برگردان به زبان ساده
ای کار گه نقش خیالت بصر من
گلچین گلستان جمالت نظر من
هوش مصنوعی: ای نهفتۀ زیبایی که در خاطر من نقش بستهای، تو همچون گلهای خوشبو در گلستان زیبایت از دیدهام میگذری.
سلطان سراپرده تجریدم و باشد
از خاک کف پای تو تاجی بسر من
هوش مصنوعی: من در عالم تجرد و معنویت، مانند یک سلطان هستم و تاجی که بر سرم است، از خاک پای تو ساخته شده است.
از کثرت امواج حوادث ز چه ترسم
پرورده شده دریم وحدت گهر من
هوش مصنوعی: من از فراوانی مشکلات و اتفاقات نگران نیستم، زیرا در دل من جوهرهای از یگانگی و استقامت وجود دارد که مرا محافظت میکند.
جان موسی تن آمد و دل وادی ایمن
عشق آتش سوزنده و هستی شجر من
هوش مصنوعی: جان موسی به دنیا آمد و دل در مکان امن عشق، شعلهای سوزان و هستی درخت من.
از بارقه عشق تو در مزرعه عقل
یکباره فرو سوخت همه خشک وتر من
هوش مصنوعی: از جرقه عشق تو، همه آگاهی و اندیشهام مثل دانههای خشک و تر، به یکباره شعلهور شد و سوخت.
عشق تو نهالیست کزان در چمن دل
شد معرفت ازهار و حقیقت ثمر من
هوش مصنوعی: عشق تو مانند درختی است که در باغ دل من رشد کرده و از آن، دانش و حقیقت به بار آمده است.
حسن رخ تو گاینه وجه الهیست
روشن شد از آن نور علی در نظر من
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهات، جلوهای از زیبایی خداوند است که نور علی در دید من نمایان کرده است.