برگردان به زبان ساده
زچشم سیاهی نگاهی مرا بس
نگاهی ز چشم سیاهی مرا بس
هوش مصنوعی: از نگاه سیاهی چشمانت، به من نگاهی کن، چرا که آن نگاه برای من کافی است.
چراغ مه ار شعله ور نیست امشب
دراین انجمن شمع آهی مرا بس
هوش مصنوعی: امشب در این جمع، چراغی روشن نیست و من تنها با آهی شمعی دارم که میسوزد.
دراین قصر فیروزه مهر گستر
فروغی ز رخسار ماهی مرا بس
هوش مصنوعی: در این قصر زیبا و با شکوه، نوری از چهرهی ماه مانند به من میتابد.
ز خاک کف پایت ای شاه خوبان
بسر تاج شاهی کلاهی مرا بس
هوش مصنوعی: ای پادشاه زیبایی، خاک پای تو برای من به اندازهی تاج سلطنت ارزشمند است.
ز کفر سر زلف غارت گر تو
بتاراج ایمان سپاهی مرا بس
هوش مصنوعی: اگر تو با زیباییهای خود، ایمان من را به یغما ببری، من نیز سرنوشتم را به تو تسلیم میکنم.
ندارم طمع حشمت و جاه شاها
ز دربار لطفت پناهی مرا بس
هوش مصنوعی: من به دنبال مقام و ثروت دربار شاه نیستم، بلکه از لطف و محبت تو به من پناهی بسنده است.
چه نور علی آن شه ملک و معنی
بمسند که شد فقر شاهی مرا بس
هوش مصنوعی: این بیان نشان دهندهی عظمت و نورانیت آن پادشاه و مقامش است. همچنین، شاعر به فقر و نیاز خود اشاره میکند و میگوید که این وضعیت برایش کافی و رضایتبخش است. در واقع، او از مقام و عظمت پادشاهی خوشنود است و این وضعیت را در کنار کمال پادشاهی، برای خود کافی میداند.