برگردان به زبان ساده
روی بهر چه هر دم سوی گلشن
بیا گلهای اشگم بین بدامن
هوش مصنوعی: به خاطر هر چیزی که هر لحظه به سمت گلزار میآیم، اشکهای گلم را در دامن خود ببین.
دلم کائینه نور تجلی است
مدام از عکس رویت هست روشن
هوش مصنوعی: دل من مانند آینهای است که همیشه نور تجلی را منعکس میکند و این روشنی به خاطر تصویر روی توست.
ز سروت کی کند دل قمری جان
که طوق بندگی دارد بگردن
هوش مصنوعی: دل قمری به خاطر بندگیاش نمیتواند از ثروت و خوشیهای دیگران خوشنود شود. در واقع، او تحت تأثیر مقام و موقعیت خود به گونهای زندگی میکند که نمیتواند به راحتی از خواستهها و آروزهای دیگران چشمپوشی کند.
چه حد خورشید تابان را که آید
بطرف کعبه کویت ز روزن
هوش مصنوعی: خورشید درخشان چه فاصلهای دارد تا از کنج خانهات به سمت کعبه بیاورد.
تو آنشاهی که جبریل امین را
در خلوت سرایت گشته مأمن
هوش مصنوعی: تو آن پادشاهی که جبرئیل امین در خلوتگاه تو به آرامش و پناه آمده است.
نبودش آن تزین عرش اعظم
ز نعلینت نمیشد گر مزین
هوش مصنوعی: اگر آن زیبایی که به عرش اعظم میدهد، بر پای نعلین تو نباشد، هرگز نمیتوانستیم عرش را زینت بخشیم.
بجز نور رخت در کعبه و دیر
نجوید دیده شیخ و برهمن
هوش مصنوعی: تنها روشنی چهرهات است که چشم شیخ و برهمن را به خود جلب میکند و غیر از آن در هیچ مکان مقدسی نگاه آنها نمیچرخد.
تو جان عالمی عالم تن تو
کجا بیجان حیاتی هست بر تن
هوش مصنوعی: تو روح و جان همهٔ موجودات هستی، اما وجود جسمانی تو در کجاست که بدون روح هیچ حیات و زندگی در آن نیست.
فلک گر باردم از کین بسر تیغ
بود مهر توام در بر چو جوشن
هوش مصنوعی: اگر آسمان هم بخواهد بر من سخت بگیرد و به من ظلم کند، محبت تو همچون زرهای در برابر تیرها و سختیها از من محافظت میکند.
ز گفتارت که برهانیست قاطع
حدیث کاف و نون گشته مبرهن
هوش مصنوعی: از سخنت که دلیل قاطعی است، داستان کاف و نون روشن و مشخص شده است.
ز رخسارت که مرآت الهیست
شده نور علی ما را مبین
هوش مصنوعی: از چهرهات که آینهای از جمال الهی است، نور خداوند بر ما تابیده است.