برگردان به زبان ساده
دوشم بصدر مصطبه ساقی مهوشی
بر لب نهاد جام فرح بخش بیغشی
هوش مصنوعی: دیشب، بر روی سکو، ساقی خوشخوابی جامی سرشار از شادی و خوشحالی بر لبهای من گذاشت.
لب بر لب پیاله و کف بر کف نگار
کردم تمام نوش بشادی و دلخوشی
هوش مصنوعی: لبم را بر لب پیاله نهادم و دستم را بر دست محبوب گذاشتم و تمام نوشیدنی را به شوق و شادی نوشیدم.
تر شد چو کام جانم از آن جام خوشگوار
گفتی که ریخت ناگهم آبی بر آتشی
هوش مصنوعی: دل من با آن نوشیدنی دلپذیر رطوبت گرفت و انگار که به ناگاه آبی بر آتش افکنده شود، شعلههای عشق و شوقم خنک و آرام شد.
گر قامتم چو چنگ خمید ای جوان چه باک
عمری بسوی میکده کردم سبو کشی
هوش مصنوعی: اگر قامت من مثل چنگ خمیده شده باشد، ای جوان، چه جای نگرانی است! من عمری را در میکده به بادهنوشی گذراندهام.
زاهد اگر ترا همه اعمال دل نکوست
از روز رستخیز چرا پس مشوشی
هوش مصنوعی: اگر تو به عنوان یک زاهد، همهی کارهایت از روی نیت خوب و قلب پاک باشد، پس چرا در روز رستاخیز اینقدر نگران و مضطرب هستی؟
حاصل ز مهر ماهوشانم ببحر و بر
چشمی پرآب باشد و قلبی پر آتشی
هوش مصنوعی: عشق و محبت آن ماه زیبا در دل من مانند دریا است و چشمی پر از اشک، همچنین قلبم آتشین و پر از احساسات شدید است.
تا این زمان چو نور علی چشم آسمان
هرگز ندیده جرعه کشی رند سرخوشی
هوش مصنوعی: تا به حال در آسمان، هیچوقت نوری همچون نور علی دیده نشده است که خود را غرق در شادی و سرخوشی کند.