غزلیات
نظام قاری
»
دیوان البسه
»
غزلیات
شمارهٔ ۱ - خواجه عماد فقیه فرماید : مگر فرشته رحمت درآمد از درما
شمارهٔ ۲ - خواجه حافظ فرماید : رونق عهد شبابست دگر بستانرا
شمارهٔ ۳ - خواجه حافظ فرماید : اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
شمارهٔ ۴ - لاادری قائله : چشم مستت میبرد هر لحظه دل مشتاق را
شمارهٔ ۵ - مولانا علی دردزد فرماید : هرچند روی دوست نبینیم سالها
شمارهٔ ۶ - وله شیرازیه ولکن یلزمها التصحیح : مهل که گیوه بنوتن غرت چو نیست کلا
شمارهٔ ۷ - کمال خجندی فرماید : این چه مجلس چه بهشت این چه مقامست اینجا
شمارهٔ ۸ - خواجه حافظ فرماید : بیا که قصرامل سخت سست بنیادست
شمارهٔ ۹ - شیخ سعدی فرماید : صبحی مبارکست نظر بر جمال دوست
شمارهٔ ۱۰ - شیخ سعدی فرماید : کس ندانم که درین شهر گرفتار تو نیست
شمارهٔ ۱۱ - خواجه محمد فیروز آبادی فرماید : از منش بیموجبی یار ار غباری بر دلست
شمارهٔ ۱۲ - خواجه حافظ فرماید : خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت
شمارهٔ ۱۳ - نیر کرمانی فرماید : سرو بالای تو سر تا پا خوش است
شمارهٔ ۱۴ - خواجه حافظ فرماید : بلبلی برگ گلی خوشرنگ در منقار داشت
شمارهٔ ۱۵ - خواجه حافظ فرماید : ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
شمارهٔ ۱۶ - سید نعمت الله فرماید : دل ندارد هر که او را درد نیست
شمارهٔ ۱۷ - وله فی هذا الوزن قدس الله روحه : خوشتر از حمام و رخت پاک نیست
شمارهٔ ۱۸ - امیر خسرو فرماید : یارب که آن درخت گل از گلستان کیست
شمارهٔ ۱۹ - شیخ سعدی فرماید : مشنو ای دوست که بعد از تو مرا یاری هست
شمارهٔ ۲۰ - مولانا جلال الدین رومی : از بامداد روی تو دیدن حیات ماست
شمارهٔ ۲۱ - شیخ سعدی فرماید : روز وصلم قرار دیدن نیست
شمارهٔ ۲۲ - خواجه عماد فقیه فرماید : کسی بحضرت او ره نبرد وتنها نیست
شمارهٔ ۲۳ - خواجه حافظ فرماید : میان ما و جمالش محبت ازلیست
شمارهٔ ۲۴ - خواجه حافظ فرماید : اگر چه عرض هنر پیش یاربی ادبیست
شمارهٔ ۲۵ - خواجه حافظ فرماید : عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزهسرشت
شمارهٔ ۲۶ - شیخ سعدی فرماید : این باد روح پرور ازان کوی دلبرست
شمارهٔ ۲۷ - سلمان ساوجی فرماید : هر دل که در هوای جمالش مجال یافت
شمارهٔ ۲۸ - خواجه حافظ فرماید : دل سرا پرده محبت اوست
شمارهٔ ۲۹ - سید جلال الدین عضد فرماید : جان ما دوری زخاک کوی جانان برنتافت
شمارهٔ ۳۰ - شیخ سعدی فرماید : کس بچشمم در نمیآید که گویم مثل اوست
شمارهٔ ۳۱ - من نوادر افکاره : عقلم بخیاط میکرد کنگاج
شمارهٔ ۳۲ - خواجه سعدالدین نصیر فرماید : شاه حسنی از تو یابد زیب و زینت تخت و تاج
شمارهٔ ۳۳ - کمال خجندی فرماید : خطت که بر خط یاقوت مینهم ترجیح
