برگردان به زبان ساده
بیا و ساغر کامم لبالب کن ز می ساقی
که بر لب آمده جانم ز سالوسی و زراقی
هوش مصنوعی: بیا و جام مرا پر از شراب کن ای ساقی، که جانم به خاطر فریب و دلسردی، در آستانهی فروپاشی است.
بیاور راح روح افزا و چندان ده مرا ساغر
که بیخود گردم و یابم ز قید هستی اطلاقی
هوش مصنوعی: مرا در آغوش شادی و روحافزایی گیر و به من آنقدر شراب بده که از خود بیخود شوم و از بند وجود رها گردم.
ز اشراقی و مشائی چه میپرسی بیاور می
که اندر کیش سرمستان چه مشائی چه اشراقی
هوش مصنوعی: از فلسفههای مختلف چه میپرسی؟ بیا و عصارهای از زندگی را بنوش، زیرا در میخانه کسانی که مستاند، دیگر فرقی ندارد که به کدام مکتب فکری تعلق دارند.
ترازیبد که در خوبان زنی لاف خداوندی
که همچون ابرویت جانا بخوبی در جهان طاقی
هوش مصنوعی: در میان زیبا رویان، تو یگانهای و نمیدانی که خداوند چقدر به تو زیبایی عطا کرده است. چشمان تو، همچون ابروانت، در زیبایی بینظیرند و در جهان، نظیری ندارند.
زجام وصلش ای ساقی شراب روح بخشم ده
که هستم قالب بیجان ز مهجوری و مشتاقی
هوش مصنوعی: ای ساقی، از جام وصالش به من نوشیدنی بده تا روح و جانم را زنده کند، چرا که من بدون او همچون جسدی بیجان هستم و در حسرت و longing دلم به تنگ آمده.
هنوز از عالم فانی برون ننهاده گامی
برو زاهد چه میدانی تو سر عالم باقی
هوش مصنوعی: ای زاهد، قبل از اینکه قدمی از این دنیا برداری، بهتر است بدان که حقیقت عالم باقی چیست، چرا که تو هنوز از این عالم فانی خارج نشدهای و نمیدانی سرنوشت و واقعیت آن عالم چگونه است.
بجز نور علی اکنون که همچون مغربی گوید
انالشمس التی طلعت هوالانوار اشراقی
هوش مصنوعی: جز نور علی، در حال حاضر که مانند غروب تابش خورشید میگوید: آن خورشید که درخشش آن آغاز شده، همان انوار صبحگاهی است.