان ز تکلم ریزد
شمارهٔ ۱۰۴ : دل خلوت خاص دلبر آمد
شمارهٔ ۱۰۵ : تا ز درس عاشقی دل نکته آگاه شد
شمارهٔ ۱۰۶ : کسی کاو آشنای بحر ما شد
شمارهٔ ۱۰۷ : هرکه در بحر جان نظر دارد
شمارهٔ ۱۰۸ : یار از رخ خود نقاب بگشود
شمارهٔ ۱۰۹ : تا عکس رخش در دل عشاق عیان شد
شمارهٔ ۱۱۰ : افسر سلطان گل جانب بستان رسید
شمارهٔ ۱۱۱ : ترسم ز روی کار چه این پرده واکنند
شمارهٔ ۱۱۲ : چند از لب تو جانها مست شراب گردد
شمارهٔ ۱۱۳ : عرقی از گل رویش چه ز بیداد چکد
شمارهٔ ۱۱۴ : سرپا برهنگان که دم از کبریا زنند
شمارهٔ ۱۱۵ : اگر چه عشرت و عیش جهان نخواهد ماند
شمارهٔ ۱۱۶ : تا می صاف بمیخانه صفا خواهد بود
شمارهٔ ۱۱۷ : سحر ساقی در میخانه وا کرد
شمارهٔ ۱۱۸ : دوشم بخواب ساغر دولت بدست بود
شمارهٔ ۱۱۹ : تامی از شیشه اقداح روان خواهد بود
شمارهٔ ۱۲۰ : مژده ای دل پیک جانان میرسد
شمارهٔ ۱۲۱ : نه هر که ماه بتان گشت دلبری داند
شمارهٔ ۱۲۲ : نه هر که دل برد آئین دلبری داند
شمارهٔ ۱۲۳ : ای گرفتار بزلف تو پریشانی چند
شمارهٔ ۱۲۴ : هرکرا دیدن روی تو تمنا باشد
شمارهٔ ۱۲۵ : ساقی ز روی دختر رز پرده باز کرد
شمارهٔ ۱۲۶ : کنونکه لاله بگلشن پیاله نوش آمد
شمارهٔ ۱۲۷ : مطلقی باز در قیود آمد
شمارهٔ ۱۲۸ : ماه رویش بجام ساطع شد
شمارهٔ ۱۲۹ : ساقیم باز مجلس آرا شد
شمارهٔ ۱۳۰ : پسته او که نوشخند آمد
شمارهٔ ۱۳۱ : دل که از لعل لبش جام شرابی دارد
شمارهٔ ۱۳۲ : ابرویش از بام دل سرمیزند
شمارهٔ ۱۳۳ : ما را که جمال فتح از جبهه مبین باشد
شمارهٔ ۱۳۴ : کس در دل من ره بجز آن دیار ندارد
شمارهٔ ۱۳۵ : زانروز که تا ماه رخش در نظر آمد
شمارهٔ ۱۳۶ : دربرم یار دلنواز آمد
شمارهٔ ۱۳۷ : مرا وقتی بکویش منزلی بود
شمارهٔ ۱۳۸ : بی نشان در نشان نمی گنجد
شمارهٔ ۱۳۹ : زانسان که بوسه از لب دلبر بود لذیذ
شمارهٔ ۱۴۰ : دوشم از مهر آمد اندر بر
شمارهٔ ۱۴۱ : کرده شهنشاه عشق درحرم دل ظهور
شمارهٔ ۱۴۲ : دلم شد جلوه گاه آتش طور
شمارهٔ ۱۴۳ : بر در دیرآن بت عیار
شمارهٔ ۱۴۴ : تا دلم گشته مخزن اسرار
شمارهٔ ۱۴۵ : ای دل بگشا چشم و ببین جلوه دلدار
شمارهٔ ۱۴۶ : الا ای عندلیب گلشن یار
شمارهٔ ۱۴۷ : کسی جز چشم بینای قلندر
شمارهٔ ۱۴۸ : هر نقش که بر لوح قضا خامه تقدیر
شمارهٔ ۱۴۹ : پرتو جامست این برسقف گردون جلوه گر
شمارهٔ ۱۵۰ : ای زماه عارضت خورشید کرده کسب نور
