برگردان به زبان ساده
ای زاب و رنگ عارضت شادابی گلزارها
هر خار گلزاری شود گر بگذری بر خارها
هوش مصنوعی: تو با زیبایی و جذابیت خود، همانند گلزارها شادابی خاصی به اطراف خود میبخشی. حتی خارهای گلزار هم در حضور تو زیباییشان را از دست میدهند و اگر از کنارشان بگذری، به شکل خاصی تغییر میکنند.
از کفر زلفت ای صنم ذکری برآید از حرم
بر گردن هر ذاکری شد سبحه چون زنارها
هوش مصنوعی: از زیبایی و جذابیت زلفهای تو، نام تو در دل هر ذاکری جاری میشود و یاد تو همچون ریسمانهای زینتی بر گردن دعاگران آویخته میشود.
میخواست مانی تا کشد نقشی چو خطت دایما
با گردش دوران او بر گرد شد پرگارها
هوش مصنوعی: مانی میخواست که تصویری بیافریند که همچون خط تو همیشه با چرخش زمان تغییر کند و همچنان در حال دور شدن باشد، مانند دورانی که پرگارها به دور میچرخند.
نگشایدم گر باغبان بر رخ دری ز آن گلستان
گیرم چو مرغی آشیان در رخنه دیوارها
هوش مصنوعی: من اگر باغبان بر در باغ بنگرد و من را نبیند، همچون پرندهای در سوراخ دیوارها پناه میگیرم.
رازی که در دل سالها از خلق پنهان داشتم
اشک روانم فاش کرد آخر سر بازارها
هوش مصنوعی: راز عمیقی که سالها در دل داشتم و از دیگران پنهان نگه داشته بودم، حالا با اشکی که از چشمانم ریخت، ناگهان برملا شد و همه جا خبرش پیچید.
دوشم بصدر مصطبه خوش گفت ترسا زاده
کاهنگ چنگ و جام می آسان کند اسرارها
هوش مصنوعی: دیشب در صدر مصطبه، ترسایی از کاهنگ با نغمهی چنگ و جرعهای می، صحبت دلنشینی کرد که به راحتی رازها را فاش میکند.
تابید تا نور علی از مشرق جان و دلم
تابان شده ز آب گلم خورشید وش انوارها
هوش مصنوعی: نور علی مانند خورشید از جانب مشرق جان و دل من تابیده و در دل من درخشندگی و زیبایی ایجاد کرده است.