شمارهٔ ۳۴ - شیخ سعدی فرماید : جان من جان من فدای تو باد
شمارهٔ ۳۵ - خواجه حافظ فرماید : ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
شمارهٔ ۳۶ - خواجه حافظ فرماید : سالها دفتر ما در گرو صهبا بود
شمارهٔ ۳۷ - سلمان ساوجی فرماید : سنبلش را تا صبا بر گل مشوش میکند
شمارهٔ ۳۸ - خواجه حافظ فرماید : کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
شمارهٔ ۳۹ - خواجه حافظ فرماید : واعظان کین جلوه بر محراب و منبر میکنند
شمارهٔ ۴۰ - مولانا ظهیر الدین فاریابی فرماید : دوش چون زلف شب بشانه زدند
شمارهٔ ۴۱ - خواجه صدر الدین جوهری فرماید : دعوی حسن برخسار تومه کرد نکرد
شمارهٔ ۴۲ - خواجه حافظ فرماید : گوهر مخزن اسرار همانست که بود
شمارهٔ ۴۳ - امینی فرماید : گره زطره عنبرفشان کشید و گشاد
شمارهٔ ۴۴ - خواجه حافظ فرماید : رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
شمارهٔ ۴۵ - خواجه حافظ فرماید : تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
شمارهٔ ۴۶ - همچنین در جواب او : تا که رختم ببر جامه بران خواهد بود
شمارهٔ ۴۷ - خواجه حافظ فرماید : در ازل عکس می لعل تو در جام افتاد
شمارهٔ ۴۸ - شیخ سعدی فرماید : پیش رویت دگران صورت بر دیوارند
شمارهٔ ۴۹ - خواجه حافظ فرماید : صوفی نهاد دام و سرحقه باز کرد
شمارهٔ ۵۰ - امیر حسن دهلوی فرماید : فلک با کس دل یکتا ندارد
شمارهٔ ۵۱ - خواجه حافظ فرماید : مطرب عشق عجب ساز و نوائی دارد
شمارهٔ ۵۲ - و من نوادر طبعه : مله را آستر خسقی و والا نرسد
شمارهٔ ۵۳ - مولانا حافظ فرماید : دل ما بدور رویت زچمن فراغ دارد
شمارهٔ ۵۴ - شیخ سعدی فرماید : بسیار سالها بسر خاک ما رود
شمارهٔ ۵۵ - خواجه حافظ فرماید : دوش میآمد و رخساره بر افروخته بود
شمارهٔ ۵۶ - مولانا حافظ فرماید : در نظر بازی مابیخبران حیرانند
شمارهٔ ۵۷ - شیخ سعدی فرماید : دنیی آن قدر ندارد که براو رشک برند
شمارهٔ ۵۸ - مولانا جمال الدین فرماید : مژده ای آرام دل کآرام جانها میرسد
شمارهٔ ۵۹ - شیخ سعدی فرماید : باد آمد و بوی عنبر آورد
شمارهٔ ۶۰ - خواجه حافظ فرماید : دلم جز مهر مهرویان طریق در نمیکیرد
شمارهٔ ۶۱ - مولانا حافظ فرماید : آنانکه خاکرا بنظر کیمیا کنند
شمارهٔ ۶۲ - مولانای رومی فرماید : نگارا مردگان از جان چه دانند
شمارهٔ ۶۳ - شیخ سعدی فرماید : دوش بی روی تو آتش بسرم بر میشد
شمارهٔ ۶۴ - مولانا حافظ فرماید : آنکه رخسار ترا رنگ گل نسرین داد
شمارهٔ ۶۵ - شیخ عطار فرماید : نسبت روی تو با روی پری نتوان کرد
شمارهٔ ۶۶ - لاادری قائله : بوی گیسویت دماغ جان معطر میکند
شمارهٔ ۶۷ - مولانا حافظ فرماید : روشنی طلعت تو ماه ندارد
شمارهٔ ۶۸ - مولانا کاتبی فرماید : این کهن دیر جهان کشته فراوان دارد
