برگردان به زبان ساده
منکه هر جای روم در قفس صیادم
از قفس بهر چه صیاد کند آزادم
هوش مصنوعی: من هر جا که بروم، تحت کنترل و نظارت صیاد هستم و هیچ ارتباطی به قفسهایی که برای من ساخته شده ندارم. این آزادی که دارم، تنها ظاهری است و در حقیقت، همیشه در دام او هستم.
گرچه هر لحظه بخونم صنمی برخیزد
بر در دیر مغان مست و خراب افتادم
هوش مصنوعی: هر لحظه که من به یاد محبوبی میافتم، او از درِ میخانهای ظاهر میشود و من در حال مستی و خرابی قرار دارم.
برده اند از قد و رخسار خود آن حوروشان
جلوه طوبی و گلگشت جنان از یادم
هوش مصنوعی: آنها زیبایی و جذابیت خود را گرفتهاند و من دیگر از جلوههای بهشتی و زیباییهای باغ رضوان چیزی به یاد ندارم.
تا کشم دختر گلچهره رز را بنکاح
زیور خرقه تقوایش بکابین دادم
هوش مصنوعی: من میخواهم دختر زیبا و گلچهرهای را به همسری بگیرم و برای این هدف، خودم را با زینت تقوای خود آراستهام.
خسروا بی لب شیرین شکر بار تو چند
همچو فرهاد کشد سربفلک فریادم
هوش مصنوعی: اجازه بدهید بگویم که بدون لبهای شیرین تو، زندگی برایم مانند عذابی گران است. چقدر میتوانم مثل فرهاد، عاشق و مخلص، فریاد بزنم و به آسمان مراجعه کنم؟
جان خود بهر چه ایثار نسازم ز غمش
کز ازل بهر همین کرده خدا ایجادم
هوش مصنوعی: من جانم را برای چه قربانی کنم، در حالی که خداوند به خاطر همین غم از ابتدا مرا آفریده است؟
منکه چون نور علی ملک بقایم وطنست
از جهان سیل فناگو بکند بنیادم
هوش مصنوعی: من مانند نور علی هستم که به جاودانگی ادامه میدهد، اما این جهان پر از نابودی میتواند بنیاد و اساس مرا از بین ببرد.