شمارهٔ ۱۵۱ : برمن مست ازنمائی ساقی انعامی دگر
شمارهٔ ۱۵۲ : گر بسر منزل جانان برسم بار دگر
شمارهٔ ۱۵۳ : در قدم اولین تا نشود ترک سر
شمارهٔ ۱۵۴ : باز شدم جلوه گر ماه رخت در نظر
شمارهٔ ۱۵۵ : ساقیا ساغر شراب آور
شمارهٔ ۱۵۶ : مژده ای دل که دلبر آمد باز
شمارهٔ ۱۵۷ : دوش رفتم بسوی میکده با عجز و نیاز
شمارهٔ ۱۵۸ : ز آفتابت مها نقاب انداز
شمارهٔ ۱۵۹ : آنکه رفت از برم گر آید باز
شمارهٔ ۱۶۰ : ساقیا زان شراب شورانگیز
شمارهٔ ۱۶۱ : چرا باشم دلا ناکام امروز
شمارهٔ ۱۶۲ : هر صبح و شام نرگس مستت به خواب ناز
شمارهٔ ۱۶۳ : بسکه بجان باشدم از غم جانانه سوز
شمارهٔ ۱۶۴ : دل که ساکن شده بکوی نیاز
شمارهٔ ۱۶۵ : دل که شد از باده عشق رخت مینای راز
شمارهٔ ۱۶۶ : دراین گلشن ز خوبانم گلی بس
شمارهٔ ۱۶۷ : زچشم سیاهی نگاهی مرا بس
شمارهٔ ۱۶۸ : زاهد از تزویر تا کی افکنی دام هوس
شمارهٔ ۱۶۹ : کی رسد بر دامن وصل تو دست بوالهوس
شمارهٔ ۱۷۰ : صید وصلش توان بدام هوس
شمارهٔ ۱۷۱ : حسن ازل برگرفت پرده ز رخسار خویش
شمارهٔ ۱۷۲ : مهی دارم که انوار جمالش
شمارهٔ ۱۷۳ : دل که عمریست در افتاده بچاه ذقنش
شمارهٔ ۱۷۴ : باحضار ملک وضعی پری وش
شمارهٔ ۱۷۵ : ترک چشم تو که از غمزه کند غارت هوش
شمارهٔ ۱۷۶ : هر که در کوی او بود بارش
شمارهٔ ۱۷۷ : ای فکر تو جستجوی درویش
شمارهٔ ۱۷۸ : بیا و جام زرینی بکن نوش
شمارهٔ ۱۷۹ : نقد دل جز بتوبه اخلاص
شمارهٔ ۱۸۰ : ای جمالت مطلع انوار فیض
شمارهٔ ۱۸۱ : عشق تو شط و دل ما هست بط
شمارهٔ ۱۸۲ : دلا از نظم گوهر بار حافظ
شمارهٔ ۱۸۳ : این عکس ساقیست در جام ساطع
شمارهٔ ۱۸۴ : ساقیا برخیز و پیش آور ایاغ
شمارهٔ ۱۸۵ : چهره یارم که باشد چون گل جنت لطیف
شمارهٔ ۱۸۶ : ای خم ابروی تو قبله ارباب عشق
شمارهٔ ۱۸۷ : ترا سزد که بگردش درآوری افلاک
شمارهٔ ۱۸۸ : توئی جان و توئی جانانه دل
شمارهٔ ۱۸۹ : ساقیا کو باده چون سلسبیل
شمارهٔ ۱۹۰ : هر که واقف گشت از اسرار دل
شمارهٔ ۱۹۱ : آئینه حق نماست این دل
شمارهٔ ۱۹۲ : ای جلالت گشته مرآت جمال
شمارهٔ ۱۹۳ : ای رخ نیکوی تو مهر جمال
شمارهٔ ۱۹۴ : ای قدت سرو ناز و رویت گل
شمارهٔ ۱۹۵ : چمن فرمود باز آرایش گل
شمارهٔ ۱۹۶ : مطرب گل دمید در نی دم
شمارهٔ ۱۹۷ : ما ابر گهر باریم هی هی جبلی قم قم