شمارهٔ ۶۹ - شیخ سعدی فرماید : آنکه بر نسترن از غالیه خالی دارد
شمارهٔ ۷۰ - سلمان ساوجی فرماید : اسیر بند گیسویت کجا در بند جان باشد
شمارهٔ ۷۱ - شیخ سعدی فرماید : که برگذشت که بوی عبیر میآید
شمارهٔ ۷۲ - خواجه عماد فقیه فرماید : تا دل سخن پذیر و سخن دلپذیر شد
شمارهٔ ۷۳ - خواجه حافظ فرماید : دیدم بخواب خوش که بدستم پیاله بود
شمارهٔ ۷۴ - مولانا کمال الدین کاتبی فرماید : هر که وصلت طلبد ترک سرش باید کرد
شمارهٔ ۷۵ - سید نعمت الله فرماید : مرا حالیست با جانان که جان در بر نمیگنجد
شمارهٔ ۷۶ - امیر حسین دهلوی فرماید : چه پوشی پرده بر رویی که آن پنهان نمیماند
شمارهٔ ۷۷ - ناصر بخاری فرماید : در آن روزی که خوبان آفریدند
شمارهٔ ۷۸ - خواجوی کرمانی فرماید : ایا صبا گرت افتد بسوی دوست گذار
شمارهٔ ۷۹ - شیخ کمال الدین خجندی فرماید : چهره ام دیده چه حاصل که بخون کرد نکار
شمارهٔ ۸۰ - وله ایضا : دست تا چند نهادن به شکاف دستار
شمارهٔ ۸۱ - شیخ کمال الدین خجند فرماید : تو آن شاخ گلی ایشوخ دلبر
شمارهٔ ۸۲ - مولانا محمد حافظ فرماید : عیدست و اول گل و یاران در انتظار
شمارهٔ ۸۳ - سلمان ساوجی فرماید : میبرد سودای چشم مستش از راهم دگر
شمارهٔ ۸۴ - اوحدی فرماید : منم غریب دیار تو ای غریب نواز
شمارهٔ ۸۵ - من افکاره الابکار : وصف قوت انکه گفت به زلباس
شمارهٔ ۸۶ - مولانا حافظ فرماید : دارم از زلف سیاهت گله چندان که مپرس
شمارهٔ ۸۷ - سلطان ابوسعید فرماید : گر مرا با درد تو درمان نباشد گو مباش
شمارهٔ ۸۸ - خواجه حافظ فرماید : فکر بلبل همه آنست که گل شد یارش
شمارهٔ ۸۹ - امیرحسین دهلوی فرماید : به بزمگاه صبوحی کنان مجلس خاص
شمارهٔ ۹۰ - من مخترعاته تغمده الله بغفرانه : همچو صندل باف مفتون کشته ام بر روی صوف
شمارهٔ ۹۱ - مولانا حافظ فرماید : مقام امن و می بیغش و رفیق شفیق
شمارهٔ ۹۲ - و من خیالاته الخاصه رحمه الله : آنک آستین نموده و دامان فراخ و تنگ
شمارهٔ ۹۳ - اوحدی فرماید : ای پیکر خجسته چه نامی فدیت لک
شمارهٔ ۹۴ - مولانا همام تبریزی فرماید : هوای یارو دیارم چو بگذرد بخیال
شمارهٔ ۹۵ - و من بدایع خیالاته : به گرما جبّه پوشیدن چه حاصل
شمارهٔ ۹۶ - سید نعمت الله فرماید : غرقه بحر بیکران مائیم
شمارهٔ ۹۷ - خسرو دهلوی فرماید : بیا تا بی گل و صهبا نباشیم
شمارهٔ ۹۸ - وله قدس الله روحه : بچرخ میرسد از عشق تار قزآهم
شمارهٔ ۹۹ - خواجه حافظ فرماید : فاش میگویم و از گفته خود دلشادم
شمارهٔ ۱۰۰ - درویش اشرف نمد پوش فرماید : ترا یار نازک میان گفته ایم
شمارهٔ ۱۰۱ - خواجه حافظ فرماید : من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
شمارهٔ ۱۰۲ - شیخ کمال الدین خجندی فرماید : نام آن لب بخط سبز بجائی دیدم
