برگردان به زبان ساده
تا زند سینه ز صهبای غمت جوش مرا
کی زبان میشود از ذکر تو خاموش مرا
هوش مصنوعی: تا زمانی که غم تو در دل من شعلهور است، سینهام از آن میجوشد و زبانم از یاد تو خاموش نمیشود.
پای تو سر همه آغوشم و پیوسته بود
دست با شاهد عشق تو در آغوش مرا
هوش مصنوعی: پای تو نقطهی اوج تمام احساسات من است و همیشه دستانم با عشق تو در آغوش هم قرار دارد.
ساقی عشق سوی میکده با بربط و نی
ساغری داده بکف وقت سحر دوش مرا
هوش مصنوعی: در هنگام صبح، دلبر محبت به سمت میخانه آمده و در دستش ساز و نواست. او یک جام شراب به من داده، و من به شدت تحت تأثیر عشق و موسیقی قرار گرفتهام.
وه چه ساغر که چو نوشیدمش از نشئه آن
عقل مدهوش شد و هوش فراموش مرا
هوش مصنوعی: چه جام زیبایی که وقتی آن را نوشیدم، از شدت نشئهاش عقل و هوش مرا از یاد برد.
واندر آنحالت مستی که نبودم هوشی
آمد از ساز فلک نغمه در گوش مرا
هوش مصنوعی: در آن حالت مستی که هوشیاری نداشتم، نغمهای از ساز آسمان به گوشم رسید.
نغمه ای بود که سکان فلک میگفتند
از پی تهنیت باده همه نوش مرا
هوش مصنوعی: آوایی بود که میگفتند آسمان بهخاطر تبریک گفتن به من، همهی باده را نوشید.
گرچه نور علی و ساقی سرمستانم
رفت از آن نشأه ندانم بکجا هوش مرا
هوش مصنوعی: اگرچه نور علی و ساقی مستیهایم رخت بربستهاند، اما از آن حالت سرخوشی نمیدانم هوش و حواسم را کجا برده است.