برگردان به زبان ساده
گر بسر منزل جانان برسم بار دگر
بجز از آنکه دهم جان نکنم کار دگر
هوش مصنوعی: اگر دوباره به منزل معشوق برسم، جز این که جانم را فدای او کنم، کار دیگری نخواهم کرد.
آنکه در دایره دل بودم مرکز جان
کشدم بهر چه هر لحظه بپرگار دگر
هوش مصنوعی: من که در دایره دل بودم، به من مرکز جان گفته میشود. به خاطر چه چیزی هر لحظه باید در دنیای متفاوتی بچرخم و بگردم؟
گرچه خوبان همه آیند بدلداری پیش
نیست ما را بجهان غیر تو دلدار دگر
هوش مصنوعی: اگرچه همهی زیباها و نیکوکاران در این دنیا میآیند، اما برای ما دلدار دیگری جز تو وجود ندارد.
یار اگر یار دگر گیرد و یاری نکند
تو مپندار که گیرم بجز آن یار دگر
هوش مصنوعی: اگر محبوبم با دیگری باشد و به من التفاتی نکند، گمان نبر که من غیر از آن محبوب دیگر کسی را خواهم گرفت.
یک خریدار نرفته است که آید صنما
بخریداری حسن تو خریدار دگر
هوش مصنوعی: هیچ خریداری بهدنبال زیبایی تو نیامده است تا حسن تو را بهدست آورد.
کس به راز دل من پی نبرد غیر غمت
گرچه هر لحظه شود فاش ببازار دگر
هوش مصنوعی: هیچکس جز تو به اسرار دل من آگاه نشده است. حتی اگر در هر لحظه این راز در دید عموم قرار گیرد، باز هم کسی به غیر از تو نخواهد دانست.
هر شبم از مه رخسار تو چون نور علی
در دل و دیده تجلی کند انوار دگر
هوش مصنوعی: هر شب چهره زیبای تو مانند نور در دل و چشمانم تابش میکند و جلوهافروزیاش از هر نوری دیگر بیشتر است.