برگردان به زبان ساده
وقت آن شد که دگر سر حق اظهار کنم
خرقه و سبحه بدل بابت وز نار کنم
هوش مصنوعی: زمان آن فرا رسیده که حق را به دیگران بشناسانم و در نتیجه، لباس تصوف و ذکرهای قبلی را کنار بگذارم و از درد و رنج رهایی یابم.
راز عشقش که پس پرده دل هست نهان
با دف و چنگ عیان بر سربازار کنم
هوش مصنوعی: راز عشق او که در دل نهفته است را به وسیلهٔ موسیقی و سازها بر همگان آشکار میکنم.
صوفیان را ز می صاف چشانم قدحی
بیخبرشان بدمی از سرو دستار کنم
هوش مصنوعی: من به صوفیان جامی از شراب پاک میدهم و بیخبر از آنها، به یاد سرو، خود را آراسته میکنم.
چون صدف جای بدریای معانی سازم
دامن و جیب پر از گوهر شهوار کنم
هوش مصنوعی: در دل خود مانند صدفی، فضایی برای نگهداری معانی و اندیشههای ارزشمند ایجاد میکنم و از این دنیای پر از زیباییها بهرهمند میشوم.
تا کنم تازه دگر شیوه منصوری را
فاش اناالحق زنم و جابسردار کنم
هوش مصنوعی: میخواهم شیوهای نوین را که به نام منصور مشهور است، به طور واضح بیان کنم و حقیقت را با تأکید بگویم و عزم خود را برای پیادهسازی آن جزم نمایم.
جز بگلزار سر کوی تو ای حور سرشت
تو مپندار که زو جانب گلزار کنم
هوش مصنوعی: غیر از گلزار و سراغ تو، ای معشوق زیبا، چیزی را در نظر نداشته باش؛ چون از آنجا نمیتوانم به جایی دیگر بروم.
ای خوش آنروز که چون نور علی سرخوش و مست
خیزم و جان به نثار قدم یار کنم
هوش مصنوعی: روز خوشی را تصور میکنم که مانند روشنایی، شاد و سرشار از خوشی بیدار شوم و جانم را برای قدمهای محبوبم فدای او کنم.