برگردان به زبان ساده
ما هزاران گلشن اوئیم
جز گل وصل او نمی بوئیم
هوش مصنوعی: ما در هزاران باغ و گلستان زندگی میکنیم، اما تنها بوی گل وصل او را میشنویم.
ز کمند خودی شده آزاد
بسته زلف آن پری روئیم
هوش مصنوعی: من از بند خودم رهایی یافتهام و گیسوی آن پری چهره مرا گرفتار کرده است.
این عجب بین که در محیط بقا
عین آبیم و آب می جوئیم
هوش مصنوعی: این جالب است که در دنیای زندگی، خودمان مانند آب هستیم اما در عین حال به دنبال آب میگردیم.
خرقه زهد و جامه تقوی
جز بمینای دل کجا شوئیم
هوش مصنوعی: پوشش زهد و لباس تقوا را جز با حضور دل کجا میتوان یافت؟
گاه درو گهی صدف گردیم
گاه دریا شویم و گه جوئیم
هوش مصنوعی: گاهی به شکل مروارید در میآییم، گاهی مثل دریا عمیق و وسیع میشویم و گاهی هم به دنبال حقیقت و معنا میرویم.
گاه گوئی زنیم با چوگان
گه بچوگان عشق چون گوئیم
هوش مصنوعی: گاهی به نظر میرسد که با بازی عشق، گاهی به کودکان عشق و محبت میزنیم. وقتی که دربارهاش صحبت میکنیم، این حس را ابراز میکنیم.
جز بنور علی عالیقدر
راز دل کی بدیگری گوئیم
هوش مصنوعی: به جز نور علی که دارای مقام والایی است، نمیتوانیم راز دل را به کس دیگری بگوییم.