برگردان به زبان ساده
گاه ذاکر گاه مذکورم نمیدانم کیم
گاه ناظر گاه منظورم نمیدانم کیم
هوش مصنوعی: گاه من به یاد خدا مشغول هستم و گاه یاد من در نزد خداست. نمیدانم که در کدام حال هستم. گاه من ناظر امور هستم و گاه مقصود و هدف قرار میگیرم و باز نمیدانم که در کدام وضعیت قرار دارم.
گاه ناعم و گاه منعم گاه نعمت گاه شکر
گاه شاکر گاه مشکورم نمیدانم کیم
هوش مصنوعی: گاهی در حال ناز و نوازش هستم، گاهی در حال نعمت دادن، گاهی از نعمتها بهرهمند میشوم، گاهی شکرگزارم و گاهی خود شکر کنید. نمیدانم در کدامین حال هستم.
گاه باغ گاه راغ و گاه سرو گاه گل
گاه تاک و گاه انگورم نمیدانم کیم
هوش مصنوعی: گاهی در باغ و گاهی در دشت، گاهی به شکل سرو، گاهی به شکل گل، و گاهی به شکل تاک و انگور هستم؛ نمیدانم که واقعاً کی هستم.
گاه ساقی گاه ساغر گه صراحی گاه می
گاه مست و گاه مخمورم نمیدانم کیم
هوش مصنوعی: گاهی در حال نوشیدن و لذتبردن از میخانه هستم، گاهی در نقش ساقی و گاهی هم در نقش ساغر. هر بار حس و حال متفاوتی دارم و نمیدانم در چه حالی به سر میبرم.
گاه چنگم گاه چنگی گاه صوت و گه صدا
گه رباب و گاه سنتورم نمیدانم کیم
هوش مصنوعی: گاهی ساز میزنم، گاهی به نواها گوش میدهم، گاه موسیقیام با صدای خوشی همراه است، گاهی از رباب مینوازم و گاهی از ساز سنتور، اما نمیدانم واقعاً چه کسی هستم.
گاه کوس و گه نقاره گاه سنج و گه دهل
گاه سرنا، گاه ناقوسم نمیدانم کیم
هوش مصنوعی: گاهی به صدا در میآیم و گاهی دیگر، گاهی با سازهای مختلف و گاهی با زنگهای مختلف مینوازم. نمیدانم که من چه هستم یا در چه حالتی قرار دارم.
گاه کنزم گه طلسم و گه مسما گاه اسم
گاه مخفی گاه مشهورم نمیدانم کیم
هوش مصنوعی: گاهی به شکل یک راز و گاهی به صورت واضح و شناخته شده ظاهر میشوم. نمیدانم که واقعاً چه کسی هستم.
گاه عرش و گاه کرسی گاه لوح و گه قلم
گه مقدر گاه مقدورم نمیدانم کیم
هوش مصنوعی: گاه در مقامهای بالا و عظیم قرار میگیرم، گاه در جایگاهی متوسط، گاه در حال نوشتن سرنوشت و گاه به عنوان چیزهایی که سرنوشتشان تعیین شده است. نمیدانم در هر کدام از این حالات چه کسی هستم.
گه قمر گه تیر و زهره گاه شمس و گه زحل
گاه مریخ سلحشورم نمیدانم کیم
هوش مصنوعی: زمانی به مانند ماه و زمانی به مانند تیر و زهره، گاهی مانند خورشید و زمانی به مانند زحل و گاهی نیز مانند مریخ، جنگجویی هستم که نمیدانم کیستم.
گاه کبک و گاه صعوه گاه شاهین گه عقاب
گاه باز و گاه عصفورم نمیدانم کیم
هوش مصنوعی: گاهی شبیه کبک هستم و گاهی مانند صعوه، گاهی حالتی مانند شاهین دارم و زمانهایی هم به عقاب میمانم. گاهی هم باز میشوم و در برخی لحظات عصفور. نمیدانم در واقعیت چه کسی هستم.
