برگردان به زبان ساده
تا دلم گشته مخزن اسرار
پرزیار است خالی از اغیار
هوش مصنوعی: دل من مملو از رازهای بزرگ و ارزشمند است و هیچکس جز خودم به آن دسترسی ندارد.
دائم اندر دوائر ملکوت
جان بود مرکز و دلم پرگار
هوش مصنوعی: همواره در دایرههای آسمانی، جان من مرکز است و دل من همچون پرگار حرکت میکند.
خوردم آبی ز چشمه عشقش
گشتم از نخل عمر برخوردار
هوش مصنوعی: از چشمه عشق او آب نوشیدم و به همین خاطر از ثمرات عمرم بهرهمند شدم.
نور رویش بدیده می بینم
دمبدم در تجلی انوار
هوش مصنوعی: هر لحظه چهره زیبایش را میبینم و درخشش نورهایی که از او متجلی میشود.
صبحدم این ندا بگوش دلم
آمد از نزد ایزد غفار
هوش مصنوعی: در سپیده دم، ندای دلنشینی از سوی خداوند مهربان به گوشم رسید.
که خودم ناصر و خودم منصور
خود اناالحق همیزنم بردار
هوش مصنوعی: من خودم هم ناصر هستم و هم منصور، و این حقیقت را به وضوح بیان میکنم که من خود را میشناسم.
همچو نور علی درآدر دیر
تا شوی واقف از بت و زنار
هوش مصنوعی: مانند نور علی به درون معبد برو تا از بت و زنار آگاه بشوی.