برگردان به زبان ساده
ای جان و ای جانان من هذا جنون العاشقین
ای وصل و ای هجران من هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: ای زندگی و ای محبوب من، این دیوانگی عاشقان است؛ ای پیوند و ای جدایی من، این دیوانگی عاشقان است.
راه مرا پایان تو ئی درد مرا درمان توئی
جان مرا جانان توئی هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: تو آخرین مقصد منی و تسکین دردهایم. تو جان منی و معشوقم. این حالت عاشقانگی است.
دیوانه رویت منم آشفته مویت منم
سرگشته کویت منم هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: من عاشق چهرهات هستم و در هم ریختگی موهایت گم شدهام. خود را در بینهایت کوی تو سرگردان مییابم. این حالتی است خاص از عشق و دیوانگی.
پروانه شمعت منم آشفته مویت منم
دردانه سمعت منم هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: من همچون پروانهای هستم که دور شمع تو میچرخد، به هم ریختگی موهای تو را میپرستم و صدای تو برایم گرانبهاست. این حالتی است از دیوانگی عاشقان.
ای شاه درویشت منم درویش دلریشت منم
بیگانه و خویشت منم هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: ای پادشاه، من درویشی هستم که دل و جانم با عشق پر شده است. من هم بیگانهام و هم خودم را میشناسم. این وضعیت، جنون عشاق است.
شمع ترا پروانه من عشق ترا افسانه من
گنج ترا ویرانه من هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: من به شمع تو شبیهام و مانند پروانه به دور تو میچرخم. عشق تو برای من داستانی زیباست و گنجی که در ویرانههایم مدفون است. این وضعیت نشانی است از شور و عشق دلبران.
جان جهان من توئی روح و روان من توئی
فاش و نهان من توئی هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: تو جان جهان منی و روح و زندگیام، در آشکار و پنهانم تو موجودی. این حالت من، دیوانگی عاشقان است.
بستم بتا در دیر جان زنار زلفت در میان
وز کفر و دینم سرگران هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: در دلِ این معبد عشق، به زنجیر زلفت افتادهام و بین عقیدهها و کفرها سرگشتهام؛ این حالتِ دیوانگی عاشقان است.
از روی تو نور علی شد در دلم چون منجلی
مستانه گویم یللی هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو در دلم نوری افروخته است، مانند هنگامی که در آسمان ماه میتابد. شیدا و مست به عشق تو، با شور و شوق از دیوانگی عاشقان سخن میگویم.