برگردان به زبان ساده
تا عکس رخش در دل عشاق عیان شد
برداشت ز رخ پرده و در پرده نهان شد
هوش مصنوعی: زمانی که تصویر زیبایی او در دل عاشقان آشکار شد، او پردهاش را کنار زد و به حالت پنهان بازگشت.
برخاست ز صحرای عدم گرد معانی
چون بحر وجود ازلی موج فشان شد
هوش مصنوعی: از فضای خالی و عدم، مفاهیم و معناها سر برآورده و مانند دریای بیپایان وجود ازلی، به تلاطم افتادهاند.
از صبح ازل نقش رخ یار بدیدم
تا شام ابد جان بخیالش نگران شد
هوش مصنوعی: از شروع همیشه تا پایان ابد، تصویر چهره محبوب را دیدهام و از آن زمان، جانم همیشه به خاطر او نگران و مضطرب است.
بی عشق دلی زنده جاوید نماند
چون عشق حیاتست که جان زنده آن شد
هوش مصنوعی: بدون عشق، قلب زنده و جاویدان باقی نخواهد ماند؛ زیرا عشق همان حیات است که جان را زنده میکند.
گفتی که در آئینه بجز یار توان دید
چندانکه بدیدیم نه این گشت و نه آن شد
هوش مصنوعی: گفتی که در آینه تنها دوست را میتوان دید، اما هرچه دیدیم نه اینگونه بود و نه آنطور.
میخواست که خود را بنماید بخود آن یار
گه صورت پیر آمد و گه شکل جوان شد
هوش مصنوعی: او میخواست که خود را به محبوبش نشان دهد، اما وقتی محبوب به سراغش آمد، گاهی به شکل پیر و در زمانی دیگر به صورت جوان ظاهر میشد.
چون نور علی رالب گفتار برآمد
سرتاسر آفاق پر از شور و فغان شد
هوش مصنوعی: زمانی که علی (ع) سخن گفت، نور او همه جا را روشن کرد و تمام فضاها پر از هیجان و ناله شد.