برگردان به زبان ساده
من مست جام وحدتم هذا جنون العاشقین
مطلق زقید کثرتم هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: من در حال غرق شدن در محفل یکتاییام و این حالتی است که فقط عاشقان حقیقی میتوانند آن را تجربه کنند. این احساس دیوانگی ناشی از عشق است، که در آن هیچ قید و بندی وجود ندارد.
جان در سر جانانه شد دل در سر پیمانه شد
تن ساکن میخانه شد هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: دل به عشق و محبت جانان پر شده و روح به عشقش آغشته است. تن هم در میخانه آرام گرفته و همه این حالات، نشاندهنده دیوانگی عاشقان است.
گه نور گه نار آمدم گه گل گهی خار آمدم
گه مست و هشیار آمدم هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: من گاهی درخشان و گاهی تاریک هستم، گاهی شادم و گاهی غمگین، گاهی مستانه و گاهی هوشیار. این نشان از دیوانگی عاشقان است.
راندم بمیدان بارگی رستم ز خود یکبارگی
زین پس من و آوارگی هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: من رستم را به میدان فرستادم و از خود دور شدم. از این به بعد من و سرگشتگی به همراه عشقهایم هستیم.
فانی بدم باقی شدم در بزم جان ساقی شدم
خورشید اشراقی شدم هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: در دنیای عشق و سرمستی، من از بین رفتم و به وجودی پایدار دست یافتم. در جمع عاشقان، به حالتی روشن و درخشان رسیدم که همچون خورشیدی در سپیدهدم میدرخشم. من در حالتی از جنون عاشقانه قرار دارم.
کندم زتن خرگاه جان رفتم برون از لامکان
کردم مکان در لامکان هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: به طور خلاصه، گوینده میگوید که از قید جسم و تن خود رهایی یافته و به دنیایی ورای مکان و زمان وارد شده است. او این حالت را نتیجه عشق میداند که به او اجازه میدهد تا تجربهای فراتر از دنیای مادی داشته باشد.
در مجلس روحانیان خوردم یکی رطل گران
رستم زهر نام و نشان هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: در جمع علمای دین، بار سنگینی از غم و اندوه را تحمل کردم که یاد و نام رستم (از شخصیتهای افسانهای ایران) مرا به دیوانگی عشق کشاند.
نور علی عالیم اندر ولایت والیم
مست می اجلالیم هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: نور علی به مقام والای خود در ولایت میافزاید و ما در این حال از عزت و بزرگی مست و نابود شدهایم؛ این وضعیت، جنون عاشقان است.