برگردان به زبان ساده
کسی جز چشم بینای قلندر
ندیده روی زیبای قلندر
هوش مصنوعی: فقط چشمهای بینای یک عارف واقعی میتواند زیباییهای خاص او را ببیند.
خم گردون که در جوش است دایم
بود در وی ز مینای قلندر
هوش مصنوعی: چرخش دایمی و بیوقفهی روزگار همیشه در حال گردش است و همچنان که از روی سادگی و زهد فردی سرکش میگذرد.
فروزان شمع ماه و مشعل مهر
شده از پرتو رای قلندر
هوش مصنوعی: شمعی که نورش درخشان است و ماه و مهر را روشن کرده، ناشی از روشنی افکار و دیدگاههای حکیمانه و عمیق یک شخص والا مقام است.
نباشد خالی از وی گرچه جائی
ندیده هیچکس جای قلندر
هوش مصنوعی: هیچکس هرگز نمیتواند از وجود او خالی باشد، حتی اگر در هیچ مکانی دیده نشود، اما هنوز جایگاه شخصی چون قلندر (عارف) وجود دارد.
دو عالم را بیکدم در رباید
بجوش آید چو دریای قلندر
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به قدرت یک لحظه که میتواند دو جهان را به هم بزند و تحول بزرگی را ایجاد کند، درست مانند جوشیدن و خروشیدن دریایی که به یکباره به حرکت درمیآید. این تصویر نمادی از نیروی عظیم و تاثیرگذار است که در یک آن میتواند همه چیز را دگرگون کند.
شهان ملک را بر سر در تاج
بود خاک کف پای قلندر
هوش مصنوعی: شاهان بر تخت و تاج خود میبالند، اما در مقابل مقام و جایگاه یک قلندر، خاک پای او ارجحتر است.
نگشته چون الف فرد و جریده
کجا بینی تو بالای قلندر
هوش مصنوعی: جایی که کسی مانند الف، که در برتری و فضیلت معروف است، در تنهایی و جدایی قرار ندارد، تو نمیتوانی جایی ببینی که در آن شخصیتی مانند قلندر، که زندگی آزاد و بیقید و شرط دارد، در اوج و برتری باشد.
دلم کآئینه گیتی نما شد
زده جامی ز صهبای قلندر
هوش مصنوعی: دل من مانند آینهای شده که دنیای اطراف را به تصویر میکشد، و با نوشیدن جامی از شراب عارفانه، دگرگون شده است.
بجز نور علی آن رند قلاش
کرا دل گشته مأوای قلندر
هوش مصنوعی: به جز نور علی، آن آدم رند و خوشذوق، کسی دیگر را نمیتوانی پیدا کنی که دلش پذیرای یک عارف و آزاداندیش باشد.