برگردان به زبان ساده
بدل این نکته از جان می تراود
که جان از لعل جانان می تراود
هوش مصنوعی: این نکته از درون من برمیخیزد که وجود من از زیبایی محبوبم نشأت میگیرد.
گرم هندوی خالش راه دین زد
ز کفر زلفش ایمان می تراود
هوش مصنوعی: اگر در خال گرم هندو نشانهای از دین باشد، از زلف او ایمان و باور به وجود میآید و از کفر فاصله میگیرد.
بود بحر معانی هر بیانی
کز آن لعل درافشان می تراود
هوش مصنوعی: تمام معانی در عمق دریایی نهفتهاند که از آن، گوهرهای زیبا و درخشان به ظهور میرسند.
بدل صد ساله تیری کز تو دارم
هنوزش خون ز پیکان می تراود
هوش مصنوعی: من هنوز زخم عمیقی را که از تیر تو در دل دارم، احساس میکنم و هر لحظه خون آن زخم جاری است.
نیفشانید دامان سرشکم
کز آن صد بحر عمان می تراود
هوش مصنوعی: دست از گریه و اشک بکشید، زیرا از آن، آب و خون زیادی به راه خواهد افتاد.
بجز نور علی آن کیست کامروز
ز کلکش آب حیوان می تراود
هوش مصنوعی: جز نور علی، امروز کسی نیست که از جذبهاش آب حیات جاری شود.