برگردان به زبان ساده
زانروز که تا ماه رخش در نظر آمد
کام دلم از رهگذر دیده برآمد
هوش مصنوعی: از آن روزی که چهره ماه تو درنظر من ظاهر شد، آرزوی دل من از طریق دیدن تو برآورده گردید.
خورشید جمالش چو زد از مشرق جان سر
شد صبح وصال و شب هجران بسر آمد
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی او مانند خورشید از سمت شرق نمایان شد، صبح وصال آغاز شد و شب جدایی به پایان رسید.
ای بیخبر از ما خبر از عشق چه پرسی
آنرا که خبر شد ز خبر بیخبر آمد
هوش مصنوعی: ای کسی که از حال ما بیخبری، چه نیازی به پرسش درباره عشق داری؟ کسی که از ماجرا باخبر میشود، خود بهطور طبیعی از جزئیات بیخبر میماند.
میخواست کند جلوه در آئینه ذرات
گه مهر فروزان شد و گاهی قمر آمد
هوش مصنوعی: میخواست خودش را در دنیای وجود نشان دهد؛ گاهی درخشش خورشید را به نمایش میگذاشت و گاهی نیز مانند ماه ظاهر میشد.
گه طالب گوهر شد و در بحر فرو رفت
گه بحر و گهی موج و صدف گه گهر آمد
هوش مصنوعی: گاهی انسان به دنبال جواهر و ارزشهای واقعی زندگی میرود و در عمق دریا غرق میشود. گاهی خودش به مانند دریا است و گاهی مانند موج و صدف، و در این میان گاهی هم جواهرهایی به دست میآورد.
مجنون خود و لیلی خود گشت که ناگاه
هر دم بلباس دگری جلوهگر آمد
هوش مصنوعی: مجنون به خاطر عشقش به لیلی تغییر شکل و حالت میدهد، به طوری که هر لحظه در ظاهری جدید و متفاوت جلوهنمایی میکند.
گه موسی فرعون کش و گاهی ید بیضا
گه طور و گهی بارقه و گه شجر آمد
هوش مصنوعی: گاهی پیامبر موسی دشمن خود فرعون را میکشد و زمانی دیگر با معجزهی ید بیضا (دست سفید) ظاهر میشود. یک بار در کوه طور حاضر شده و زمانی دیگر نور و تابش خاصی را نشان میدهد و گاهی هم به شکل درختی میآید.
گه سیدو گه سرور گه تاج و گهی تخت
که نور علی آن شه زرین کمر آمد
هوش مصنوعی: گاهی خود را در مقام سید میبیند، گاهی در مقام سرور، گاهی تاج و گاهی تخت، اما نور علی به آن پادشاه با کمر زرین به حقیقت آمده است.