برگردان به زبان ساده
بیا ساقی بیار آن جام می را
زلالی بخش درد آشام می را
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، آن جام شراب را بیاور که زلالیاش آرامشبخش درد و غم من باشد.
زمان گل بگلشن تا که باقیست
منه از کف زمانی جام می را
هوش مصنوعی: تا زمانی که گلها در باغ هستند و این حالِ خوب ادامه دارد، از دست نده که از لذت نوشیدن می بهرهمند شوی.
ز خم جز غلغل مینا که آرد
به بزم می کشان پیغام می را
هوش مصنوعی: از میان آن که به خم میچرخد، فقط صدای دلنشین میناست که پیغام شراب را به جشن میآورد.
بغیر از خواجگان مصطب عشق
کسی نادیده لطف عام می را
هوش مصنوعی: به جز عزیزان و بزرگان عاشق، کسی لطف و رحمت عمومی عشق را نمیبیند.
بتی دارم که پیش لعل میگونش
نشاید برد هرگز نام می را
هوش مصنوعی: من گنبد طلایی دارم که در کنار زیبایی او، هرگز نمیتوان از شراب صحبت کرد.
بریزد خون بکامش ساغر می
ز کامش تازه سازد کام می را
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد به خاطر نوشیدن شراب غصه بخورد، باید بداند که با هر بار نوشیدن شراب، دلش شادتر شده و تلخیهای زندگی را فراموش میکند.
بجز نور علی ساقی مستان
که در آغاز دید انجام می را؟
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به دور و بر خود و زیباییهایی که در آنجا وجود دارد، اشاره میکند. او میگوید که تنها نور علی ساقی مستان است که در ابتدا، آغاز و پایان می را میبیند. این به نوعی به درک عمیق و بصیرت اشاره میکند که فقط از طریق اشخاص خاص و با نگاهی خاص به جهان میتوان آن را فهمید.