برگردان به زبان ساده
دراین منزل چه جای کاروانست
که هر دم کاروان دل روانست
هوش مصنوعی: در این مکان، جایگاه کاروان نیست چون هر لحظه دلها در حال سفر و حرکتاند.
دلم خون گشت از دیده درآنکوی
روان چون کاروان بر کاروانست
هوش مصنوعی: دل من از گریه به شدت غمگین و پر از درد شد، چرا که در آن مسیر که پر از رفت و آمد و شلوغی است، احساس یکنواختی و بیحوصلگی میکنم.
بس این معجز که اعجاز محبت
مه نامهربانم مهربانست
هوش مصنوعی: اینقدر به محبت او معجزهآساست که حتی اگر مهربان نیست، باز هم برای من مهربانی میکند.
دلم کز زخم پیکانش نشانهاست
نشان تیر آن ابرو کمانست
هوش مصنوعی: دل من پر از درد و زخم است که ناشی از تیرگی نگاه آن ابروهای کمانسان است.
که آرد کشتی ما را بساحل
ز دریائی که بیقعر و کرانست
هوش مصنوعی: کشتی ما را به ساحل میرساند، اما دریایی که در آن هستیم نه انتها دارد و نه عمق.
دلی کز گلشن وصلش جدا ماند
هزار آسا هزارانش فغانست
هوش مصنوعی: دلهایی که از باغ وصال او جدا ماندهاند، هزاران آرزو دارند و در این جدایی ناله و فریاد دارند.
مرا نور علی از مشرق جان
فروزان همچو مهر آسمانست
هوش مصنوعی: نور علی برای من مانند نوری است که از سمت مشرق جان میتابد و همچون خورشید در آسمان درخشان و روشنایی بخش است.