شمارهٔ ۱۹۸ : من در تاج خسروان آن لؤلؤ لالا ستم
شمارهٔ ۱۹۹ : موج و بحر و کشتی و طوفان منم
شمارهٔ ۲۰۰ : چند یاد تو جفا کیش کنم
شمارهٔ ۲۰۱ : هله مست دلبرستم هله مست بیخودستم
شمارهٔ ۲۰۲ : هله مست کن فکانم هله جان جان جانم
شمارهٔ ۲۰۳ : گاه ذاکر گاه مذکورم نمیدانم کیم
شمارهٔ ۲۰۴ : ما محو تجلی الهیم
شمارهٔ ۲۰۵ : چون ز دار فنا بقا گشتم
شمارهٔ ۲۰۶ : وقت آن شد که دگر سر حق اظهار کنم
شمارهٔ ۲۰۷ : باز آمدم موسی صفت ظاهر ید بیضا کنم
شمارهٔ ۲۰۸ : ما خراباتیان بی باکیم
شمارهٔ ۲۰۹ : نور رویش چو در نظر داریم
شمارهٔ ۲۱۰ : ما ساقی مصطب صفائیم
شمارهٔ ۲۱۱ : ما جلوه گه جمال یاریم
شمارهٔ ۲۱۲ : ما هزاران گلشن اوئیم
شمارهٔ ۲۱۳ : ما گهی یونس و گهی حوتیم
شمارهٔ ۲۱۴ : ما مریدان سید خویشیم
شمارهٔ ۲۱۵ : ما مقیمان تخت تحمیدیم
شمارهٔ ۲۱۶ : جز جان و جنان که شد ز دستم
شمارهٔ ۲۱۷ : منکه هر جای روم در قفس صیادم
شمارهٔ ۲۱۸ : من مست جام وحدتم هذا جنون العاشقین
شمارهٔ ۲۱۹ : ای جان و ای جانان من هذا جنون العاشقین
شمارهٔ ۲۲۰ : ای ماه رویت چون مهر تابان
شمارهٔ ۲۲۱ : ای دل از جان پیش جانان دم مزن
شمارهٔ ۲۲۲ : ذره از مهر تابان دم مزن
شمارهٔ ۲۲۳ : ساقی بیا و میکده را فتح باب کن
شمارهٔ ۲۲۴ : خلوتی در سرای درویشان
شمارهٔ ۲۲۵ : روی بهر چه هر دم سوی گلشن
شمارهٔ ۲۲۶ : ای کار گه نقش خیالت بصر من
شمارهٔ ۲۲۷ : دیوانه شو دیوانه شو از خویشتن بیگانه شو
شمارهٔ ۲۲۸ : ایستاده شو ایستاده شو زین بیش منشین از طلب
شمارهٔ ۲۲۹ : جز یار در بزم جهان دلدار کو دلدار کو
شمارهٔ ۲۳۰ : دست در آفاق یافت نرگس فتان تو
شمارهٔ ۲۳۱ : برخیز و بیا ساقی بگشا در میخانه
شمارهٔ ۲۳۲ : سخنی از لب آن یار بگویم یا نه
شمارهٔ ۲۳۳ : یارب آنمه کیست کز نو سوی بازار آمده
شمارهٔ ۲۳۴ : شمعی ز رخت چه بر فروزی
شمارهٔ ۲۳۵ : بیا و ساغر کامم لبالب کن ز می ساقی
شمارهٔ ۲۳۶ : صبح عید است ساقیا جامی
شمارهٔ ۲۳۷ : دوشم بصدر مصطبه ساقی مهوشی
شمارهٔ ۲۳۸ : خوشا عشق و نیاز نازنینی
شمارهٔ ۲۳۹ : چنان مستم ز یار نازنینی
شمارهٔ ۲۴۰ : ای بجامت همان که میدانی
شمارهٔ ۲۴۱ : بهر آئینه چون پیدا تو باشی
شمارهٔ ۲۴۲ : نیست لایق منزلش در هر دلی
شمارهٔ ۲۴۳ : منم آئینه وجه الهی
شمارهٔ ۲۴۴ : صبح عید است و میدهد ساقی
شمارهٔ ۲۴۵ : ای ز مهر روی تو صبح وصل نورانی