شمارهٔ ۱۰۳ - شیخ سعدی فرماید : خرما نتوان خورد ازین خارکه کشتیم
شمارهٔ ۱۰۴ - وله ایضا : باد گلبوی سحر خوش میوزد خیر ای ندیم
شمارهٔ ۱۰۵ - وله ایضا : رفیق مهربان و یار همدم
شمارهٔ ۱۰۶ - سلمان ساوجی فرماید : دوش در سودای زلف و چشم جانان بوده ام
شمارهٔ ۱۰۷ - ایضا او فرماید : به چشمانت که تا رفتی ز چشمم بیخور و خوابم
شمارهٔ ۱۰۸ - سید نعمت الله فرماید : مائیم کز جهان غم دلبر گرفته ایم
شمارهٔ ۱۰۹ - شیخ کمال الدین خجند فرماید : شب که زحسرت رخت روی بماه کرده ام
شمارهٔ ۱۱۰ - خواجه عماد فرماید : گدای حضرت اوباش و پادشاهی کن
شمارهٔ ۱۱۱ - خواجو فرماید : یارب زباغ وصل نسیمی بمن رسان
شمارهٔ ۱۱۲ - لاادری قائله : در بدخشان لعل اگر از سنگ میآید برون
شمارهٔ ۱۱۳ - خواجو فرماید : نرگس چشمت قبله مستان
شمارهٔ ۱۱۴ - امیرحسن دهلوی فرماید : چه خوشست از دو چشمت نظری بناز کردن
شمارهٔ ۱۱۵ - سلمان ساوجی فرماید : چو دیده در طلبت واجبست گردیدن
شمارهٔ ۱۱۶ - خواجه عماد فقیه فرماید : بجان آمد دل تنگم زدست عقل سرگردان
شمارهٔ ۱۱۷ - مولانا عبید زاکانی فرماید : جمال یار و اشک من گلست آن و گلابست این
شمارهٔ ۱۱۸ - خواجه حافظ فرماید : بالا بلند عشوه گر نقش بازمن
شمارهٔ ۱۱۹ - ایضا خواجه حافظ فرماید : مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
شمارهٔ ۱۲۰ - ایضا مولانا حافظ فرماید : وصال او زعمر جاودان به
شمارهٔ ۱۲۱ - من ابکار افکاره : خوشست جامه بریدن برون زاندازه
شمارهٔ ۱۲۲ - امیرحسن دهلوی فرماید : ای سرزلف تو سراسر بلا
شمارهٔ ۱۲۳ - شیخ سعدی فرماید : اگر بتحفه جانان هزار جان آری
شمارهٔ ۱۲۴ - خواجه حافظ فرماید : ای که مهجوری عشاق روا میداری
شمارهٔ ۱۲۵ - سلمان ساوجی فرماید : ای در هوای مهرت ذرات کون گردی
شمارهٔ ۱۲۶ - مولانا جلال طبیب فرماید : بده ساقی شراب لایزالی
شمارهٔ ۱۲۷ - مولانا عبیدزاکانی فرماید : افتاده بازم در سر هوائی
شمارهٔ ۱۲۸ - شیخ کمال الدین خجند فرماید : درین پستی گر آنمه را نیابی
شمارهٔ ۱۲۹ - سلمان ساوجی فرماید : گفتم خیال وصلت گفتا بخواب بینی
شمارهٔ ۱۳۰ - شیخ سعدی فرماید : چون تنک نباشد دل مسکین حمامی
شمارهٔ ۱۳۱ - وله ایضا : ای مقنعه و شده مرا صبحی و شامی
شمارهٔ ۱۳۲ - شیخ کمال الدین خجند فرماید : هر لحظه بغمزه دل ریشم چه خراشی
شمارهٔ ۱۳۳ - سلمان ساوجی فرماید : زسودای رخ و زلفش غمی دارم شبانروزی
شمارهٔ ۱۳۴ - سلمان فرماید : هر مختصر چه داند آئین عشقباری
شمارهٔ ۱۳۵ - خواجه حافظ فرماید : وقت را غنیمت دان آنقدر که بتوانی
شمارهٔ ۱۳۶ - سید جلال الدین عضد فرماید : ای برگ گل سوری از خار مکن دوری
شمارهٔ ۱۳۷ - و من بدایع افکاره : ای روز و شبت از رخت اکسونی و دیباجی