برگردان به زبان ساده
برخیز و بیا ساقی بگشا در میخانه
بنشین و بدور افکن آنساغر مستانه
هوش مصنوعی: بیدار شو و بیا، ای ساقی! در میخانه را باز کن، بنشین و آن جام مستانه را دور بینداز.
تا یکسر مو باقیست از هستی تن مارا
زنهار مکن تأخیر در گردش پیمانه
هوش مصنوعی: تا زمانی که هنوز مویی از وجود ما باقی است، لطفاً در پرسه زدن و نوشیدن تأخیر نکن.
از ذوق مدام ما زاهد چه خبر دارد
ما جام بگردانیم آن سبحه صد دانه
هوش مصنوعی: زاهد از شوق و شوری که ما داریم بیخبر است. ما با عشق و علاقه خود سرگرم چرخاندن جام هستیم، در حالی که او تنها به دانههای تسبیحش فکر میکند.
دیدیم رخ ساقی خوردیم می باقی
گشتیم بجان محرم با حضرت جانانه
هوش مصنوعی: ما چهره ساقی را دیدیم و از می بنوشیدیم و به جان خود در صف محرم و دوست محبوب قرار گرفتیم.
هر جا که فروزان شد از حسن رخت شمعی
عشق آمد و زد آتش در خرمن پروانه
هوش مصنوعی: هرجا که زیبایی چهرهات درخشان شد، عشق مانند شمعی روشن میشود و آتشی در دل پروانهها به پا میکند.
ای زن صفت از عشقش تا چند سخنگوئی
آنراه نگردد طی بی همت مردانه
هوش مصنوعی: ای زن، تا چه زمانی درباره عشق او سخن میگویی؟ آن عشق به این راحتی به دست نمیآید، مگر با همت و تلاش مردانه.
گر خویش گدای شهر صد فضل و هنر دارد
هرگز ندهندش جا در مجلس شاهانه
هوش مصنوعی: اگر شخصی از خانوادهای گدا و بیخانمان باشد، حتی اگر دارای بسیاری از فضائل و هنرها باشد، هرگز به او اجازه حضور در مجلس شاهانه را نخواهند داد.
ای تازه جوان از جان بشنو سخن پیران
هر چند بگوش تو آید همه افسانه
هوش مصنوعی: ای جوان تازهنفس، از حرفهای پیران بهرهبرداری کن، هرچند که ممکن است به گوش تو مانند داستانهایی به نظر برسد.
چون نور علی تا خود از خود نشوی بیخود
هرگز نکنی معلوم راز می و میخانه
هوش مصنوعی: اگر انسان به مرحلهای برسد که از خود بیخود شود و به حقیقت وجودیاش پی ببرد، هرگز نمیتواند به راز وجودی شراب و میخانه پی ببرد.