برگردان به زبان ساده
باحضار ملک وضعی پری وش
نهان کرده دلم نعلی در آتش
هوش مصنوعی: در حضور فرشتهای که زیباییاش را پنهان کرده، دل من مانند نعلی است که در آتش سوزانده میشود.
کشم در دیده تا نقش نگاری
رخ از خون مژه کردم منقش
هوش مصنوعی: در چشمانم تصویری از چهرهی زیبایت را میآورم که با اشکهایم آن را شکل دادهام.
مکن آشفته آن زلف پریشان
مگردان خاطر جمعی مشوش
هوش مصنوعی: زیبایی و پیچیدگی زلفی را که به هم ریخته است، تحت تأثیر قرار نده و دل را مضطرب مکن.
بجز یار من آن شوخ جفا جوی
که دارد عاشقی چون من جفاکش
هوش مصنوعی: جز یار من، که آن جوان و شاداب است و در عشق، با کسی مثل من که زجر کشیدهام، هیچ وفایی ندارد.
زهر غل و غشی دادم خلاصی
ز بس پیمود ساقی جام بیغش
هوش مصنوعی: من از زهر تلخ و غم رهایی یافتم، چون به مدد ساقی، جامی پاک و بیغل و غش نوشیدم.
گرت در سینه باید سرمستان
بیا جامی در این میخانه درکش
هوش مصنوعی: اگر در دل تو شوری و وجد وجود دارد، بیتردید باید یک جرعه از این میخانه بگیری و آن را بنوشی.
کرا باشد بکف جام جهان بین
بجز نور علی آن مست سرخوش
هوش مصنوعی: کسی که در دستش جام بینش و آگاهی از تمام جهان است، جز نور علی، آن خوشحال و سرمست، چه کسی میتواند باشد؟