گاه طوطی گاه قمری گاه بلبل گاه جغد
گه حصار و گاه محصورم نمیدانم کیم
هوش مصنوعی: گاه به صورت طوطی، گاه به شکل قمری و گاه به شکل بلبل و گاه به حالت جغد، گاهی در محاصره و گاهی در موقعیت محدود به سر میبرم و نمیدانم که واقعاً چه کسی هستم.
گاه مرکب گه بسیط و گه محاط و گه محیط
گه حصار و گاه محصورم نمیدانم کیم
هوش مصنوعی: گاهی در وضعیتی هستم که به عنوان یک وسیله یا ابزار به کار میروم، گاهی ساده و بیپیرایهام، گاهی در وضعیت محدود و گاهی هم در موقعیت وسیع قرار دارم. این تغییرات باعث میشود نتوانم خودم را بشناسم و نمیدانم در چه حالتی به سر میبرم.
آدم و ادریس و شیث و نوح و ایوبم گهی
گه سلیمان و گهی مورم نمیدانم کیم
هوش مصنوعی: من آدم و ادریس و شیث و نوح و ایوب هستم؛ گاهی شبیه سلیمان و گاهی مثل مورچه میشوم. نمیدانم که واقعاً کی هستم.
گاه خضر و گاه الیا گاه یوشع گاه نون
گاه موسی و گهی طورم نمیدانم کیم
هوش مصنوعی: در زمانهای مختلف، گاهی مانند خضر (نبی خدا)، گاهی مانند الیا، گاهی مثل یوشع، گاهی به اسم موسی و گهگاه به طور کوه، نمیدانم که من چه کسی هستم.
گاه یوسف گاه یعقوبم گهی پیراهنم
گاه غمگین گاه مسرورم نمیدانم کیم
هوش مصنوعی: گاهی مانند یوسف هستم و گاهی مانند یعقوب. گاهی لباس شادی بر تن دارم و گاهی دلم غمگین است. نمیدانم در کدام حال قرار دارم.
گه مسیحای زمانم روح بخش انس و جان
گه طبیب و گاه رنجورم نمیدانم کیم
هوش مصنوعی: گاهی به مانند مسیحا، روح و جان مردم را نوازش میکنم و گاهی به عنوان درمانگر، در درد و رنج دیگران شریک میشوم؛ اما نمیدانم در کدام حالتی قرار دارم.
گاه مست مصطفایم گاه مست مرتضی
گاه محو چارده نورم نمیدانم کیم
هوش مصنوعی: گاهی در عشق و تسلط و کمال پیامبر هستم، گاهی در حال و هوای امیرالمؤمنین غرق میشوم، و گاهی به نور چهارده معصومین متوجه میشوم، اما نمیدانم واقعاً خودم چکارهام.
گاه سلمان گاه بوذر گه اویس و گه قرن
گاه شبلی گاه منصورم نمیدانم کیم
هوش مصنوعی: گاهی به حالتی از سلمان هستم، گاهی شبیه بوذر، گاهی به اویس میمانم و گاه به حال شبلی و منصور. نمیدانم که در واقع چه کسی هستم.
نعمت الله ولیم گاه محمودم گهی
گاه شمس الدین بانورم نمیدانم کیم
هوش مصنوعی: من نعمت خداوند هستم و گاهی همچون احمد و گاهی نیز مانند شمسالدین میدرخشم. نمیدانم که واقعاً چه کسی هستم.
گه رضا و گاه معصومم گهی فیاض فیض
گاه گنج و گاه گنجورم نمیدانم کیم
هوش مصنوعی: گاهی راضی و گاهی معصوم هستم، گاهی فیاض و بخشنده هستم، گاهی گنج و گاهی گنجور (گنج دار) هستم، نمیدانم من چه کسی هستم.
گه مرید و گه ارادت گاه مرشد گاه رشد
گاه امر و گاه مأمورم نمیدانم کیم
هوش مصنوعی: گاهی به حالت مریدی و ارادت دارم و گاهی در نقش مرشد و رشد. در زمانهایی هم به عنوان دستوردهنده و گاهی مأمور هستم، اما نمیدانم که واقعاً چه حسی یا چه موقعیتی دارم.
گاه کافر گاه مؤمن گاه ایمان گاه کفر
گاه واصل گاه مهجورم نمیدانم کیم
هوش مصنوعی: گاهی خود را کافر و گاهی مؤمن میبینم؛ گاهی ایمان دارم و گاهی در کفر به سر میبرم. گاهی احساس وصال میکنم و گاهی به حالتی رها شده و مهجور هستم. نمیدانم در واقع چه کسی هستم.
عاشق و معشوق و عشق و وصل و هجرم گاهگاه
گاه ساتر گاه مستورم نمیدانم کیم
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به رابطه پیچیدهای که با معشوق و عشق دارد، اشاره میکند. او گاهی خود را عاشق و گاهی معشوق میداند و در حالتهای مختلف، احساسات مختلفی را تجربه میکند. در حقیقت، او نمیداند که کجاست و در چه وضعیتی قرار دارد. زندگی او پر از ظواهر و باطنهای گوناگون است که شاید هیچگاه نتواند آنها را بهطور کامل درک کند.
گاه عزرائیل و میکائیل وگاهی جبرئیل
گاه اسرافیل و گه صورم نمیدانم کیم
هوش مصنوعی: در برخی مواقع احساس میکنم عزرائیل، فرشته مرگ، به من نزدیک است، و گاهی دیگر فرشتگان مانند میکائیل و جبرئیل همواره در کنارم هستند. لحظاتی نیز به یاد صدای صور اسرافیل میافتم. در کل نمیدانم چه احساس و حالتی را تجربه میکنم.
گاه حیم گاه میت گاه تابوت و کفن
گاه سدر و گاه کافورم نمیدانم کیم
هوش مصنوعی: گاهی به حالتی زنده و شاداب هستم، گاهی مرده و بیجان، گاهی در حال آماده شدن برای دفن و پوشش دادن، و گاهی به حالت خوشبو و معطر. نمیدانم در حقیقت چه هستم.
گه نکیر و گاه منکر گه عقاب و گه ثواب
گاه مدفون در ته گورم نمیدانم کیم
هوش مصنوعی: گاهی در معرض سوالات سخت و دشوار هستم، گاهی پاداش میگیرم و گاهی هم دچار عذاب و سختی میشوم. گاهی در عمق تاریکی قرار دارم و نمیدانم که در واقع چه کسی هستم.
گه صراط و خلد و میزان گاه کوثر گه جحیم
گاه محشر گاه محشورم نمیدانم کیم
هوش مصنوعی: گاهی در مسیر حق و بهشت و ترازوی اعمال هستم، گاهی زیر سایه کوثر، گاهی در آتش جهنم، گاهی در روز قیامت و محشور بودن، اما نمیدانم که این وضعیت من چه زمانی اتفاق میافتد.
گاه مجرم گاه جرم و گاه محرم گه حرم
گاه غافر گاه مغفورم نمیدانم کیم
هوش مصنوعی: گاهی مجرم هستم، گاهی عمل نامطلوب انجام میدهم، و گاهی هم در جایگاهی مقدس قرار میگیرم. در برخی مواقع خود را غفار میدانم و در برخی دیگر احساس میکنم مورد عفو قرار گرفتهام. در نهایت، نمیدانم چه کسی هستم.
گاه چون نور علی اندر زمین و آسمان
با همه نزدیکم و دورم نمیدانم کیم
هوش مصنوعی: گاهی مانند نور علی، که در زمین و آسمان پخش است، در حالی که به همه چیز نزدیک و دور به نظر میرسم، نمیدانم واقعاً چه کسی هستم.